دکتر زرينکوب روزي ميگفت در ايران يک روز در برنامه هويت که به تخريب شخصيتهاي برجسته ميپرداخت به ما ميتازند و روز ديگر برايمان مجلسي باشکوه برگزار ميکنند تا از ما تقدير کنند! من نيز از قول قائممقام فراهاني اضافه ميکنم: «روزگار است اينکه گه عزت دهد گه خوار دارد/ چرخ بازيگر از بازيچهها بسيار دارد». اين موضوع در خصوص دکتر کاتوزيان نيز صادق است. يک روز ايشان را از دانشگاه اخراج ميکنند، ديوان عدالت اداري در ابطال اين حکم تعلل ميورزد و اين روزها در تجليل از آن بزرگمرد از تنديسشان رونمايي ميشود؛ نه ديروز آن عمل چيزي از ارزشهاي دکتر کاتوزيان کاست و نه امروز عمل نيک انديشان در رونمايي از تنديس، چيزي به دکتر کاتوزيان افزود. بهعنوان يکي از ارادتمندان و همکاران نزديک دکتر کاتوزيان چه قبل از انقلاب که ايشان مدير گروه حقوق خصوصي و اسلام بود و چه پس از پيروزي انقلاب که وي رياست دانشکده را پذيرفت، همواره در کنار ايشان بودم. به پيروي از حديث نبوي «من لم يشکر المخلوق لم يشکر الخالق» از يکايک کساني که در برگزاري مراسم گراميداشت و رونمايي از تنديس دکتر کاتوزيان دست داشتند، تشکر ميکنم. به قول حضرت مولانا که ميگويد «آب دريا را اگر نتوان کشيد/ هم به قدر تشنگي بايد چشيد»، ميخواهم کمي از دکتر کاتوزيان بنويسم. در زمان مدير گروهي دکتر کاتوزيان پيش از انقلاب يکي از ماجراهاي جالب به سرهنگ دکتر وليان بازميگشت. او وزير تعاون و امور روستاها بود که بعدتر به وزارت اصلاحات ارضي منصوب شد و در زمان وقوع ماجرايي که ميخواهم شرح دهم، استانداري خراسان و نيابت توليت آستان قدس رضوي را بر عهده داشت. در آن زمان دانشگاه، نامبرده را با مدرک استادي به عضويت گروه حقوق خصوصي و اسلام در آورد، در حالي که وي در برخي نيم سالها بهصورت حق التدريسي به عرضه درس اختياري حقوق روستاها پرداخته بود. گروه حقوق خصوصي با صحهگذاردن بر استدلال محکم دکتر کاتوزيان، رياست گروه مبني بر رد مصوبه هيات امنا آن مصوبه را باطل اعلام نمود و آن را نپذيرفت. معمولا صورت جلسات گروه به امضاي مدير و دبير ميرسيدند اما آن صورت جلسه خاص را اعضاي گروه نيز امضا کرده و حمايت تام و تمام خود را از اقدام دکتر کاتوزيان اعلام نمودند. شادروان دکتر جواد واحدي نيز که به دلايلي در جلسه غايب بود، نظر خود را داير بر تاييد رد مصوبه مذکور در ذيل صورت جلسه مرقوم فرمود. تصاوير آن صورت جلسه تکثير و در تابلو اعلانات الصاق شد. در جريان انقلاب نيز دکتر کاتوزيان از جمله کساني بود که در حسينيه ارشاد به نگارش پيشنويس قانون اساسي براي نظام جديدي که در حال ظهور بود، پرداختند؛ يکي از اثرات اين مشارکت، انعکاس دغدغه خاطر ايشان را ميتوان در اصل چهلم قانون اساسي مشاهده نمود، مبني بر آن که «هيچ كس نمي تواند اعمال حق خويش را وسيله اضرار به غيريا تجاوز به منافع عمومي قرار دهد». در دوره انقلاب فرهنگي از آنجا که آموزش تعطيل شده بود، اساتيد بايد به تحقيق و ترجمه ميپرداختند. دکتر کاتوزيان در آن زمان جزوه عقود معين را به کتاب تبديل کرد. ظن دستگيري ايشان نيز ميرفت و از اين رو مدام در خانههاي دوستان جابهجا ميشد. با اين وجود هر روز صبح به دانشگاه مراجعه ميکردند. همين کتاب عقود معين پيش از ماجراي ابطال حکم اخراج دکتر کاتوزيان از سوي ديوان عدالت اداري، برنده جايزه کتاب سال شد؛ دکتر ناصر کاتوزيان از فرط آزرده دلي حاضر به حضور در مراسم نشدند. پس از مدتي ايشان جوايزشان را از رئيس دانشگاه تحويل گرفتند. سکهها را برنميدارند در دانشگاه به من تحويل ميدهند تا براي دانشجويان کم بضاعت خرج کنم و اگر خودش زماني به سکه نياز داشته باشد آن را به قيمت روز از من ميخرد و من پول را براي دانشجويان خرج ميکنم.