اين روزها بحثهاي زيادي در باب شفافيت آراي نمايندگان و بيان مواضع آنها مطرح است که در قالب مطالبه از سوي برخي گروهها دنبال مي شود. در اين ارتباط طرحي در مجلس مطرح شد که اگرچه در زمان تهيه و تدوين، نمايندگان زيادي آن را امضا کرده بودند اما متاسفانه در زمان رايگيري راي نياورد. طبيعي است که نمايندگان به عنوان وکلاي ملت موظف به تعقيب، بيان و دفاع از مطالبات موکلان خود و ارائه گزارش به آنها هستند.اگر اين روند به درستي مديريت شود به تبع آن نمايندگان مردم مورد قبول موکلان خود بوده و براي دوره هاي بعد هم مورد اعتماد مردم خواهد بود زيرا مطالبه مردم و موکلان خود را چه در سطح حوزه انتخابيه و چه سطح ملي پيگيري کردهاند. اگرچه مردم انتظار پيگيري مطالبات خود را از نمايندگان دارند ولي برخي نمايندگان بعد از ورود به مجلس گرفتار يکسري مصلحتانديشيها و محافظهکاريها ميشوند به طوري که آنچه انجام ميگيرد خواست موکلان نيست. همان طور که امروز شاهديم اين نگاه بين مردم وجود دارد که مجلس مطالبات مردم را دنبال نميکند و توجهي به رفع مشکلات اقتصادي، معيشتي، فرهنگي و اجتماعي به عنوان دغدغه اصلي مردم ندارد. از طرفي به دليل وجود برخي ملاحظهکاريهاي دولت با مجلس يا مجلس با دولت، وزرا و دستگاه هاي اجرايي، مطابق مطالبه عمومي مردم با مشکلات برخورد نشده يا در راي دادن ها شفاف عمل نمي شود از اين جهت بحث ها درباره شفافيت آرا داغ است. من شخصا معتقدم از آنجا که نمايندگان وکيل مردم هستند و وکلا هم بايد در چارچوب مطالبه موکلان خود حرکت کنند بنابراين در شرايط امروز که قاطبه موکلان خواستار چنين شرايطي هستند نمايندگان هم بايد با شفافيت در مسائل موافقت کنند. اگرچه شفافيت در جايي ممکن است عوارضي داشته باشد ولي در مجموع نه تنها به نفع مردم بلکه به نفع مجلس و در درازمدت به نفع نمايندگان هم تمام خواهد شد، زيرا مي تواند از عوارضي همچون نفاق و دوگانگي جلوگيري کند.