آرمانملي- زينب مختاري: ايران بهتازگي گام سوم کاهش تعهدات برجامي خود را در واکنش به ناتواني و بدعهدي اروپا براي برداشتن سايه تحريمهاي آمريکا از اقتصاد ايران، عملياتي کرده است. اين اقدام ميتواند آثاري در بازارهاي متصل به فضاي بينالمللي از جمله بازار حساس ارز داشته باشد. از سوي ديگر، در آستانه انتخابات مجلس، بيم آن ميرود که برخي از جريانها با ارزپاشي براي کسب آرا، بازار ارز را مجددا متشنج کنند. «آرمانملي» در همين باره گفتوگويي با محمود جامساز- اقتصاددان- انجام داده است که بخش نخست آن را در ادامه ميخوانيد.
تحليل شما از آثار گام سوم ايران در بازار ارز چيست؟
اصولا ارز هم مانند كالاهاى ديگر تابع عرضه و تقاضاست اما از تاثير سياستهاى خارجى بر مديريت تقاضاى ارز و راهكارهاى نظم بخشيدن بازار نيز نبايد غافل شد. اما در خصوص تاثير برداشتن گام سوم ايران در راستاى كاهش تعهدات برجام بايد عرض كنم در صورتي که راههاي مبادلات تجاري ايران تنگتر شود، کاهش منابع ارزي رخ ميدهد که نتيجه آن نيز افزايش نرخ ارز خواهد بود.
در روزهاي گذشته مقامات آلماني اذعان کردند اروپا نميتواند به تنهايي برجام را نجات دهد؛ ارزيابي شما چيست؟
قرار بود اروپاييها يك كانال اعتبارى 15ميليارد دلارى براى جبران خسارات ناشى از عدم فروش نفت ايران و گشودن راههايى براى مبادلات محدود ايران با شركتهاى خصوصى اروپايي در قالب اينستكس تاسيس كنند. اما شركتهاى خصوصى در اروپا مستقل از دولتند و خود را ناگزير از تبعيت از دولت در مورد انجام معامله با ايران نميدانند. بسيارى از آنها از بيم تحريمهاى آمريكا وارد اين بازى سياسى نميشوند. به هر حال اينستكس تاسيس شد اما اعتبار مور نظر تامين نشد و هيچ معاملهاى هم تاكنون صورت نگرفته است. سه كشور اروپايي امضاكننده برجام نيز علت را به عدم شفافيت تراكنشهاى مالى ايران به واسطه عدم امضاي FATF و چهار لايحه منضم به آن توسط ايران معطوف ميكنند. اما جمهورى اسلامى هم اعلام كرده بود كه انجام هر گونه مذاكرهاى منوط به برچيدن تمام تحريمهاست، اما بعد با تعديل شرط خود درخواست کرد چنانچه تحريمها كاهش يابد و ايران مجاز باشد كه روزى 700هزار بشكه نفت صادر و وجه آن را بدون هيچ مانعى دريافت كند مسير مذاكره باز ميشود و ايران از برداشتن گام سوم در كاهش تعهدات برجامى باز ميگردد؛ اما از آنجايى كه كاهش تحريمها منوط به چراغسبز آمريكاست اين تقاضاى ايران بىپاسخ ماند.
در اين صورت اقدامات اروپا چه حاصلي دارد؟
اروپا اصولا شأن برجام را تا حد يک دستاويز در حفظ رابطه دوستانه بين اروپا و آمريكا تنزل داده است. از طرفي اروپا ميخواهد روابط خود با ايران را نيز حسنه نگاه دارد؛ زيرا چنانچه درگيري نظامى ايجاد شود، فراتر از حوزه جغرافيايى يكى دو كشور است و كل منطقه را در بر ميگيرد كه به نفع هيچيك از طرفهاى درگير نيست. آمريكا هزاران مايل از منطقه درگيرى فاصله دارد اما اين اروپاست كه بايد تاوان نزديكى جغرافيايى به خاورميانه را بدهد و صرف نظر از محرومماندن از منافع مبادلات تجارى با خاورميانه، بايد هزينههاى سنگيني در راستاى روانهشدن سيل مهاجران را پرداخت کند.
چنين روندي تا چه ميزان در بازار ارز موثر است؟
اين روند 100درصد روي ارز هم اثرگذار است؛ زيرا حتي تاسيس اينستکس که يک ساز و کار مالي است و توسط سه کشور اروپايي برقرار شد نيز نتيجهاي نداشته و تا به حال هيچ معاملهاي در آن انجام نشده است. اکنون کشتيراني و حملونقل دريايي نيز تحريم شده و بايد منتظر تحريمهاي ديگري هم باشيم. اين تحريمها باعث ميشوند ايران معاملات بسيار کمتري با کشورهاي ديگر داشته باشد و اگر هم احتمالا بخواهد تحريمها را دور بزند، بازگرداندن پول حاصل از فروش نفت و کالاهاي غيرنفتي براي ايران بسيار مشکل خواهد بود و مشخص نيست که پول چه زماني باز ميگردد يا اينکه به صورت کالا بازگردد يا خير. اينها همه نشان ميدهد که ما امسال با کمبود شديد ارز روبهرو ميشويم و به قول آقاي نوبخت بودجه ما 138هزار ميليارد تومان از بابت نفت کسري دارد.
در اين صورت آيا ممکن است مجددا التهاباتي در بازار ارز ايجاد شود؟
در واقع کسري بودجه شايد بيشتر هم شود؛ چون ممکن است همين مقدار نفتي هم که ميتوانيم بفروشيم و بين 100هزار تا 400هزار بشکه در روز تخمين زده ميشود کاهش پيدا کند و به همين دليل منافذ و روزنههاى ورود ارز به ايران هر روز تنگتر ميشود و دولت ارزي که بايد براي کنترل تقاضا در اختيار داشته باشد در دست ندارد. در آن زمان مسلما قيمت ارز بالا خواهد رفت. حالا اگر هم عدهاى که هميشه ساز ناکوک هستند و مخالف دولت حرکت ميکنند بخواهند در اين ميان، بازار را ملتهبتر کنند آتشبيار معرکه ميشوند و با ارزهايي که در اختيار دارند ميتوانند اختلالات زيادي را ايجاد کنند. به هر روي مساله نرخ ارز به عوامل بسيار زيادي مرتبط ميشود که يکي از همان عوامل، اقداماتي است که جناحهاي مخالف براي دستيابي به منافع و اهداف خود انجام ميدهند كه بازتاب جهانى آن به نفع كشور نيست. با اين حال در چنين شرايطى بانك مركزى تلاش زيادي را آغاز کرده که بتواند کمبود ارز را پوشش دهد و به نحوي با برخي از کشورها صادرات و واردات داشته باشد.
شما چه راهکاري را براي ترميم بودجه و اقتصاد در اين شرايط پيشنهاد ميکنيد؟
به جاي اينکه بخواهيم مشکلات کنوني را با راهکارهاي کوتاهمدت با انتظار نتيجه فوري حل کنيم، بايد افقهاي بهتري را ببينيم. نميتوانيم با اروپا يا کشورهاي ديگر به طور کلي قطع رابطه کنيم. اينها مسائلي است که مسئولان را بايد به فکر بيندازد که از عقلانيت در جهت نزديکي بيشتر به اروپا بهره ببرند تا کشور بتواند از لحاظ تجارت خارجي در حدي قرار بگيرد که اين ناترازي تجاري به تراز مثبت تبديل شود. اينکه ما بخواهيم به روسيه و چين اميد ببنديم تا از آنها حمايت بگيريم به اعتقاد من سياست نخنمايى شده است. زيرا ما هيچگاه از روسيه نفع نبردهايم. جنگ تعرفهاى چين و آمريکا هم به دليل منافع زيادي که هر دو کشور دارند به زودي تمام ميشود و ناگزيرند که روابط اقتصادى و سياسى خود را گسترش دهند. از سوي ديگر، درست است که ما مشکل را معطوف به عملكرد آمريکا ميدانيم اما يک مشکل اساسي داخلي هم داريم که نيروهاي مخالف دولت در آن نقش دارند.