آخرين بار در مشهد و در نشست انجمن پسته کشور ديدمش. در جمع فعالان پسته مشغول سخنراني بودم که وارد سالن شد. جمعيت زيادي در سالن نشسته بودند. وارد که شد به جمعيت نگاه کرد و بلند سلام گفت. متوجه نبود که بين در ورودي و سالن همايش، اختلاف ارتفاع وجود دارد. زير پايش خالي شد و به شکل خطرناکي زمين خورد. همه اينها در چند ثانيه و مقابل چشم همه ما رخ داد اما هيچکس نتوانست کاري کند. نفس راحتي کشيديم وقتي با صورت روي ميز عسلي شيشهاي فرود نيامد اما حتي موکت ضخيم کف سالن هم مانع آسيب ديدن سر و صورتش نشد. صحبتهايم را نيمه کاره گذاشتم و پايين آمدم. با زحمت روي صندلي نشانديمش و سر و صورتش را که حسابي خوني شده بود پاک کرديم. کمي آب نوشيد و به اطراف نگاه کرد. من کمي دورتر، نگران ايستاده بودم. صدايم کرد و گفت: «من خوبم، چيزي نيست. داشتي حرفهاي خوبي ميزدي، برو ادامه بده». دوباره پشت تريبون قرار گرفتم و صحبتهايم را شروع کردم. دوباره از آن بالا نگاهش کردم، سر و صورتش خوني بود و در صندلي فرو رفته بود اما همچنان لبخند ميزد. صحبتم که تمام شد، وقت خواست تا او هم صحبت کند. پشت تريبون رفت و سخنراني قشنگي کرد. اميد در حرفهايش موج ميزد. از سياستمداران گلايه کرد اما حتي يک کلمه منفي و نااميدکننده نگفت. بعد از نشست، چند دقيقهاي با او صحبت کردم. به شوخي گفتم: «سر به هوايي کار دستتان ميدهد، مراقب باشيد». خنديد و گفت: «صبح در حرم امام رضا مردي اطرافم چرخيد و گفت: امروز بلايي بر تو نازل ميشود و خواست بلا را دور کند، خنديدم و گفتم پيرمرد شيطون بلا خودم هستم». بعد از آن روز، يک بار هم تلفني احوالش را پرسيدم؛ انگار شوخيام در ذهنش مانده بود که گفت: «ديگر سربه هوايي نميکنم اما نميدانم چرا اينقدر زمين ميخورم». و ديگر نديدمش تا امروز که شنيدم دار فاني را وداع گفته است. حاج اسدا... عسگراولادي مردي بزرگ و انساني مثبتانديش بود. هيچگاه نااميد نشد و دست از تلاش برنداشت. سرشار از احساس بود اما پشت کوهي از عقل پنهان شده بود. با اين حال هرگز مانع جاري شدن اشکهايش نميشد. برخلاف افسانههايي که دربارهاش ميگفتند، دست کم نيمي از عمرش را به سختي گذرانده بود. در کسب وکار اصولي خدشهناپذير داشت. اگرچه اصولا مردي احساسي بود، اما هيچگاه در تجارت احساسي رفتار نميکرد. تحليلگر و آيندهنگر بود و هرگز دست از مطالعه بر نميداشت. در پروازها ميديدم روزنامه، مجله و کتاب دست ميگيرد و حتي از مطالعه بحثهاي مطرح شده در شبکههاي اجتماعي هم باز نميماند. خدا رحمتش کند. در اين زمانه که اکثريت نسل جديد فعالان اقتصادي راحتطلب شدهاند و دنبال کارهاي کوتاهمدت ميروند، قطعا اسدا... عسگراولادي شدن خيلي سخت است.