در حالي که سهشنبه شب، رسانهها از اخراج ناگهاني جان بولتون، مشاور امنيت ملي کاخ سفيد، خبر دادند، روز گذشته برخي فعالان بازار طي اظهاراتي عنوان کردند که تطبيقپذيري بازار ايران با تحولات رخداده از نخستين روز هفته آينده آغاز ميشود. در اين ارتباط بايد اذعان کنم که روز گذشته ما شاهد يک بازار مثبت بوديم و شاخص کل بورس فاصله خود را تا مرز 300 هزار واحد به کمتر از 70 واحد رساند. يعني انتظار ميرود در روز شنبه ما شاهد ثبت يک رکورد تاريخي جديد در شاخص کل بورس باشيم که حول و حوش 300 هزار واحد خواهد بود. واقعيت امر اين است که در مسائل سياسي، تنشها نسبت به دو الي سه ماه قبل بسيار کاهش پيدا کرده است. يعني دو الي سه ماه قبل، مشکلات سياسي شديدي را شاهد بوديم اما به نظر ميرسد بعد از اوج درگيريها در منطقه يعني بحث نفتکش ايراني گريس يک و در نهايت اتفاقاتي که در منطقه افتاد، شرايط رو به آرامش گذاشته و عملا مشکلي به چشم نميخورد. هرچند ممکن است حوادث ناگهاني پيش آيد، اما آنچه به نظر ميرسد اين است که طرفين تنش، از اوج تنشها دور شدهاند و شرايط آرامي حاکم شده است. همين امر باعث شده است که يک حالت ثبات نسبي در کل اقتصاد کشور حاکم شود. البته بازارهاي ديگر نظير ارز، سکه، خودرو و مسکن به حالت رکود نسبي درآمدهاند و نقدينگي در اين شرايط به سمت بازار سهام آمده است. اگر دقت شود ميبينيم که از زمان استعفاي جان بولتون قيمت طلا در بازار جهاني يک مقداري کاهش پيدا کرد و قيمت نفت و فلزات اندکي تقويت شد. همين امر نشان ميدهد که در بازارهاي بينالمللي هم آرامش نسبي حاکم شده است. به همين خاطر، در داخل هم اگر از منظر سرمايهگذاران نگاه کنيم، در حال حاضر تنها چند بازار محدود براي سرمايهگذاري وجود دارد؛ يکي بازار پول است که امکان سپردهگذاري وجود دارد، اما چون نرخ آن حدود 20 درصد است، به هر حال تا حدودي ميتواند سپردههاي مردم را جذب کند. ديگري، بازار سرمايه است که در حال حاضر با رونق مواجه است. به همين دليل اگر ما خودمان را جاي فردي که سرمايه حدود يک ميليارد تومان دارد، بگذاريم چارهاي جز ورود به بورس نخواهيم داشت. در حال حاضر حرکت نقدينگي همچنان به سمت بازار سرمايه است و همين امر باعث ميشود اين بازار رو به رشد و مثبت باشد. ادامه اين شرايط به عواملي بستگي دارد؛ يکي از اين عوامل مربوط به وضعيت خود شرکتهاست که بايد گزارشهاي آنها بهويژه گزارش شش ماههاي که به زودي منتشر ميشود، بررسي شود. در همين حال، ادامه آرامش سياسي و آرامش در بازارهاي موازي از اهميت بالايي برخوردار است و البته نحوه برخورد مديران بازار با اين دوره رشد، مهم است. چون بازار پس از مدتي، براي ادامه رشد خودش نياز به شرکتهاي جديد، انجام عرضههاي اوليه و عرضه سهام دارد تا درواقع موج جديد نقدينگي بتواند گزينههاي خريد داشته باشد. به نظر ميرسد سياستهاي دولت درباره خصوصيسازي، عرضه سهام شرکتهاي دولتي و همچنين عرضه شرکتها توسط بخش خصوصي و سرعت در پذيرش آنها داراي اهميت بيشتري خواهد بود.