اخيرا در بحث اصلاح ساختار بودجه که اکنون مورد بررسي سازمان برنامه و بودجه کل کشور قرار دارد، بحث استاني شدن بودجه مجددا مطرح شده است. در ضمن محمدباقر نوبخت- رئيس سازمان برنامه و بودجه- اظهار کرده که بودجهريزي براي سال 99، از دستگاهمحور، به سمت برنامهمحور طراحي شده است. البته در قوانين بودجه سابقه دارد که بودجه به صورت استاني تخصيص داده ميشود؛ البته در اين روش، درآمدهاي هر استان به همان استان اختصاص پيدا ميکند. اما استانها در اين روش، مشکلي دارند که دفاتر شرکتهايشان عمدتا در تهران است و همين موجب شده است که درآمدهاي استاني آنها هم عموما در تهران شکل بگيرد. اما در موردي که جديدا مطرح شده است، اگر مقصودشان از استاني کردن بودجه تخصيص بودجه باشد که قبلا هم جريان داشته است و امر جديدي نيست. در واقع اگر مقصود درآمد و هزينه باشد، حقيقت اين است که درآمدهاي هر استان براي هزينههاي استان کفايت نميکند. به نظر ميرسد قرار است دولت بودجه استانها را در لايحه بودجه 99 مشخص کند اما برنامهريزي براي جزئيات دريافت و پرداخت به شوراي سياستگذاري استان محول ميشود. اکنون هم خود استانها شوراي برنامهريزي دارند. اما اين شورا براي تخصيص منابع است نه براي تعيين موارد مصرف. به معناي اينکه کل روند برنامهريزي در اختيار استان نبوده است. طبعا مراد اين روش جديد عموما برنامههاي عمراني است. اگر کل برنامه در اختيار استانها قرار گيرد که اولويتها را شوراي برنامهريزي استان تعيين کند، شايد نتايج بهتري هم به بار بياورد. آنچه که مهم است، اين است که اين موضوع به معناي بياطلاع بودن سازمان برنامه و بودجه از برنامههاي استاني نيست. بلکه مجموعه برنامههاي استان براي موارد تخصيص اين بودجه، به اطلاع سازمان برنامه و بودجه کل کشور هم خواهد رسيد و مسئولان اين سازمان نيز در جريان قرار ميگيرند و اگر خلاف چارچوبهايي باشد که براي برنامهريزي ابلاغ ميشود طبعا آن را اصلاح ميکنند و ميتوانند مانع آن شوند که خلاف چارچوبها کاري صورت بگيرد. من از غيرمتمرکز کردن بودجه استقبال ميکنم زيرا مزايايي در بر دارد. يکي از مزيتهاي آن هم اين است که مسئولان هر استان بهتر ميتوانند ميزان منابع و دارايي خود را بسنجند و چگونه اين منابع را در هزينهکرد خود، اولويتبندي کنند. بخش مهمي از هزينهها هزينههاي جاري است. هزينههاي جاري هم تا حدود زيادي غيرقابل اجتناب هستند و بر اساس نرمهايي که در پرداخت حقوق و مزايا و امثال اينها و ساير هزينهها هست تعيين ميشوند که خيلي امکان جابهجايي ندارند. آنچه که مهم است، هزينههاي عمراني است و اولويتهاي هزينههاي عمراني را هم خود استان بهتر از ساير دستگاهها ميتواند تشخيص دهد و موارد اولويتدار را مورد توجه قرار داده و مشکل استان را حل کنند. از همين رو من اين روش را بهتر و کاراتر ميدانم.