کارلس پوجدمون:
استقلال کاتالونيا گزينه نهايي است
کارلس پوجدمون که دوسال پيش در بحبوحه رفراندوم استقلال کاتالونيا تشنه توجه رسانهها بود، تاکيد دارد اين تحولات حاصل 30سال فعاليت کاتالانهايي بود که تمام گزينهها را آزموده بودند و همزمان تلاش داشتند با مادريد گفتوگوهاي واقعي داشته باشند. کارلس پوجدمون، رئيس پيشين دولت خودمختار کاتالونيا در حاشيه فستيوال فرهنگي در شهر لوگانو سوئيس نظراتي در خصوص اروپا، روابط با روسيه و استقلال کاتالونيا مطرح کرد. اين سياستمدار اهل اسپانيا ابراز اميدواري کرد حکم دادگاه اتحاديه اروپا که بهزودي اعلام ميشود، به نفع او، کاتالانها و دموکراسي اروپايي باشد. او ميگويد، گرچه با راي مردم در پارلمان اروپايي انتخاب شده است اما مقامهاي اسپانيا بهسختي تقلا ميکنند تا جلوي او را براي نمايندگي در بروکسل بگيرند. پوجدمون بهعنوان عضو انتخاب شده است اما نميتواند در جلسات پارلمان اروپايي شرکت کند. به گفته پوجدمون، دولت مرکزي مادريد از او ميخواهد تا بازگردد و به قانون اساسي اسپانيا قسم ياد کند. رهبر سابق کاتالونيا، اين امر را مغاير با قانون اروپايي ميداند و اميدوار است تا دادگاه اتحاديه اروپا به نفع او راي دهد. رهبر پيشين دولت خودمختار کاتالونيا تاکيد کرد: اروپاي ما اروپايي است که صداي مردم بيش از چيزهاي ديگر در آن اهميت دارد. کاتالونيا ملتي است که قدمتي ديرينه در اروپا دارد. پارلمان ما، نهادهاي ما و قانون اساسي ما ريشه در قرون وسطي دارد و در سال 1714 که دودمان بوربون پادشاهي اسپانيا را در کشورمان برپا کرد، ما آنها را از دست داديم. ما همچنان يک ملت هستيم و اگر مردم بخواهند، حق اين را داريم که استقلالخواهي کنيم. خبرنگار اسپوتنيک در واکنش به سخنان پوجدمون گفت: شما باور داريد که اروپا روي ملتها بنيان گذاشته شده است؟ به نظر ميرسد بسياري از جنبشهاي پوپوليست هم چنين ايدهاي داشته باشند.کارلس پوجدمون اما گفت: برعکس، به اصطلاح پوپوليسم يکي از اصولي است که حقوق بشر روي آن بنا شده است. ماده 21 اعلاميه جهاني حقوق بشر تصريح ميکند که اراده مردم بايد مبناي حاکميت دولت باشد. طبق اين اصل معتقدم که اروپا ميتواند متحدتر باشد و اين در صورتي است که اجازه حفظ تفاوتها به آن داده شود. اما چه چيزي ضامن حفظ اين تفاوتهاست؟ اروپايي با حفظ تفاوتها، به ايدهآلهاي دموکراسي و حقوق بشر ما نزديکتر است. رئيس پيشين کاتالونيا گفت: من پوپوليست نيستم اما به ملتها اعتقاد دارم، چون به دموکراسي باور دارم. من با درک ناسيوناليستي از دموکراسي مخالفم، چون به ديکته تمام جنبههاي زندگي ما از سوي حاکم تاکيد دارد و آن رهبر را ميتوان هر چهارسال يکبار انتخاب کرد. سوئيس يک کشور مدل است. البته همهچيز در آنجا عالي نيست اما دموکراسي در آن کشور کارآمد است چون کنفدراسيونها با تکيه بر اختلافهاست. اگر اتحاديه اروپا را يک سوئيس بزرگ در نظر بگيريم، ميتوانيم براي مشکلات آتي خودمان بهتر آماده شويم. سوئيس به ديگر کشورها نشان داده که چطور ميشود کشوري را بهرغم تمام اين اختلافها با موفقيت اداره کرد. اين سياستمدار اسپانيايي همچنين درباره رويکردش در قبال روسيه، تحريمهاي ضد روسيه و بحران در اوکراين گفت: لازم است روسيه و اتحاديه اروپا روابطشان را ارتقا دهند. بسيار تمسخرآميز است که مشکلات ما با روسيه بسيار بيشتر از شوروي است. بايد آينده را براساس گفتوگو و همکاري ميان شرق و غرب شکل داد. ارتقاي روابط به نفع روسيه و اتحاديه اروپاست. سالها از اجراي اين تحريمها گذشته است و ديدهام که چه نتايجي داشتهاند. زمان تغيير آن فرا رسيده است. اين ميتواند اولين گام اروپا براي حل بحران اوکراين باشد. خبرنگار اسپوتنيک همچنين به آينده مبهم اتحاديه اروپا خصوصا وضعيت برگزيت اشاره کرد و اين سوال را پرسيد که آيا کاتالونيا مايل است بخشي جداشده از اروپا باشد؟