دونالد ترامپ در کمتر از 3 سال زمامداري خود در کاخ سفيد سومين مشاور امنيت ملي خود را هم از کابينه اخراج کرد. بولتون از کابينه ترامپ اخراج ميشود، با اين تفاوت که مايکل فلين نخستين مشاور امنيت ملي او کمتر از 1 ماه پس از استقرار ترامپ در کاخ سفيد به خاطر پرونده ارتباطات پنهاني ستاد انتخاباتي ترامپ با روسيه خود مجبور به استعفا شد و دو مشاور ديگر امنيت ملي از سوي ترامپ از کابينه اخراج شدند. بولتون يکي از تندروترين و شايد تندروترين عضو کابينه ترامپ بود که رويکردي ايدئولوژيک نسبت به مسائل سياست خارجي و امنيتي آمريکا داشت، در حالي که ترامپ بيشتر به دنبال پيگيري رويکردي اقتصادمحور و تاجر مسلکانه در زمينه سياست خارجي آمريکا بوده است. درباره اخراج بولتون از کابينه ترامپ نکتههايي وجود دارد. اخراج بولتون از کابينه ترامپ با توجه به رويه رفتاري ترامپ در 31 ماه گذشته و در نظر گرفتن اختلافات دو طرف امري غيرمنتظره نبود؛ هر چند که نحوه اعلام آن از طريق توئيتر غيرمنتظره به نظر ميرسيد. برکناري بولتون ميتواند نشانهاي قوي باشد از اينکه ترامپ به هيچ وجه دوست ندارد خود را درگير جنگ و برخوردهاي نظامي در اقصي نقاط دنيا کند. بولتون در يک سال و اندي گذشته در کابينه ترامپ چرخ پنجم درشکه بود و به طور کلي هيچ دستاوردي در کابينه ترامپ کسب نکرد و در همه موضوعات مورد اختلاف با ترامپ به ايدههاي او توجهي نشد و در مواردي هم که به ايدهها و سياستگذاريهاي او عمل شد از نظر ترامپ فاجعه رخ داد؛ مانند مورد ونزوئلا. در سوي ديگر بولتون مخالف ايده مذاکرات مستقيم ترامپ با رهبر کره شمالي بوده است که ترامپ هيچگاه به اين خواسته بولتون توجهي نشان نداد. در زمينه ايران با وجودي که او با رويکرد فشار حداکثري عليه ايران با ترامپ همخواني و همصدايي داشت، اما رويکردي که او در زمينه ايران به دنبال آن بود با هدف تغيير رژيم بود در حالي که هدف ترامپ از وارد آوردن فشار حداکثري به ايران، تسليم کردن اين کشور به منظور گرفتن امتيازات گسترده است. برکناري بولتون از سمت مشاور امنيت ملي ترامپ، ميتواند حاوي پيامي از سوي ترامپ به برخي کشورها به ويژه ايران باشد؛ پيامي با اين مضمون که: «حالا شرايط براي مذاکرات مستقيم دو طرف آمادهتر از گذشته شده است». هر چند که بعيد مينمايد برکناري بولتون در راستاي اجابت خواسته احتمالي ايران در اين زمينه باشد؛ چه آنکه نه به نظر ميرسد ايران چنين خواستهاي را علنا و به عنوان يکي از شروط مذاکره مطرح کرده باشد و نه ترامپ شخصيتي است که تن به اجابت چنين خواستهاي دهد، اما برکناري بولتون با توجه به اختلاف نظرهاي عميق ترامپ با او در زمينه مسائل مختلف و نارضايتياش از پروژههاي ناکام بولتون ميتواند حاوي پيامي براي کشورهايي خاص از جمله ونزوئلا، ايران و کره شمالي باشد. تغيير 3 مشاور امنيت ملي در تاريخ آمريکا بينظير است و نشان از اين دارد که چهل و پنجمين رئيسجمهوري آمريکا فاقد رويکردي مشخص و منسجم در زمينه مسائل مرتبط با سياست خارجي ايالات متحده آمريکا است و اين مساله ميتواند از سوي رقباي ترامپ در انتخابات سال آينده آمريکا مورد استفاده تبليغاتي قرار گيرد. ترامپ در همه مسائل داخلي و خارجي آمريکا با توجه به «چرتکه حساب و کتاب دخل و خرجي» که در دست دارد تصميم ميگيرد و تصميمات او غالبا يکباره است و گاه تصميماتي ميگيرد که بسياري از مشاوران و ناظران و کارشناسان با آن مخالفت ميکنند. ترامپ تصميماتش را بر مبناي محاسبه ساده ذهني فايده- هزينه (اقتصادي) ميگيرد در حالي که افرادي مانند بولتون که رويکردي ايدئولوژيک به مسائل دارند، گاه حاضرند براي تحقق رويکرد ايدئولوژيک مطلوب خود هزينههاي زيادي بدهند؛ و به نظر ميرسد همين يک نکته، اصليترين محل اختلاف ترامپ با بولتون بوده است که در نهايت منجر به برکناري بولتون از سمتش شد.