بر اساس شمارش آراي انتخاباتي جناح راستگرا و ارتدوکس مذهبي اسرائيل در به دست آوردنِ اکثريت کرسيهاي مجلس (کنست) ناکام مانده و اين شکستي سنگين براي بنيامين نتانياهو به شمار ميرود. نتانياهو که به اميد کسب اکثريت پارلماني براي جناح راست و مذهبي، انتخابات مجددي را به اسرائيليها تحميل کرد، اکنون از اين هدف بازمانده و کل جناح متبوعش بيش از 56 کرسي از مجلس 120 عضوي اسرائيل به دست نياورده است. بنابراين، او براي تشکيل دولت، چارهاي جز ائتلاف با حزب «اسرائيل خانه ما» به رهبري آويگدور ليبرمن يا احزاب ميانه و چپ از قبيل حزب آبي - سفيد، حزب کارگر و اتحاد دموکراتيک ندارد. ليبرمن اما سرسختانه خواهان تشکيل دولت وحدت ملي با مشارکت حزب ليکود و حزب سفيد آبي است و اين در حالي است که حزب سفيد آبي مثل احزاب کارگر و اتحاد دموکراتيک به شرطي تشکيل دولت وحدت ملي را ميپذيرد که نتانياهو از رهبري حزب ليکود برکنار و بهدليل پرونده فساد مالياش به دادگاه سپرده شود. با اين حساب، نتانياهو در بنبست تازهاي قرار گرفته که راه خروج از آن را شايد پناه بردن به انحلال پارلمان جديد و وعده برگزاري انتخابات تازهاي تصور کند. برگزاري انتخابات براي بار سوم در طول سال جاري را اما نه افکار عمومي ميپذيرند، نه رووين ريولين رئيسجمهور تشريفاتي اسرائيل به راحتي زير بار آن ميرود و نه اين بار کنست به آن رأي ميدهد. با اين همه، نتانياهو که به موقعيت شخصي خود بيش از هر موضوعي اهميت ميدهد، از تلاش براي دستيابي به مقام نخستوزيري به آساني دست بر نخواهد داشت. او آدمي محيل و وارد به زد و بندهاي پيچيده سياسي است. شايد او درصدد برآيد که حزب کارگر به رهبري امير پرتز را که با حزبي منشعب از حزب «اسرائيل خانه ما» متحد شده است، براي پيوستن به ائتلاف خود ترغيب کند. چنين ائتلافي اما از يک طرف، مستلزم آن است که حزب کارگر به مصونيت نتانياهو براي رهايي از تعقيب قضائي در دوره مسئوليت سياسياش رأي دهد که اين طبعاً براي حزب کارگر رسوايي بزرگي به بار ميآورد و از طرف ديگر، نيازمند آن است که نتانياهو با ايدههاي معتدلتر حزب کارگر در مورد مسأله فلسطين همراه شود که اين نيز طبعاً سبب خشم و طغيان حزب افراطي «يمينا» به رهبري آيلت شاکيد خواهد شد که از متحدان طبيعي ليکود و حامي سرسخت گسترش شهرکهاي يهودي در کرانه باختري است. در واقع تا زماني که نتانياهو در رأس حزب ليکود باشد، تشکيل دولت تازه نه براي خودش مقدور است و نه براي بني گانتز رهبر حزب آبي - سفيد که رقيب اصلي او به شمار ميرود. بنابراين، براي هموار شدن مسير تشکيل دولت يا نتانياهو بايد داوطلبانه از مقام نخست وزيري چشم بپوشد و يا اينکه حزب ليکود رأي به برکناري او دهد و يا اينکه ليکود در کشاکش بحث و جدل بر سر سرنوشت او دچار انشعاب شود و گروه انشعابي به همراه گانتز و ليبرمن و احزاب چپ، دولت وحدت ملي تشکيل دهد. در هر صورت نتانياهو ديگر به چشم راهحل مشکلات اسرائيليها ديده نميشود. به واقع او خود بهصورت بزرگترين مشکل جامعه سياسي اسرائيل در آمده است.