آرمان ملي- رها معيري: در سالهاي اخير اظهارنظرهاي متفاوتي درباره مصرف آب در کشور وجود دارد، کارشناسان ميگويند بيشترين ميزان هدر رفت آب مربوط به بخش کشاورزي است، تبليغات محيط شهري کاربران خانگي را هدف قرار دادهاند و برخي مسئولان صنايع را عامل اصلي هدر رفت آب شيرين کشور ميدانند. آمارها نيز نشان از مصرف 90 درصدي آب در حوزه کشاورزي، چهار درصد مصارف خانگي و6 درصد مصرف آب در صنايع دارند. اين در حالي است که در چند سال اخير ميزان مصرف آب در بخش صنايع رشد چشمگيري داشته است. رئيس سازمان محيط زيست کشور در نشست شوراي اداري استان کهگيلويه و بويراحمد از آماري پرده برداشت که براي آينده کشور نگران کننده است. عيسي کلانتري از رتبه نخست ايران در فرسايندگي و هدر دادن آب در دنيا خبر داد و گفت: توسعه هيچ تضادي با محيط زيست ندارد و بايد اصول و تحقق توسعه پايدار برنامهريزي شده باشد. ما اصلا حافظان خوبي براي نسلهاي بعدي در حوزه منابع آبي، خاک، گياهان و حيوانات نبودهايم.
مشکل صنايع آلاينده براي کشور
رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در بخش ديگر صحبتهايش به موضوع جانمايي صنايع در مناطق حاشيهاي شهر اشاره کرد و افزود: جانماييها و جايابيها در ايجاد برخي صنايع و واحدها به شکل مصيبتبار بوده است. يکي از اين موارد نيروگاه شهيد رجايي است که عامل 20 درصد آلودگي شهرهاي تهران و کرج محسوب ميشود. او با اشاره به آسيبها و آلايندگي خودروها در تهران و ساير شهرهاي بزرگ، اظهار کرد: عامل 65 درصد آلايندگي شهرهاي بزرگ در فصل زمستان خودروهاي ديزلي، 12 درصد موتورسيکلتها و دو درصد خودروهاي سواري است. با اين وجود، موضوع هدر رفت آب در کشور يکي از دغدغههاي کشور و مسئولان است و ميتواند براي يک دهه آينده تاثيرات جبرانناپذيري براي محيطزيست کشور داشته باشد. موضوعي که اين روزها در برخي از مناطق کشور وجود دارد و باعث مهاجرت بسياري از مردم به شهرهاي بزرگ شده است. طبق آمارهاي رسمي بخش کشاورزي ايران بيش از 90 درصد آب کشور را مصرف ميکند و بازدهي اين ميزان مصرف آب، تنها ميان 20 تا 30 درصد برآورد شده است. نمونه واضح اين آمار را ميتوان در استانهاي فارس و خوزستان ديد که با وجود شرايط نامساعد آب در اين استانها، حجم زيادي از منابع آبي آنها صرف کاشت برنج ميشود. در حالي که کشور نيازي به برنج در مناطق جنوبي ايران ندارد. کارشناسان اين حوزه بر اين باورند که بهرهوري فيزيکي در کشاورزي ايران از سالهاي دور تاکنون تفاوت چشمگيري نداشته است. کارشناسان حوزه منابع آب معتقدند که مصرف بيرويه و غيرعلمي از منابع آب استان بهويژه در بخش کشاورزي حجم زيادي از آب را هدر داده و از ذخاير آن ميکاهد.
دشتهاي تشنه
به اعتقاد کارشناسان اجرايي کردن روش استفاده از آبياريهاي نوين در بخش کشاورزي با اصلاح روشهاي سنتي و اصلاح الگوي کشت متناسب با اقليم منطقه ميتواند نقش مهمي در افزايش بهرهوري محصولات در اين بخش ايفا کند، اما ظاهرا عزم جدي براي اين موضوع وجود ندارد و کار از کار گذشته و طبق آمار بسياري از دشتهاي حاصلخيز کشور ممنوعه اعلام شدهاند و کشاورزي در آنها ممنوع است. همانطور که معاون حفاظت و بهرهبرداري شرکت مديريت منابع آب ايران ميگويد: از ميان 609 دشت کشور، 388 دشت داراي وضعيت بحراني هستند. با توجه به اين آمار بايد گفت که مشکل کمآبي از زنگ خطر و هشدار گذشته و بايد سريع اقدامات براي حفظ منابع آبي انجام داد وگرنه تا چند سال ديگر يک بيابان بزرگ به نام ايران را با بيتوجهايهايمان برجاي خواهيم گذاشت. استقرار صنايع آببر در مناطق خشک!
يک کارشناس محيط زيست در اين باره ميگويد: آن چيزي که در کشور ما بحران ايجاد ميکند، اين است که ما هرگز واقعيتهاي اقليمي و جغرافيايي خودمان را به رسميت نميشناسيم و همچنان رو به آسمان برنامهريزي ميکنيم و دعا ميکنيم که برف و باران بيايد. براي مثال در کشور امارات هم در خشکسالي شديدي وجود دارد و در سالجاري بارندگي آنها هم به شدت کم بوده است. کلا در منطقه خاورميانه وضعيت همين گونه است، اما آنها هيچ نگراني از اين خشکسالي و کمبود باران ندارند و هرگز مثل ما دل نگران ريزشهاي آسمانيشان نبودهاند. چرا؟ چون که چيدمان توسعهشان را بر مبناي اقتصادي طراحي کردهاند و کمترين وابستگي را به آب و خاک دارند. محمد درويش ميافزايد: با اينکه دليل اصلي خشکسالي کشور را موضوع کشاورزي ميدانم، اما معتقدم ما در کشورمان پرمصرفترين صنايعي که در جهان وجود دارد را مستقر کردهايم، يعني هيچ صنعت آببري در جهان مانند فولاد، آهن و... وجود ندارد که ما آن را نداشته باشيم. اين صنايع به شدت آببر هستند و اتفاقا در مناطق خشک کشور ما احداث شدهاند. احداث صنايع فولاد، آهن صنايع سيمان و کشت نيشکر در مناطق کم آب اشتباه است. کدام مناطق کشور
در برابر اين خشکسالي آسيبپذيري بيشتري دارند؟ اين کارشناس محيط زيست در پاسخ به اين سوال ميگويد: اگر فقط شرايط طبيعي را در نظر بگيريم بدترين وضعيت در شرق کشور است و بعد در دشت سيستان و در مرکزي شرايط مساعدي وجود ندارد. هرچند اگر بخواهيم فاکتور جمعيت را دخالت بدهيم، تهران در حال حاضر بدترين وضعيت را دارند، چون سرانه آب به شدت وابسته به سدهايي است که در اطراف آن وجود دارد و اين سدها در حال حاضر 60 تا 65 درصد خالي شده است و از نظر پدافند غير عامل تهران به شدت در معرض آسيب جدي است، بعد از تهران شهرهاي مشهد، اصفهان و تبريز قرار دارند.