بستن

محور روسيه،ايران و تركيه برای «رفع تحريم ها»كارساز است

محور روسيه،ايران و تركيه برای «رفع تحريم ها»كارساز است
آرمان - محمدحسین لطف‌الهی: رئیس‌جمهور به منظور دیدار با سران دو کشور روسیه و ترکیه در قالب نشستی سه‌جانبه و در ادامه روند صلح آستانه به آنکارا سفر کرده است. برگزاری این نشست سه‌جانبه پیش از نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد و همچنین همکاری‌های تجاری گسترده سه کشور به رغم تحریم‌های غیرقانونی ایالات متحده سبب شده تا نشست آنکارا بیش از پیش در معرض توجه قرار گیرد. «آرمان ملی» در گفت‌وگو با دکتر شعیب بهمن، کارشناس مسائل روسیه به بررسی این موضوع پرداخته است. او می‌گوید محور اصلی مذاکرات رئیس‌جمهور در ترکیه، مساله سوریه و شیوه‌های پایان دادن به بحران در این کشور است اما در حاشیه و در دیدارهای دوجانبه موضوعاتی نظیر برجام و مراودات تجاری دوجانبه با روسیه و ترکیه مطرح خواهد شد. متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

به‌نظر شما موضوعات اصلي در نشست‌هاي سه‌جانبه رؤساي جمهور ايران، روسيه و ترکيه چه خواهد بود؟

محور اصلي مذاکرات رئيس‌جمهور در ترکيه، مساله سوريه و شيوه‌هاي پايان دادن به بحران در اين کشور است. در اين نشست‌هاي سه‌جانبه که مسبوق به سابقه نيز هستند و تا امروز دستاوردهاي ملموسي به خصوص در موضوع سوريه داشته‌اند، چند موضوع اصلي در دستور کار مذاکرات باشد. يکي مساله شرق فرات و حضور نيروهاي آمريکايي در آن منطقه که مدعي هستند به حمايت از نيروهاي کرد در منطقه حضور دارند و به اين بهانه به حمايت از گروه‌هاي تروريستي مي‌پردازند. دوم مساله ادلب و روش پايان دادن به تنش و درگيري در اين منطقه خواهد بود. مساله سوم و يکي از مهم‌ترين مسائل که در نشست‌هاي پيشين نيز در خصوص آن به بحث و گفت‌وگو پرداخته شده، بحث قانون اساسي سوريه است که رؤساي جمهور سه کشور هرکدام نظرات خاصي در خصوص آن دارند. در کنار موضوعات کلي نيز ديدارهاي حاشيه‌اي و دوجانبه برگزار خواهد شد که احتمالا سران کشورها در آن به بررسي روابط دوجانبه و برخي مسائل بين‌المللي خواهند پرداخت. اغلب موضوعاتي که در روابط ميان ايران و روسيه يا ايران و ترکيه مطرح بود نيز به احتمال زياد مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.

نخست وزير اسرائيل تلاش مي‌کند تا روسيه را در مقابل ايران قرار دهد و ابايي از بيان اين موضوع به‌طور عام ندارد. ارزيابي شما از نتايج تلاش‌هاي نتانياهو عليه ايران به خصوص در ديدار هفته گذشته با ولاديمير پوتين چيست؟

تلاش‌هاي نتانياهو براي تاثيرگذاري بر روسيه تا امروز ناکام مانده. اگر ما بازگرديم و به مجموعه تلاش‌هاي او به خصوص طي دو سال گذشته نگاهي بيندازيم، خواهيم ديد که عملا تمام خواسته‌هاي او توسط روسيه رد شده است. اسرائيلي‌ها در وهله اول تقاضا داشتند که مسکو نقش حمايتي خود را از بشار اسد کنار بگذارد و در مرحله بعد تمايل داشتند که تا حد امکان مانع همکاري نزديک تهران و مسکو شوند. امروز اما نه روس‌ها موضع خود را در قبال سوريه تغيير داده‌اند و نه دست از همکاري با ايران برداشته‌اند. يعني به رغم آنکه اسرائيل رايزني‌هاي گسترده‌اي انجام مي‌دهد و با تبليغات رسانه‌اي به پوشش آن مي‌پردازد اما عملا تغييري در قبال سياست خارجي روسيه نگذاشته است. در اين نشست هم قاعدتا تلاش‌هاي نتانياهو به جايي نخواهد رسيد.

موضوع برجام آيا در اين نشست و به‌طور خاص در ديدار رئيس‌جمهور با همتاي روسي خود مطرح خواهد شد؟

به طور قطع در مذاکرات دوجانبه‌اي که آقاي روحاني با ولاديمير پوتين خواهد داشت، درباره برجام نيز گفت‌وگوهايي صورت خواهد گرفت. به هر حال هم روسيه و هم ترکيه در زمره کشورهايي به شمار مي‌روند که نه تنها تحريم‌هاي ايالات متحده عليه ايران را به رسميت نمي‌شناسند بلکه به صراحت اعلام کرده‌اند که اعمال فشار غيرقانوني را نمي‌پذيرند و از آن تبعيت نخواهند کرد. در عين حال هر دو کشور درگير گسترش مناسبات اقتصادي خود با ايران هستند و تمايل دارند نقش مؤثري در رابطه با همکاري تجاري با جمهوري اسلامي ايران ايفا کنند. طي چند هفته گذشته نيز پيشنهادهاي متنوعي از سوي روسيه و ترکيه مطرح شده که از جمله آنها مي‌توان به بحث فروش نفت ايران، ايجاد مسيرهاي جديد دريايي جديد براي انتقال نفت و ايجاد ساز وکار مالي جديد موسوم به سوئيفت روسي اشاره کرد. از گذشته نيز پيشنهاد استفاده از ارزهاي ملي در تبادلات تجاري دوجانبه مطرح بوده که تا مقداري نيز تحقق يافته و هر سه کشور تمايل دارند اين نوع مبادلات با ارز ملي گسترش يابد. بحث فروش نفت ايران به ترکيه و تبادلات نفتي و بانکي نيز ميان دو کشور وجود داشته و در حال حاضر نيز اين مسائل در مذاکرات مطرح خواهد شد. با توجه به موضع گيري روسيه و ترکيه در رابطه با مساله برجام و تحريم‌ها، قاعدتا راهکارهاي دور زدن تحريم‌ها از جمله بحث‌هاي مهم دو‌جانبه ميان آقاي روحاني در ديدارهاي دو‌جانبه با آقايان پوتين و اردوغان خواهد بود.

از پيشنهادها براي فروش نفت ايران سخن گفتيد. چندي قبل هم صحبت‌هايي در خصوص فروش نفت ايران از طريق روسيه بيان شده بود. به‌نظر شما اين پيشنهاد عملي است و امکان عملياتي شدن دارد؟

در شرايطي که اينستکس هنوز به‌طور کامل عملياتي نشده و به موجب تحريم‌هاي غيرقانوني آمريکا، فروش نفت ايران با مشکل روبه‌رو شده است، روس‌ها پيشنهاد داده‌اند که بخشي از فروش نفت ايران از طريق آنها انجام گيرد. البته پيشنهاد فروش نفت ايران از طريق روسيه پيشنهاد چندان جديدي نيست و اولين بار در سال 2014 يعني زماني که هنوز برجامي وجود نداشت و ايران در سايه تحريم‌ها به افزايش فروش نفت مي‌انديشيد مطرح شد. در آن زمان هنوز تحريم‌هاي هسته‌اي پابرجا بود و دو کشور تصميم داشتند در بحث فروش نفت تا سقف 500‌هزار بشکه در روز با يکديگر همکاري کنند. اين پيشنهاد در همان سال‌ها به‌طور محدود اجرا شد و دو کشور در زمينه تجارت نفت پيشرفت‌هاي خوبي حاصل کردند؛ هر چند که با به ثمر نشستن برجام و لغو تحريم‌ها طرح فروش نفت ايران از طريق روسيه به نتيجه نرسيد و از سوي دو کشور کنار گذاشته شد، با اين وجود تجربه اجراي محدود آن نشان داد، طرح مذکور طرحي عملياتي است و اکنون که ايران به صدور نفت از راه‌هاي ديگر مي‌انديشد، مي‌تواند به‌عنوان يک راه جايگزين و گزينه‌اي جدي براي مقابله با تحريم‌ها و کاهش آثار آن‌ها به کار گرفته شود. فعال شدن تحريم‌هاي يکجانبه آمريکا عليه ايران، مساله‌اي است که نمي‌توان انتظار داشت اروپا بتواند خيلي جدي در برابر آن بايستد و منافع اقتصادي کشورمان را تعيين کند. در اين شرايط نياز است به راه‌هاي جايگزين انديشيده شود و از آنجا که چشم انداز روشني در برابر طرح فروش نفت ايران از طريق روسيه وجود دارد، مي‌توان اين طرح را در دستور کار قرار داد. روسيه هنوز اعلام نکرده اين نفت را چگونه تحويل خواهد گرفت يا در کدام بازار و به چه صورت به فروش خواهد رساند اما مسئولان ما نبايد از ظرفيت‌هاي اين طرح غافل شوند؛ زيرا در دوران تحريم بايد از راهي که مي‌توان به‌دنبال کاهش آسيب ناشي از تحريم‌ها بود که مردم عادي را هدف قرار داده است. آمريکا تهديد کرده است که هر کشوري را که بخواهد در دور زدن تحريم‌ها به ايران کمک کند يا مانع از به صفر رساندن فروش نفت ايران شود، تحريم خواهد کرد. همکاري با روسيه از آن رو حائز اهميت است که پيش از اين چندين شرکت روسي به‌دليل همکاري با ايران در دور زدن تحريم‌ها، خود دچار تحريم شده‌اند اما با اين حال اراده مسکو براي همکاري با جمهوري اسلامي همچنان پابرجاست. روسيه بارها تاکيد کرده که تحريم‌ها عليه ايران را غيرقانوني مي‌داند و به آن عمل نخواهد کرد. از سوي ديگر آنها براي تلاش به منظور تغيير نظم جهاني موجود و مقابله با يکجانبه گرايي آمريکا در عرصه بين‌الملل تلاش دارند تا مانع از تحقق خواست واشنگتن شوند و از اين طريق از سيطره کامل ايالات متحده بر منطقه خاورميانه که منطقه‌اي استراتژيک است، جلوگيري به عمل آورند. با همه اين اوصاف، عملي شدن طرح فروش نفت ايران از طريق روسيه منوط به آن است که مسئولان کشور ما آن طرح را جدي بگيرند و براي به ثمر نشستن آن تلاش کنند.

در موضوع تحريم‌ها گمانه‌زني‌هايي مطرح است که تحريم ايران در برخي مسائل به‌طور خاص به نفع روسيه است و به‌دليل تعارض منافعي که وجود دارد، امکانش هست که روسيه بخواهد ايران زير فشار تحريم‌ها باقي بماند. براي مثال در موضوع تامين انرژي ترکيه، روسيه و ايران رقابت دارند و تحريم ايران مي‌تواند سود خوبي براي اين مسکو داشته باشد. ارزيابي شما از اين مساله چيست؟

اين مسائل بيشتر از آن که واقعيت داشته باشد و ما در عمل شاهد آن باشيم، ساخته و پرداخته رسانه‌هاي غربي و عربي است و آن‌ها براي اختلاف افکني ميان ايران و روسيه و بدبين کردن افکار عمومي ايران به مسکو به اين مسائل دامن مي‌زنند. اگر مقاصد صادرات نفت ايران و روسيه را مورد بررسي قرار دهيم، متوجه مي‌شويم که مقاصد صادرات نفت دو کشور تا حد زيادي متفاوت است. ايران عمدتا نفت خود را به کشورهاي آسيايي نظير هند، ژاپن و چين صادر مي‌کند، در حالي که عمده‌ترين خريداران نفت روسيه را کشورهاي اروپايي تشکيل مي‌دهند. هيچ‌گاه نيز در طول تحريم‌هاي غيرقانوني عليه ايران اين روسيه نبوده که جاي ايران را در بازار پر کرده باشد و اساساً روسيه به مقاصد صادراتي ايران، صادرات نفت چنداني ندارد. اگر به دور پيشين تحريم‌ها عليه ايران نيز نگاهي تحليلي داشته باشيم، متوجه مي‌شويم که کشورهايي نظير عربستان، امارات و کويت بودند که جاي خالي نفت ايران را در بازارهاي جهاني پر کردند و به اين ترتيب نقشي انکارنشدني در افزايش فشار تحريم‌ها عليه کشورمان داشتند. بعد از برجام نيز اين بحث در اوپک مطرح شد که اين کشورها بايد توليد نفت خود را کاهش دهند تا سطح توليد ايران به سطح توليد قبل از تحريم‌ها بازگردد. در حال حاضر نيز روس‌ها سود چنداني از صادرات نفت ايران نمي‌برند. تنها ممکن است که کاهش صادرات ايران به افزايش قيمت‌ها در بازارهاي جهاني منجر شود که آن‌هم تا حدي براي همه توليدکنندگان نفت مي‌تواند مفيد باشد؛ زيرا مي‌تواند توليدکنندگاني مانند آمريکا را به افزايش سطح توليد وادارد و عملاً برخي بازارها از دست فروشندگان سنتي نفت خارج شود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد که موارد محدودي اشتراک ميان مقاصد صادراتي ايران و روسيه وجود دارد که اصلي‌ترين آنها چين و ترکيه هستند اما عمده‌ترين خريداران نفت دو کشور متفاوت هستند و نمي‌توان مسکو را متهم کرد که دنبال تحريم ايران است و از اين مساله منفعت خاصي دارد. با توجه به اين مسائل مي‌توان گفت تحريم ايران سود چنداني براي روسيه ندارد اما رسانه‌هاي غربي با بزرگنمايي اين مسائل کوچک تلاش مي‌کنند که معدود شرکاي تجاري ايران را نيز به نوعي حذف کنند تا فشارها عليه اقتصاد کشورمان بيش از پيش افزايش يابد. نبايد اسير اين گونه بازي‌هاي رسانه‌اي شد و بايد تلاش کرد که نه تنها فرصت‌هاي تجاري را از دست نداد بلکه به گسترش و توسعه آنها انديشيد.

در يک ماه اخير مطالب زيادي در خصوص درياي خزر مطرح مي‌شود. نظر شما درباره کليت توافق ميان ايران و کشورهاي حاشيه خزر چيست؟

در کنوانسيون رژيم حقوقي درياي خزر، مسائلي توسط ايران پذيرفته شده که بر خلاف منافع ملي است و توجيهي ندارد. چند نوع انتقاد به کنوانسيون رژيم حقوقي درياي خزر وجود دارد؛ يک گروه از منتقدين مغرضانه به‌دنبال قلب حقيقت هستند زيرا آن‌ها روي چند نکته دست مي‌گذارند که با واقعيت همخواني ندارد. اول اينکه سهم 50‌درصدي ايران از خزر يعني، آب‌هاي ايران تا مرزهاي قزاقستان ادامه داشته باشد که هيچ‌عرف بين‌المللي اين را نمي‌پذيرد. مساله دوم واگذاري سهم ايران به روسيه است که صحت ندارد؛ چرا که اساسا در اين توافق 5‌جانبه سهم روسيه از ديگر کشورها بيشتر نيست، اما ايراد اصلي اين کنوانسيون در امتيازاتي است که برخي کشورها داده شده و مسأئلي که ايران پذيرفته. ممکن است چالش‌هايي امنيتي يا اقتصادي در آينده به وجود آيد که در کنوانسيون ديده نشده. يک نقد بر رويکرد حاکم بر سياست خارجه وجود دارد که چرا دستگاه سياست خارجي تا چند سال پيش موضعي کاملا متفاوت در پيش گرفته بود و حال با موضعي جديد نسبت به مساله خزر برخورد مي‌کند. ايران اصولي داشت که سال‌هاي سال بر آن پافشاري مي‌کرد اما ناگهان عقب نشيني کرد. ما در گذشته دو قرارداد 1921 و 1940 را به‌عنوان پايه تعيين سهم در خزر در نظر مي‌گرفتيم اما در حال حاضر پذيرفته‌ايم که اين دو قرارداد ملغي اعلام شوند. چنين مساله‌اي باعث خواهد شد که در مذاکرات آينده نتوانيم به اين دو قرارداد استناد کنيم. يکي از چالش‌هاي جدي در خصوص خزر، دريايا درياچه‌بودن آن است. ايران همواره خزر را به‌عنوان درياچه به رسميت مي‌شناخت و بر اين اساس مي‌توانست سهم بيشتري از آن داشته باشد، اما در کنوانسيون جديد از حقوق درياها به‌عنوان مبني تعيين سهم هر کشور استفاده شد. يکسري تفاوت‌ها وجود داشت، اما روح حقوق درياها در اين کنوانسيون جاري است. از سوي ديگر همواره بر حاکميت 20‌درصدي ايران بر خزر تاکيد مي‌شد اما در کنوانسيون جديد - هرچند هنوز سهمي اعلام نشده سهم ايران به‌طور قطع کمتر از 20‌درصد خواهد بود. يکي ديگر از ايرادات وارد بر اين قرارداد آن است که ايران هيچ‌گاه قراردادهاي دوجانبه و سه‌جانبه ميان کشورهاي شمالي خزر را به رسميت نمي‌شناخت اما عملا در کنوانسيون جديد آن قراردادها به رسميت شناخته شد. چالش ديگر مساله نفت و انرژي است. مالکيت منابع نفت و گاز چالشي اساسي خواهد بود. ايرانيکي از بزرگترين ظرفيت‌هاي خود در منطقه را از دست داده است. تا سال‌ها کشورهاي اروپايي علاقه مند بودند که گاز ترکمنستان را از طريق خط لوله‌اي که از بستر دريا عبور مي‌کند داشته باشند و ايران همواره مخالف بود؛ چراکه اين امتياز بزرگي براي اروپايي‌هاست. اگر ايران اين موضوع را نمي‌پذيرفت، ترکمن‌ها مجبور بودند اين خط لوله را از مسير ايران بسازند که امتياز ژئوپليتيک بزرگي براي کشورمان محسوب مي‌شد و درآمد کلاني را نصيب ايران مي‌کرد. پذيرش اين امر، باعث شد تا مساله انتقال گاز ايران به اروپا که طي سال‌هاي گذشته يکي از اصلي‌ترين محورهاي رايزني‌هاي حوزه انرژي بود به حاشيه رود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی