براي هر انتخاباتي لازم است يک استراتژي و يک هدف معين تعريف شود. در اين ميان وقتي با انتخاباتي مانند انتخابات مجلس مواجه هستيم هر جرياني از جمله جريان اصلاحطلب بايد يک مجموعه اهدافي براي خود روشن کند و همه تلاش خود را به کار ببندد تا به آن هدف دست پيدا کند. در اين راستا چند تاکتيک مطرح ميشود که يکي از آنها کنار کشيدن و منفعل شدن است. درمقابل اما راه ديگر فعال شدن و رو به جلو بردن روشها و منشهاي اصلاحطلبي است. البته يک راه سومي هم وجود دارد و آن اين است که مانند خارج نشينها تنها بنشينند و دست روي دست بگذارند تا اتفاقي رخ بدهد و اصلاحي صورت بگيرد. طبيعي است، در اين مسير آن راهي برتر است که با روش اصلاحات رو به جلو حرکت کنيم؛ که البته اين راه بدون هزينه نيست و ميتواند مورد استقبال قرار نگيرد و تبعاتي به دنبال داشته باشد حتي ممکن است تيغ نظارت استصوابي حاميان اين اصلاحات را مورد قلع و قمع قرار داده و يا تبعات اين مسير تا مرز بازداشت و دستگيري هم به پيش برود اما نبايد از آن عقبنشيني کرد. ما در ماه محرم هستيم و بد نيست آموزههاي اسلامي را به خاطر داشته باشيم. امام حسين(ع) نمونه بارز اصلاحطلبي بودند و تبعات اين اصلاحطلبي را با خونشان پرداخت کردند. مشخص است که هر که براي اصلاحات قيام ميکند هزينهاي نيز پرداخت ميکند. هر کسي که براي اصلاحات زحمت ميکشد بدون چشمداشت و توقعي بايد براي آن تلاش کند. بايد گفت در ميان اصلاحطلبان درباره انتخابات يک جمع بندي وجود دارد و آن اين است که کسي قهر با صندوق راي را قبول ندارد ولي شرط و شروطي با خود و ليست اصلاحطلبي داريم. ما بايد بپذيريم که افرادي پايبند به اهداف اصلاحطلبي وارد مجلس شوند و اين نباشد که فرداي انتخابات سينهشان را جاي ديگري بزنند و شامشان را جاي ديگري بخورند. وقتي صحبت از شرط و شروط انتخاباتي به ميان ميآيد مقصود شرط و شروط اصلاحطلبان با خودشان است و اين چيزي است که «سعيد حجاريان» به عنوان اولين ايدهپرداز اين موضوع نيز بر صحت اين مطلب مهر تاييد ميزند. با او در اينباره صحبتي داشتم که عنوان ميکرد مسأله شرط و شروط را براي خودمان مطرح کردم و منظورم اين بود کساني که ادعاي اصلاحطلبي دارند، واقعا اصلاحطلبند يا خير؟ به نظرم شرط و شروط اوليه بايد با خودمان باشد. زماني که پيمان ميبنديد که قرار است کاري را انجام دهيد و به عنوان مثال نامهاي براي شخصيتي مينويسيد و 40 نفر بيشتر آن را امضا نميکنند؛ بيان کننده آن است که از قبل تعيين نشده که اين فرد با چه رويکردي به مجلس رفته و عملکردش چيست و از او چه انتظاراتي ميرود؟ نکته بعدي اين است که بايد صادقانه با مردم صحبت کرد و اشتباهات و کمکاري هايمان را بپذيريم. کساني که به عنوان دبيران و موسسان احزاب و دبيران فراکسيون هستند بايد پاسخگو باشند که چه نوع مرامنامه و راهکاري را ترسيم کرده و چه نقشي را بازي خواهند کرد، هدف و برنامهريزي شان برچه اساسي است. اگر اين موضوع را رعايت کردهاند، دچار چه گرفتاريها و مشکلاتي شده و در کدام قسمتها کمکاري کردهاند. براي رسيدن به جمع بندي بايد اين موضوعات روشن شود. شايد در تفسير آنچه مطرح شد اين نتيجه در ذهن نقش ببندد که قرار است سال 98 هيچ ائتلافي در کار نباشد، اما مقصود از اين حرف اين نيست که اصلاحطلبان همانند سال 94 اتئلافي نخواهند داشت، بلکه به نظر ميرسد ابتدا بايد نقشه راه تدوين شود. فراموش نکنيم از سال 94 تا امروز شرايط تغييرات زيادي داشته است لذا نميتوانيم همان نسخهاي که براي انتخابات 94 پيچيده شد براي 98 هم در نظر گرفت.