بستن

چرا باید یک لیسانسه راننده سرویس مدارس شود؟!

چرا باید یک لیسانسه 
راننده سرویس مدارس شود؟!
امان ا... قرایی مقدم جامعه شناس

روز گذشته فرماندار محترم تهران اعلام کردند که 844 نفر از رانندگان سرويس مدارس داراي مدرک ليسانس، فوق ليسانس و دکتري هستند و اين امر را به سطح بالاي تحصيلي در سرويس‌هاي مدارس ارتباط دادند، ولي ايشان به اين موضوع اشاره نکردند که چرا بايد 844 نفر از تحصيل‌کرده‌هاي جامعه در سرويس مدارس کار کنند. امروزه توروم در فارغ التحصيلان دانشگاه به‌دليل اينکه در سال‌هاي گذشته در اين رابطه نيازسنجي صورت نگرفت و دانشگاه‌هاي مختلف يکي پس از ديگري تاسيس شد، بدون اينکه بازار کار را براي اين فارغ التحصيلان‌شان در نظر بگيرند در جامعه بيداد مي‌کند. از سال‌هاي گذشته آمار فارغ التحصيلان دانشگاه‌ها حتي از مرز 27.5 تا 30‌درصد در حالت خوشبينانه گذشته و امروز شاهد بيکاري آشکار و پنهان در ميان اين قشر تحصيلکرده هستيم؛ آماري که هر روز روبه فزوني مي‌رود و با توجه به شرايط موجود اين آمار در سال‌هاي آينده نيز افزايش چشمگيري پيدا خواهند کرد. متاسفانه پذيرش دانشجو در دانشگاه‌هاي ما براساس رشته‌ها و تخصص‌هايي که مورد نياز جامعه است، صورت نمي‌گيرد و همين امر باعث افزايش روزافزون آمار فارغ التحصيلان بيکار در بخش‌هاي صنعت، عمران، هنر و ... شده است. دانشگاه‌ها در رشته‌هاي مختلف بدون اينکه نيازي در جامعه وجود داشته باشد هر‌ساله هزاران دانشجو را پذيرش مي‌کنند و حالا به قدري تورم بيکاري در جامعه افزايش پيدا کرده که رشته‌هاي مهندسي نيز بيکار هستند و مجبورند براي گذران زندگي‌شان به سرويس مدارس، راننده تاکسي، شرکت‌هاي خدماتي شهرداري و رفته‌گري و... روي بياورند. مارکس مي‌گويد: ‌ما دو نوع کار در جامعه داريم، يک کار ساده که نياز به مهارت پيچيده‌اي ندارد، مانند راننده‌هاي سرويس مدارس و دستفروشان کنار خيابان، کارگران و يک کار با مهارتي که نيازمند پرورش نيروي انساني است و بايد براي پرورش يک نيروي متخصص و کارآمد سرمايه‌گذاري و هزينه شود. هر فردي در جامعه يک هزينه سرانه دارد که از لحظه تولد، آغاز و تا لحظه مرگ اين هزينه سرانه ادامه دارد. اين هزينه‌ها عمدتا بر دوش کشور و دولت است و امروزه براي يک کارگر ساده حدود 30 تا 40‌ميليون تومان هزينه‌ مي‌شود و براي يک فرد فارغ التحصيل دانشگاه ما تا مقطع ليسانس نزديک به 200‌ميليون تومان هزينه خواهد شد. آلفرد سويي، جمعيت شناس فرانسويي به اين موضوع، هزينه‌ سرانه فرد مي‌گويد. وقتي يک فارغ التحصيل در مقطع دکتري و مهندسي که بيش از ارقام براي او هزينه شده است و رقم آن به حدود 300‌ميليون مي‌رسد به شغلي مانند راننده سرويس مدارس از سر اجبار و بيکاري روي مي‌آورد، ما آن فرد متخصص را در سطح يک کارگر ساده که مهارتي ندارد و هزينه سرانه او در جامعه بسيار کمتر است، پايين آورده‌ايم و در نتيجه ميلياردها تومان سرمايه کشور را نابود کرده‌ايم. چندي پيش 23 نفر از فارغ التحصيلان دانشگاه با تحصيلات عاليه در خرم آباد رفتگر شدند، ما نمي‌گوييم که اين شغل خدايي ناکرده بد است ولي چرا بايد يک فرد متخصص که چند صد‌ميليون براي او هزينه سرانه صرف شده، به يک کار بدون مهارت مشغول شود. اين موضوع در کنار يک ضرر هنگفت اقتصادي در کشور، به نابودي نيروي انساني استراتژيک و متخصصي منجر مي‌شود و تنها يک دليل ساده دارد و آن اينکه ما برنامه ريزي مدوني در رابطه با پرورش نيروي متخصص هيچوقت نداشته‌ايم و کيفيت تحصيلي را فداي کميت ميزان دانشگاه‌ها کرديم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی