دومين نشست از دور اول نشستهاي دفتر پژوهش و انتشارات اداره کل هنرهاي نمايشي با عنوان «سهشنبههاي پژوهشي تئاتر» برگزار شد.موضوع اين نشست «آسيبشناسي آموزش بازيگري در ايران» بود و سهشنبه 12شهريورماه با مديريت سيدجواد روشن و حضور و سخنراني امين تارخ و اصغر همت در سالن کنفرانس مجموعه تئاتر شهر ميزبان علاقهمند شد.در ابتدا روشن، مدير و کارشناس اين جلسات، ضمن خوشامدگويي به حاضران و سخنرانان، به اهميت برگزاري اين نشستها اشاره کرد و موضوع آموزش بازيگري را يکي از مواردي دانست که با توجه به علاقهمندي نسل جوان به مقوله بازيگري، نيازمند بررسي دقيق است.در ادامه اصغر همت با ذکر تاريخچهاي از آموزش تئاتر در ايران بعد از تشکيل سازمان پرورش افکار، به چگونگي شکلگيري دانشکده هنرهاي دراماتيک، سينما-تئاتر فعلي و دانشکده هنرهاي زيبا و دانشجويان و اساتيدي که در آنجا مشغول بودند پرداخت.وي در ادامه يکي از علل موثر در تاثيرگذاري سيستم آموزشي را بحث گزينش دانشجو دانست و گفت: در گذشته اکثر کساني که وارد دانشگاه ميشدند افرادي بودند که سالها تجربه کار تئاتر داشتند و حتي برخي مسئوليتهايي نيز در اين خصوص داشتند. گزينش دانشجو به سختي، با محدوديت، به لحاظ تعداد و به شکل تخصصي برگزار ميشد و همين موضوع باعث شد کساني وارد دانشگاه شوند که هر يک از چهرههاي نامدار تئاتر ايران بوده و هستند. برخلاف امروز که گزينش دانشجو براساس يک کنکور سراسري است و آزمون عملي و تخصصي سهم کم و گاه بيتاثيري در پذيرش يک دانشجو دارد چرا که يک نفر با داشتن نمره بالا در آزمون نظري و رتبه خوب کنکور، از آنجايي که اين رتبه و نمره 70 درصد امتياز را به خود اختصاص ميدهد، ميتواند وارد دانشگاه شود و اين سيستم گزينش غلط است.وي در ادامه تصريح کرد: اوضاع در دانشگاههاي غيرانتفاعي، آزاد و علمي - کاربردي که بدون هيچ آزمون و گزينشي به پذيرش و ثبتنام دانشجو ميپردازند بسيار تاسفبار و غيرقابل باور است. افزايش و رشد کمي تعداد دانشجويان بدون در نظر گرفتن توانمندي و استعداد آنها، همچنين نبود امکانات و اساتيد مناسب باعث ضربهزدن به سيستم آموزش صحيح است.مديرعامل سابق خانه تئاتر در ادامه به موضوع اساتيد اشاره کرد و ابراز داشت: ببينيد زماني که دکتر کوثر، مهدي فروغ و بهرام بيضايي در سيستم دانشگاهي مسئوليت داشتند چه کساني در دانشگاه درس ميدادند؟ افرادي که الان وقتي به آنها فکر ميکنيم غيرقابل تصور است که ما چنين دورههايي داشتهايم و حالا قياس کنيد با وضع موجود.مدير سابق گروه تئاتر سوره در ادامه بحث به موضوع سرفصلهاي آموزشي اشاره کرد و اظهارداشت: زماني که در دانشگاه سوره مسئوليت داشتم با ايجاد گروههاي تخصصي با حضور اساتيد بهنام در گرايشهاي مختلف با الگوبرداري از مديريت بهرام بيضايي در دانشگاه تهران، علاوه بر جذب اساتيد خبره در هر درس، در سرفصل دروس نيز تغييراتي اعمال کرديم.وي در ادامه گفت: بسياري از سرفصلهاي آموزشي ناکارآمد بود و الان همچنين است. در برخي از موضوعات و دروس شاهد هستيم تا 12 واحد به آنها اختصاص يافته است ولي بهطور مثال هيچ واحدي براي سولفژ نداريم. من با حمايت آقاي زم در حوزه هنري، محتواي برخي دروس را تغيير دادم تا آموزشها تخصصي و کاربردي شود و شرايطي را فراهم کردم تا بهعنوان مثال افرادي مثل صديق تعريف، آواز يا سعيد ذهني، سولفژ درس دهند.
نقش مدرسه در آموزش تئاتر
در ادامه اين نشست امين تارخ ضمن تاکيد بر جايگاه دانشگاه در بحث آموزش و ضعفهاي سيستم آموزش دانشگاهي، به اهميت مراکزي مثل کانون پرورش فکري اشاره کرد و اظهارداشت: کانون پرورش فکري در دورهاي سهم بهسزايي در آموزش تئاتر داشت و افراد بسياري را وارد عرصه حرفهاي کرد ولي متاسفانه ديگر آن مسير دنبال نشد.وي همچنين به جايگاه و تاثير وزارت آموزش و پرورش اشاره کرد و گفت: مدرسه نيز از جمله مراکزي است که ميتواند در آموزش هنر، در اينجا تئاتر و بازيگري، موثر باشد. آموزش تئاتر از سنين پايين در مدارس نقش موثري در تربيت نيروهاي کارآمد دارد که متاسفانه در حال حاضر مسئولان به آن بيتوجه هستند.اصغر همت نيز درباره نقش مدرسه در آموزش تئاتر گفت: در شيراز، دبيرستان حيات که ما در آن درس ميخوانديم يکي از مراکز مهم و موثر در تئاتر بود و برخي معلمان ما از اساتيدي بودند که آموزشهاي اوليه تئاتر را مديون آنها هستيم و اين نکته بسيار مهمي است که چگونه يک مدرسه تبديل به يک مرکز موثر در تئاتر ميشود.
راهاندازي کارگاه آزاد بازيگري
تارخ در ادامه بحث خود به آموزشگاه آزاد هنري اشاره کرد و گفت: زماني که من کارگاه آزاد بازيگري را راهاندازي کردم، يک اتفاق جديد در بعد از انقلاب در سيستم آموزشي خارج از دانشگاه بود و آغازي شد براي راهاندازي و گسترش کلاسهاي آزاد. هدف من يک آموزش سيستماتيک در زمينه بازيگري بود که با حضور اساتيد و افراد شاخص انجام ميشد. مثلا من بر آموزش يوگا بهعنوان يکي از دروس مورد نياز يک بازيگر تاکيد داشتم ولي بهمرور آموزشگاههاي متعددي راهاندازي شد که متاسفانه برخي صلاحيت لازم را نداشتند و ندارند.او اظهارداشت: زماني که خود من در شوراي تاييد مراکز آموزشي بودم تاکيد داشتم که فرد مسئول و صاحب امتيار بايد داراي صلاحيت لازم و تجربه مفيد باشد و سختگيريهايي انجام ميشد ولي حالا با داشتن يک مدرک کارشناسي و گاهي غيرمرتبط، بهراحتي مجوز آموزشگاه صادر ميشود و نظارتي نيز بر آنها نيست. حتي برخي مجوزها را به ديگران اجاره ميدهند که جاي تاسف دارد و گاهي افرادي در اين آموزشگاهها درس ميدهند که حتي اسمشان را نيز نشنيدهايم. از نظر من استاد واژهاي است که نميتوان آن را به هر کسي اطلاق کرد و خود من نيز بدون تواضع خود را استاد نميدانم و اين بسيار مهم است که چه کساني و با چه صلاحيتي درس ميدهند.از طرف ديگر تمرکز من فقط بر آموزش بازيگري بود ولي ميبينيم در يک آموزشگاه با حدود نهايتا 100 متر فضا دروس متعدد گريم، کارگرداني، صدابرداري، طراحي صحنه، تدوين و... تدريس ميشود و براي من جاي سوال است که اين تعداد رشتههاي مختلف را چگونه در يک فضا و زمان محدود ميتوان آموزش داد؟ وي در ادامه گفت: حالا که ديگر براي آموزش حتي نياز به همان مجوزهاي ساده نيز نيست و خيليها با اجارهکردن يک پلاتو و درج يک آگهي به برگزاي يک کارگاه و ورکشاپ ميپردازند و هيچ نظارتي نيز بر آنها نميشود و اينگونه اقدامات به آموزش صحيح لطمه ميزند. چرا که همه افراد صلاحيت اين کار را ندارند. حالا کلي جوان علاقهمند بازيگري در بين اين کلاسها و کارگاهها در رفت و آمد هستند به اميد آنکه به موفقيت برسند.