بستن

چرا گنجشک‌ها در ايران تخم نمي‌گذارند؟

چرا گنجشک‌ها در ايران تخم نمي‌گذارند؟
مجتبی لشکر بلوكی استاد دانشگاه

 

 

 

دانشمندان کانادايي تصميم گرفتند که دورتا‌دور تمام قسمت‌هاي يک دشت را حصارکشي کنند و راه ورود دشمنان گنجشک‌ها را ببندند: راکون‌ها، جغدها، شاهين‌ها و... گنجشک‌ها در امان کامل بودند. بدون هيچ‌گونه تهديد! اما دانشمندان بلندگوهايي را در برخي نقاط اين دشت جاسازي کردند. در گوشه‌اي از اين دشت صداهاي معمولي مي‌آمد و در گوشه‌اي ديگر از اين دشت صداهاي ضبط شده راکون‌ها، جغدها و شاهين‌ها. نتيجه آزمايش باورنکردني بود: گنجشک‌هايي که در بخش صداهاي ناخوشايند بودند چهل‌درصد کمتر تخم گذاشتند و آن تخم‌هايي هم که گذاشتند کوچک‌تر بود. از آن تخم‌هاي کوچک‌تر، نسبت کمتري هم به جوجه تبديل شد. برخي از آن جوجه گنجشک‌ها هم از گرسنگي مردند. چون پدر و مادرشان جرأت نمي‌کردند براي جست‌وجوي غذا خيلي تقلا کنند يک بار ديگر نتايج را مرور کنيد: ميزان تخم گذاري کمتر. تخم‌هاي کوچک‌تر. تبديل کمتر تخم به جوجه. ميزان کمتر زنده ماندن همان معدود جوجه‌هاي سر برآورده از تخم‌ها. تحليل و تجويز راهبردي: اين حکايت در مورد انسان‌ها نيز صدق مي‌کند. اين آزمايش نشان مي‌دهد که براي تاثيرگذاري بر يک جامعه يا يک سيستم اقتصادي-اجتماعي، نيازي به تهديد واقعي نيست بلکه همان سايه تهديد کافي است. ترس و ابهام به اندازه تهديد واقعي اثرگذار است. ما دو نوع گنجشک مهم داريم که بايد زاد و ولد کنند تا چرخ‌هاي اين مملکت بچرخد. صاحبان ثروت (گنجشک‌هاي سرمايه‌گذار) نخبگان علمي و فني (گنجشگ‌هاي خلاق) متاسفانه اين روزها آنها که مي‌توانند مي‌روند (فرار سرمايه و مهاجرت فراگير نخبگان) و آنها که مي‌مانند تخم‌هاي کمتر و کوچک‌تري مي‌گذارند و از همان تخم‌هاي کمتر و کوچک‌تر، جوجه‌هاي کمتر و ضعيف‌تري مي‌ماند و بخشي از اين جوجه‌ها نيز مي‌ميرند. سرمايه‌گذاري در ايران چه شرايطي دارد: ميزان ريسک پذيري کمتر، ميزان سرمايه‌گذاري کمتر، تبديل موفقيت‌آميز کم از سرمايه‌گذاري به کسب و کار و ميزان بيشتر مرگ و مير بيشتر کسب و کارها. چه مي‌توان کرد؟ مديران ارشد: دولت و مديران ارشد وظيفه ندارند که بيمارستان بسازند، جاده بزنند، مدرسه داري، بانکداري و بنگاه‌داري کنند. وظيفه دولت آن است که چيزي را توليد کند که مردم نمي‌توانند: امنيت! تصوير مثبت و قابل پيش‌بيني از آينده مهم‌ترين خروجي حاکميت است. اگر اين تصوير را بدهيد گنجشک‌هاي مهاجر برخواهند گشت و تخم‌هاي بزرگ‌تر و بيشتري خواهند گذاشت. آنگاه مدرسه‌ها، بيمارستان‌ها، بانک‌ها و بيمه‌ها دوباره جان خواهند گرفت و کار نياز به هنر ديپلماسي و سياستگذاري هوشمندانه دارد. اعضاي جامعه: وظيفه ما حفظ اميد است. اگر در شرايطي باشيم که همه متغيرهاي سياسي و اقتصادي خوب باشد و ما اميدوار باشيم که هنري نيست. اميدواري زماني معنا دارد و فضيلت است که شرايط دشوار، مبهم و ترس‌آور است. وظيفه اخلاقي (تاکيد مي‌کنم، وظيفه اخلاقي) همه ماست که چراغ اميد را روشن نگاه داريم. ته دل جوانان را خالي نکنيم. اگر اعتراضي داشتند صبورانه بشنويم و به تخم‌هاي گذاشته شده و ثمر نشسته در همين فضا اشاره کنيم: براي من نظام استارت‌آپي و جواناني که در شرکت‌هاي استارت‌آپي (نوپا) کار مي‌کنند زيباترين چراغ اميد است. هر گاه کسي به من مي‌گويد که کاري نمي‌شود کرد من هم اسم چند استارت‌آپ را پشت سرهم رديف مي‌کنم و مي‌گويم اگر اينها هستند پس هنوز اميد هست: نمي‌شود آرزو کرد که جغدها و شاهين‌ها نباشند. اين سنت هستي است که دشمني‌ها باشند. مهم آن است که ما چگونه هنرمندانه دشمني‌ها را تبديل به دوستي يا حداقل به دشمني غيرموثر کنيم و امنيت و اميد ايجاد کنيم. تا شقايق هست زندگي بايد کرد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی