گزارش- مجيد روانستان : گزارشگران نقش بسيار مهمي براي مخاطبان تلويزيون ايفا ميکنند. آنها به فوتبال زندگي و روح ميبخشند و جو بازي را به يک بيننده عاشق فوتبال منتقل ميکنند. گزارشگري فوتبال اصلا کار سادهاي نيست و همان اندازه که زبان بايد به خوبي بچرخد، نياز به ذهني خلاق هم دارد. در کشور چند نوع گزارشگر داريم که نه تنها اين کارکرد را ندارند، بلکه با جملات قصار و عجيبي که بر زبان ميآورند، سوهاني بر روان بينندگان حرفهاي فوتبالهاي خارجي و حتي داخلي ميشوند. وقتي فردي دچار لغزش کلامي ميشود، ميتوان فرضيههاي زيادي مطرح کرد. سادهترين فرضيه اين است که او را فردي سادهلوح خطاب کنيم يا او را فردي جسور تلقي کنيم که حرفهاي غيرعادي ميزند، اما براي پرداختن به اين موضوع بايد نگاهي دقيقتر داشته باشيم. متهم کردن افراد به ساده بودن، نوعي قضاوت است، اما توصيف اين ماجرا از ديدگاه علمي شايد براي بسياري جذاب باشد.
لغزشهاي کلامي
موضوع مهم براي پرداختن به اين مسأله، نقش احساسات يا هيجانات در لغزشهاي کلامي است، اما هيجانات چگونه ميتواند باعث لغزشهاي کلامي شود؟ هيجانات ما نقش زيادي در رفتارهاي ما دارند. ما در طول روز احساسات و هيجانات زيادي را تجربه ميکنيم که به آن توجه نميکنيم. بهطور مثال احساس ترس، خشم، غم، شرم يا احساس شادي، تعجب، شگفتي و... اين احساسات ميتوانند سازگار يا ناسازگار باشند. جالب است بدانيد احساس ترس گاهي ميتواند باعث اجتناب و گوشهگيري ما شود و گاهي ميتواند از ما در برابر خطرات محافظت کند. احساساتي مانند خوشحالي و شگفتزدگي ميتواند باعث جوگير شدن افراد و مختل شدن لحظهاي تفکر و در نتيجه لغزش کلامي شود. طبعا براي يک گزارشگر ورزشي آن هم از نوع فوتبال، بروز احساسات يک توانمندي محسوب و باعث جذب بيشتر مخاطب ميگردد. به همين دليل بسياري از گزارشگران فوتبال بايد سعي کنند از تمام ظرفيت هيجاني خود براي گزارش استفاده نکنند و تا حدودي احساسات خود را کنترل کرده تا اوضاع از دستشان خارج نشود. همچنين بايد مراقب بود که کنترل کردن احساسات منجر به سرکوب آن نشود، چرا که ميتواند مانند يک بمب در زمان نامناسب منفجر شود.
سيدجلال حسيني!
برخي نقل قولها که از سوي گزارشگران فوتبال انجام شده، در تاريخ به ثبت رسيده و هنوز پس از سالها، مردم اگر چه جزئيات بازي را فراموش کردهاند، اما نقل قول آن گزارشگرها را همچنان در ذهن دارند. عليرضا عليفر، بهدليل اشتباه فاحشي که در حين گزارش بازي تيمهاي رئال مادريد و لوانته انجام داد، تا اطلاع ثانوي از گزارشگري محروم شد. او که پيش از اين با اظهارات فني حين گزارش خبرساز شده بود، اينبار هنگام معرفي بازيکنان لوانته، سيدجلال حسيني را بازيکن شماره 17 اين تيم معرفي کرد! ماجراي امير دولاب را که به ياد داريد؟ با اين گزارشها بيش از پيش نبود عادل فردوسيپور را حس ميکنيم. بسياري از گزارشگران تازه نفس برنامههاي ورزشي از تسلط کامل به نحوه اجراي مسابقه برخوردار نيستند تا به اين ترتيب تاريخچه گافهاي گزارشگران به وجود بيايد. اشتباه سرهنگ اين بار باعث شد تا روابط عمومي شبکه ورزش در اقدامي کمتر ديده شده، دست به واکنش زده و اين گزارشگر قديمي را تا اطلاع ثانوي از گزارشگري محروم کند. انتقادي که به اين اقدام صداوسيما وارد است، اين است که چرا دير به فکر اين موضوع افتاد؟ گزارشگران اغلب با پديده تعريف نشدهاي تحت عنوان خط قرمز درگيرند و هرکدام تعريف جداگانهاي از آن دارند. برخي از آنها حتي تلفظ صحيح اسم بازيکنان را تغيير ميدهند تا مبادا بابت به زبان آوردن کلمهاي دور از شأن توبيخ شوند و صندلي گزارش را از دست بدهند. خط قرمز فرضي گاهي تا نزديکي زبان آنها پيشروي ميکند و محصول کار بعضا چيزي غيراز يک گزارش خشک و بيروح نيست. هر کدام از گزارشگران ما دوست دارند صحبتهايي را انجام دهند که تا به حال هيچ گزارشگري انجام نداده است. برخي اوقات فکر ميکنند تنها خودشان هستند که اين اطلاعات را دارند.
جاي خالي عادل و مزدک
تفاوت ميان گزارشگران در ارائه گزارشهاي ورزشي زياد است. گزارشگراني مثل عادل فردوسيپور و مزدک ميرزايي که به زبان انگليسي اشراف دارند و معلوماتشان نيز به روز بود، گزارشهاي خوبي از مسابقات ميدادند، ناگهاني محو شدند. نوع گزارشهاي عادل و مزدک بيانگر اين بود که به برنامه گزارشگران خارجي خوب گوش ميدادند و خيلي خوب ميدانستند بايد در کجا صدايشان اوج داشته باشد و در کجا فرود. آنها از تکيه کلامها بهموقع استفاده ميکردند. بينندگان تلويزيوني هم به صداي خوب آنها عادت کرده بودند؛ مسلماً وقتي گزارشگري گزارش خوبي ارائه نميدهد، بيننده هم زياد تمايل به شنيدن گزارشهاي او بهدليل به روز نبودن اطلاعاتش ندارد. متاسفانه بعضي گزارشگران گافهاي بزرگي ميدهند که قابل تحمل نيست و از طرفي باعث دلسردي بينندگان تلويزيوني از لذت بردن بازي ميشوند. گزارشگري فوتبال يکي از ارکان مهم در القاي جنبههاي خوب يا بد يک مسابقه است و نقشي تعيين کننده در رونمايي يک بازي براي ميليونها بيننده تلويزيوني يا شنونده راديويي دارد.
بازيکنان ميکرفون به دست شوند!
در خيلي از کشورهاي صاحب فوتبال بازيکنهايي پس از آويختن کفشها، ميکروفون در دست گرفته و تبديل به گزارشگر فوتبال يا چهره تلويزيوني در برنامههاي ورزشي ميشوند و يا به تحليل فني مسابقات علاقه داشته و اين مسير را برميگزينند. ايرانا پلاس نوشت؛ اگر ما نيز به اين سمت و سو برويم صاحب گزارشگران قابلي خواهيم شد تا ديگر شاهد اشتباهاتي از قبيل امير دولاب، سيدجلال حسيني و... نباشيم. شايد گري لينهکر مشهورترين نمونه از اين بازيکنها باشد، اما حتماً نام اندي گري را شنيدهايد، يکي از معروفترين گزارشگرهاي فوتبال که صدايش نه تنها در پخش زنده بازيها بلکه در بازيهاي رايانهاي فوتبال نيز مورد استفاده قرار ميگيرد.
بهترين مفسر فوتبال
اندي گري يک گزارشگر درجه يک محسوب شده و همواره در قله قرار داشته است. او را بهترين مفسر فوتبال در بريتانيا ميدانند و زوج مارتين تايلر- اندي گري بهترين زوج گزارشگري فوتبال براي انگليسي زبانها محسوب ميشوند. برخي هم اعتقاد دارند که چهرههايي مثل جوي بارتون، ونسان کمپاني، خوان ماتا، پيتر چک، آسمير بگوويچ، تيم هاوارد، برد فريدل و جاناتان والترز به علت درک بالاي فوتبالي، فن بيان قوي و خوش قلم بودن از شانس زيادي براي ورود به اين عرصه برخوردارند. اميد است ما نيز به اين موضوع حرفهاي بينديشيم تا بتوانيم با اين راهکار شاهد گزارشگران توانمندي در شبکههاي تلويزيوني خود باشيم.