بستن

بحران اقتصادی کنونی گریبانگیر دانشگاه

بحران اقتصادی کنونی
 گریبانگیر دانشگاه
قدسیه رضوانیان عضو هیات علمی دانشگاه مازندران

همواره از دانشگاه به‌عنوان نهاد مرجع ياد مي‌شود. اصولا اين عنوان، استقلال و اتکاي به خود را تداعي مي‌کند و اين مرجعيت، التزام به پيشرفت، حقيقت‌طلبي، پرسش‌گري، نقادي و گسترش دانش و آگاهي را ايجاد مي‌کند. پرسش اين است که دانشگاه‌هاي ما چه نسبتي با اين تعريف دارند. شخصا 30 سال از عمر خود را به عنوان دانشجو و عضو هيات علمي در دانشگاه سپري کرده‌ام اما هنوز و بيشتر از هميشه از تعريف اين نهاد درمانده‌ام. وابستگي نهاد دانشگاه به انواع و اقسام نهادهاي غير دانشگاهي، هويت معناداري براي دانشگاه باقي نگذاشته است. شايد اغراق نباشد اگر بگوييم دانشگاه بيش از هر نهاد ديگري با نوسانات و تلاطمات اجتماعي، سياسي و اقتصادي، بالا و پايين مي‌شود. تاثير نهاد سياست بر دانشگاه که از فرط وضوح نياز به بيان ندارد. در سال‌هاي اخير با تحميل بحران جمعيت جوان به دانشگاه، شاکله دانشگاه از هر لحاظ با آسيب جدي مواجه و به تبع آن بحران اقتصادي کنوني نيز گريبانگير دانشگاه شده است. طنز تلخ ماجرا اين است که دانشگاهي که سر تا پايش به قدرتش‌هاي برون دانشگاهي وابسته است اکنون بايد از نظر مالي مستقل باشد! و هرگز نديده و نشنيده‌ام که هيچ يک از اصحاب دانشگاه از هيأت دولت بپرسند از چه رو نهادي که از صدر تا ذيلش وابسته است در اين فقره خاص بايد مستقل باشد. همه اطاعت امر مي‌کنند و تعريف جديدي از دانشگاه ارائه مي‌دهند با عنوان بنگاه اقتصادي که به هر شيوه‌اي (حتي نامشروع) بايد سودآوري کند. دانشگاه هم بي‌هيچ انديشه‌اي گرفتار در اين بن بست ناگزير، به انبوهي از دانش‌گريزان شبانه و پرديس دخيل بسته است تا گذران روزمره کند و طرفه اين که انتظار دارد رتبه علمي‌اش ارتقا پيدا کند. دانشگاهي که نمي‌تواند اين دو تناقض اظهر من الشمس را ببيند و درک کند آيا اصلا شايسته عنوان دانشگاه است؟ و آيا هنوز مي‌تواند مدعي مرجعيت علمي و اجتماعي و ... باشد؟! گفته مي‌شود که اغلب دانشگاه‌هاي شاخص جهان، 20 تا 30 درصد ظرفيت خود را به دانشجويان مرفه با اخذ شهريه بالا اختصاص مي‌دهند تا از محل اين شهريه به جذب و بورسيه دانشجويان نخبه و تيزهوش نامرفه بپردازند تا بدين گونه، ضمن حفظ استقلال تمام عيار، همواره در مرزهاي دانش بمانند اما آنچه در دانشگاه‌هاي دولتي ما در پاسخ به ضرورت استقلال مالي دانشگاه در سال‌هاي اخير اتفاق افتاده؛ يعني جذب بي حساب و کتاب ناتوان‌ترين افراد به عنوان دانشجوي پرديس در کنار دانشجويان شايسته‌تر به منظور تأمين منابع مالي روزمره دانشگاه، عملا و آشكارا يكي از دلايل اصلي تنزل كيفيت آموزش و پژوهش در دانشگاه و نارضايتي و كوچ دانشجويان برتر به دانشگاه‌هاي خارج شده است؛ يعني بازي باخت- باختي كه نتيجه آن هدررفت سرمايه انساني و اقتصادي بوده است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی