آرمان ملي- مرتضي رفيعي:
بهروز کمالوندي در نشست خبري درباره جزئيات گام سوم کاهش تعهدات برجامي گفت: «قرار بود از ابتداي سال يازدهم برجام، گازدهي سانتريفيوژها انجام شود، ما آن را در گام سوم شروع کرديم». همچنين به گفته محمدجواد ظريف خطاب به فدريکا موگريني، ايران تمام تعهدات خود در برجام را در حوزه تحقيق و توسعه هستهاي متوقف ميکند. از سوي ديگر خبرگزاري رويترز به نقل از سخنگوي آژانس بينالمللي انرژي اتمي اعلام کرد که «کرنل فروتا، رئيس موقت آژانس بينالمللي انرژي اتمي براي ديدار با مقامات ارشد ايراني وارد تهران ميشود». به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي با حسن داناييفر مشاور معاون اول رئيسجمهور و سفير پيشين ايران در عراق انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به کليد زدن گام سوم کاهش تعهدات برجامي توسط ايران، مشخصا آينده توافق هستهاي (برجام) به کجا ميانجامد؟
در زمان امضاي توافقنامه برجام از اين توافقنامه تحت عنوان برد-برد نام برده شد. لذا تعهدات پذيرفته شده دو طرف نيز برابر است. به گونهاي که هر ميزان طرف مقابل به تعهدات خود در قبال طرف ايراني عمل کند بهصورت کاملا طبيعي اقدامات تهران نيز برابر با آنها خواهد بود. همچنين ممکن است کار به جايي برسد که طرف اروپايي ارادهاي به منظور عملياتي کردن تعهداتش در برجام نداشته باشد. اين به معناي آن است که آنها در مسير از بين بردن برجام گام بر ميدارند. بنابراين بايد نگريست که آيا طرف اروپايي ارادهاي به منظور تحقق حفظ برجام دارد يا نه. اگر طرف اروپايي ارادهاي به منظور حفظ برجام نداشته باشد اين به معناي آن است که آنها در پي حفظ و ادامه برجام نيستند.
با توجه به کليد زدن گام سوم کاهش تعهدات برجامي، آيا خروج از برجام در سناريوهاي احتمالي ايران وجود دارد؟
اگر اروپاييها به تعهدات خودشان در توافق هستهاي در قبال ايران عمل کنند اين به معناي آن است که آنها خواستار حفظ و ادامه برجام هستند. اما اگر آنها به تعهدات خودشان در برجام عمل نکنند اين به معناي پايان کار توافق هستهاي خواهد بود. اما همگان بايد بدانند که ايران همواره به تعهدي که داده پايبند و علاقهمند به حفظ و ادامه توافق هستهاي بهرغم برخي از نواقص جدي که به آن وارد بوده است. اما متاسفانه طرف اروپايي اراده و يا علاقهاي به حفظ برجام ندارد.
با توجه به آنکه برخي از کارشناسان بر اين نظرند که آمريکاييها به دنبال آنند تا در يک بازي از پيش طراحي شده ايران را به لبه پرتگاه خروج از برجام هدايت نمايند. آيا از ديدگاه شما اين گونه است؟
به نظر ميرسد ميتوان سادهتر از اين به اقدامات ايالات متحده در قبال توافق هستهاي نگريست. آمريکاييها از ابتدا علاقهاي نداشتند تا با ايران مواجهه داشته باشند. به گونهاي که آمريکاييها قبل از مذاکرات با اروپاييها به هيچ عنوان قبول نداشتند که وارد يک موافقتنامهاي با ايران شوند. اما اوباما رئيسجمهور وقت ايالات متحده به اين نتيجه رسيد تا آنها نيز وارد اين مذاکرات شوند. اما به مراتبي که دونالد ترامپ در راس هرم قدرت در آمريکا قرار گرفت همان خط پيش از اوباما را در پيش گرفت. آمريکاييها علاقهاي به منظور پذيرش ايران به عنوان يک قدرت منطقهاي ندارند. البته آمريکاييها در يک سال اخير به خصوص دونالد ترامپ درسهاي بسيار آموزندهاي از قدرت و عظمت ايران گرفت. برجام يک تعهد دو طرفه است. هر مقداري که ساير طرفين به تعهداتشان در برجام عمل کنند ايران نيز عمل ميکند. همچنين هر چه طرف مقابل به تعهداتش عمل نکند بهصورت اتوماتيکوار ايران نيز نميتواند به تعهدات بهصورت يکطرفه عمل کند. کار به جايي خواهد رسيد که ممکن است در نهايت چيزي به جز نامي از برجام باقي نماند و اين موضوعي است که تاکنون ايران به آن به خوبي عمل کرده است. با درايتي که در ايران وجود دارد و استفاده از تجارب گذشته و عدم تعهد طرف غربي، تهران اين مسير را در راستاي منافع مردم ايران ادامه خواهد داد.
با توجه به سفر نتانياهو به لندن، نخست وزير رژيم صهيونيستي چه اهداف احتمالي را از سفربه بريتانيا دنبال ميکند؟
نتانياهو حضور خود را در چنين بازيهايي ميبيند. همچنين وي به دنبال آن است تا با متشنج نشان دادن فضاي منطقه و سرزمينهاي اشغالي به گونهاي بقاي خود را تضمين نمايد. اقدامات تحريک آميزي را در سوريه، لبنان و عراق طي يک ماه گذشته شدت بخشيده است. طبيعتا اين اراده نتانياهو به تنهايي کافي نيست امروز قدرت و واقعيت ايران به گونهاي است که با گذشته متفاوت است. ايران نميتواند تصميم گرفته و به سرعت آن را عملياتي نمايد. حتي بوريس جانسون صراحتا اعلام نمود که مساله ايران فقط از راه ديپلماسي قابل حل است. اين موضع پاسخي به تقاضاي رژيم صهيونيستي است. به نظر ميرسد تحرکات نتانياهو راه به جايي نبرده و نميتواند به جايي برسد.
با توجه به ايميل برايان هوک به منظور تطميع ناخداي نفتکش ايراني، اين اقدامات علني مقامات آمريکايي را در چه چارچوبي ميدانيد؟
اقدامات مقامات کاخ سفيد بيشتر رفتارهاي واکنشي است و اعتبار ايالات متحده در موضوعات اخير دچار خدشه اساسي شده است. مساله نفتکش ايراني لطمه جبران ناپذيري به اعتبار آنها وارد ساخت. آمريکاييها به هر طريق ممکن از جمله با تطميع و تهديد به ناخداي يک کشتي اين پرونده را به سود خودشان خاتمه دهند. آمريکاييها به بريتانيا فشار وارد کردند تا اين نفتکش از جبل الطارق حرکت نکند. اما بريتانيا بر خلاف نظر آمريکاييها با ارادهاي که ايران داشت نفتکش آدريان دريا آزاد شد. آمريکاييها علاقهمند هستند تا اجازه ندهند که نفکش ايراني به مقصد برسد. مساله مهم آن است که آمريکاييها نتوانستند اراده خودشان را تحميل کنند. بدون شک ايران در اين پرونده همانند پروندههاي ديگر در منطقه دستاورد بزرگي به دست خواهد آورد.