آرمان ملي- مرتضي خبازيان : زماني که آيتا... سيدابراهيم رئيسي در معرض تعريف وثيق کيهان قرار گرفت، انتخاب با رئيس قوه قضائيه بود که اين تعريف را به مثابه سنگ اول در نظر بگيرد يا اصلا به آن توجهي نشان ندهد. به عبارت ديگر انتخاب با قاضيالقضات بود. مدح کيهان چنان بود که وقتي واکنشها از همه طرف ابراز شد، خود کيهان متوجه اشتباه بزرگ خود در طرح اين شباهت شد، با ابراز خشم از جهانبخش محبينيا نماينده مجلس، نوشت: «آقاي محبينيا ادعا کرد که حسين شريعتمداري در يادداشت خود آيتا... رئيسي را ذوالقرنين ناميده است! اين ادعا در حالي است که مديرمسئول کيهان، برخورد قاطع رئيس قوهقضائيه با مفسدان اقتصادي را با اقدام ذوالقرنين در ايجاد سد آهنين ميان جماعت ستمگر يأجوج و مأجوج و مردم مظلوم شهر و دياري که مورد ستم آن جماعت بودند، مقايسه کرده و آورده بود اقدام آقاي رئيسي کاري کارستان و همسو با برخوردي است که جناب ذوالقرنين با جماعت بيدادگر يأجوج و مأجوج کرده بود». توضيح کيهان به سادگي و روشني نشان دهنده جنبههاي همان مدحي است که از رئيس قوهقضائيه ارائه داده بود وگرنه جمله کيهان روشنتر از اينها بود که بتوان معاني ديگري را در آن يافت و نيازي به تفسير نداشت. جمله اين بود: «آيتا... سيدابراهيم ذوالقرنين دست مريزاد!»
اشتراک
مدتي است که آيتا... سيدابراهيم رئيسي در صدر قوه قضائيه قرار گرفته است. رئيس جديد از ابتداي آغاز کارش، مبارزه با فساد و مفسدان را در راس برنامه قوه تعريف کرد و به اعتبار اجازهاي که رئيس قبلي قوه دريافت کرده بود، کار را ادامه داد. مبارزه با فساد در حالي شدت گرفت که الزام رسيدگي به مظاهر آن بهخاطر گستردگي فساد، مدتها بود که احساس ميشد. روشن بود که به موازات حرکت قوه قضائيه جريانهاي سياسي به فراخور ميزان وابستگي متهمان به فساد، در جريان رسيدگي به پروندههاي فساد وارد کار شده و با اظهار نظرهاي مربوط يا نامربوط در تلاش کاستن از شدت ضربه به جريان سياسي خود هستند. وارد کار شدن جريانات سياسي بديهي به نظر ميرسيد به اين دليل روشن که رانتهاي اختصاص يافته به برخي نزديکان حلقههاي سياسي، به بازده اقتصادي منجر شد و در اين ميان اصولگرايان و اصلاحطلبان شانهبهشانه هم ايستادهاند. اگر در سمت اصولگرايان و حلقههاي بينام و نشان، افرادي مانند بابک زنجاني و...ديده ميشود، در سمت ديگر که اصلاحطلبان ايستادهاند، ميتوان افرادي مانند شبنم نعمتزاده را ديد که با بخشهايي از اصلاحطلبان عملگرا وابستگي نزديک داشته است. جالب اينکه کسان ديگري را ميشود ديد که در حد فاصل دو جريان ايستادهاند؛ مرجان شيخالاسلامي چيزي شبيه مغازهاي دونبش بود، دريچهاي رو به اصلاحطلبان و درگاهي رو به اصولگرايان و اگرچه از هر دو جريان منتفع شد، در بزنگاه حساس از هر دو جريان واماند!
دشواريهاي ناپيدا
گفته ميشود از جمله تفاوتهاي آيتا... رئيسي با روساي قبل يکي هم اين بوده که او برخاسته از متن قوه است. او از نخستين روزهاي بعد از انقلاب در بخشهاي متعددي که هيچکدام از نظر اهميت قابل چشمپوشي نبوده، فعاليت کرده است. اکنون در پيکار شکل گرفته، در جريان رسيدگي به مظاهر فساد اين احتمال قابل درک است که جريانهاي سياسي نسبت به آن واکنش نشان دهند، اما نکته ديگري که وجود دارد اين است که آيتا... رئيسي در معرض تنگناها و آسيبهاي احتمالي ديگري قرار ميگيرد که در نگاه اول به چشم نميآيد. شايد بتوان فشار واژگوني را که از سوي نزديکان و همکاران وارد ميشود، دشواري ناپيداي قاضيالقضات در نظر آورد. آيتا... رئيسي به عنوان تحصيلکرده در حوزه علميه و فردي که محضر اساتيد اخلاق را درک کرده، به خوبي ميداند در مواردي بايد همکاري را که از فرط علاقه به سطح غير قابل قبولي از تمجيد رسيده، آگاه کرد. رئيس قوه قضائيه ميتواند از کوتاهترين فرصتهايي که در محل کارش به وجود ميآيد، به همکاراني که چندان مطالعه يا توان خودداري ندارند، هشدار دهد که نميتوان به سادگي وارد مفاهيم گنگ و نامتعين شد. مثلا شخصيت تاريخي که در هالهاي از بود و نبود قرار گرفته، قابل قياس با کسي نيست که از دالان تاريک زمان عبور نکرده است. تاريخ، غربالگر بيگذشتي است که بعد از آدمي به کار ميافتد. اگر چنين نبود، هيچيک از فرامانرواياني که در گذشته زندگي کردهاند، واجد اوصاف منفي نميشدند و از همه آنها به نيکي ياد ميشد. هر چه باشد آنها هم کساني در اطراف خود داشتهاند که او را ميستودهاند. آيتا... رئيسي به خوبي در برابر وصفي که کيهان براي اولين بار ارائه داد سکوت کرد. تشبيه رئيس قوه قضائيه به ذوالقرنين به همان اندازه که ميتواند مثبت و مدح دانسته شود، ممکن است منفي و قدح فرض شود و فشارهاي ناپيدايي را به رئيس قوه وارد کند. هنوز فراموش نکردهايم که آيتا... خلخالي در وصف کوروش چه اوصافي را رديف کرد. رساله کوتاه آيتا... خلخالي هنوز در دسترس است. آنچه در اين مجال به چشم ميآيد اين است که کوروش در عبور از قرنها و در حالي که نامش در کتب متعدد آمده، نميتواند به وجهي از شباهت تبديل شده و بر زبان زيردست جاري شود.
انتشار پيروزي در فضاي مجازي!
آيتا... رئيسي در معرض آزمونهاي دشواري از مدح تملق قرار دارد و خود او به خوبي ميداند که برساختن اين تصوير تا چه اندازه از اهميت کار او خواهد کاست. کسي چه ميداند؛ شايد همان لبخندي که در پاسخ به تعريف جانانه همکارش به اين خاطر بوده که او اين جمله از مولا علي را به ياد داشته است که فرمود: من کثر کلامه، کثر خطؤه و براي همين هيچ کلمهاي برزبان نرانده است. آيتا... رئيسي خوب ميداند که افزوني کلام، به اعتبار سخن مولا علي(ع) لامحاله به افزوني خطا منجر خواهدشد. او لبخند زده اما لبخندي که مدح کننده آن را به فروتني تعبير کرده است. شايد اگر آيتا... رئيسي لبخند نميزد، گوينده خيال ميکرد که او فرد خوش اخلاقي نيست و رئيس قوه قضا نخواسته چنين ذهنيتي براي همکارش پديد آيد و براي همين لبخند زده است. شايد آيتا... رئيسي با خوشرويي ميخواسته گوينده را به نرمي متنبه کند و اگر با لبخندش نگاهي هم به زمين دوخته، به اين خاطر بوده که حديث مشهور نبوي را با اشارهاي ضمني به خاک، به ياد گوينده بياورد. اينکه «خاک» در حديث نبوي به خاطر گوينده متبادر شده يا نه، سوالي است اما احتمالا پاسخ آن منفي است. به اين خاطر که گوينده مدح سنگين خود از آيتا... رئيسي را در فضاي مجازي منتشر کرده است و اگر دو دستورالعمل اخلاقي پيامبر اسلام(ص) و مولا علي(ع) را به ياد ميآورد، احتمالا مدح خود را به مثابه يک پيروزي در فضاي مجازي منتشر نميکرد. آيتا... رئيسي احتمالا اخذ حيا کرده، اما ميتوان انتظار داشت که تعاريفي از اين دست خيلي زود به ابزار همان جريانهايي تبديل شود که از هيچکاري براي تحت تاثير قرار دادن قوه قضائيه در رسيدگي به افراد منسوب به آنها فروگذار نخواهند کرد.
علم يا اخلاق؟
گفتن ندارد که علم و اخلاق دو مقوله جدا از هم هستند. چه بسا که شخصي واجد يکي از اين دو باشد و در ديگري نمره قابل قبولي نگيرد. اگر برخوردار بودن از اين دو صفت ارزش تلقي ميشود، بسا که فقدان آنها هم صفتي در جهت ديگر باشد. در بين اين دو، اخلاق مهمتر است يا علم؟ تقريبا روشن است که اين دو با هم همتراز نيستند. فقدان علم، تا زماني که فرد در مصدر امري يا موقعيتي نباشد، ضربه زننده نيست اما اخلاق؟ روشن نيست. روشن نيست که فقدان اخلاق دقيقا کجا و چگونه ضربه زننده خواهد بود.