«آرمان ملي» بررسي ميکند
سن اعتياد در مرز هشدار!
آرمان ملي: طي سالهاي گذشته شاهد پايينآمدن سن مصرف مواد مخدر هستيم که اين خود ميتواند بهعلت در دسترسبودن مواد مخدر، قيمت پايين و همچنين آساني مصرف آن باشد، بهگونهاي که جامعهشناسان معتقدند که پايينآمدن سن مصرف مواد مخدر خود ميتواند زمينهساز افزايش آسيبهاي اجتماعي شود. گفتني است که اعتياد براي جامعه ميتواند بحرانهاي بسياري بهدنبال داشته باشد که براي حل و يا ازبينبردن آن نياز به گذشت زمان به نسبت طولاني است. بنابراين بايد يادآور شد که کاهش سن اعتياد ميتواند چالشهاي حادي بهدنبال داشته باشد.
تغيير در سبک زندگي
براساس تحقيقات به عمل آمده بهراحتي ميتوان اين ادعا را داشت که تغيير در سبک زندگي خود ميتواند يکي از مهمترين دلايل پايينآمدن سن اعتياد محسوب شود، چراکه امروزه ديگر خانواده از کارکرد اصلي خود فاصله چشمگيري گرفته که اين ميتواند باعث انجام برخي رفتارها از سوي فرزندان شود. به عبارت سادهتر کاهش نظارت والدين در افزايش احتمال مصرف مواد مخدر در ميان نوجوانان بسيار موثراست. از سوي ديگر بايد خاطرنشان کرد که جاي خالي تفريحات سالم براي نوجوانان و جوانان يکي ديگر از دلايل افزايش گرايش آنها به مصرف مواد مخدر محسوب ميشود، چراکه در حال حاضر متاسفانه بسياري از خانوادهها توانايي مالي لازم براي فراهمکردن امکانات جهت اوقات فراغت فرزندان خود ندارند يا در مقابل با قراردادن امکانات مالي بيش از اندازه عاملي براي گرايش به مصرف مواد مخدر در فرزندان خود ايجاد ميکنند بهگونهاي که اين مهم ميتواند نقش بسزايي در گرايش هرچه بيشتر نوجوانان به حضور در دورهميهاي ناسالم داشته باشد تا جايي که طبق آمار موجود بسياري از نوجوانان در مهمانيها يا دورهميهاي دوستانه با مصرف مواد اعتيادآور آشنا ميشوند. از سوي ديگر بايد خاطرنشان کرد که بنا به گفته کارشناسان بلوغ زودرس را نيز ميتوان در زمره ديگر دلايل پايينآمدن سن اعتياد دانست.
افزايش نزاعهاي خياباني
پرواضح است که يکي ديگر از پيامدهاي منفي پايينآمدن سن مصرف مواد مخدر را ميتوان در افزايش خشونت يا نزاعهاي خياباني جستوجو کرد، چراکه براساس مطالعات علمي صورتگرفته مصرف مواد مخدر خود ميتواند آستانه تحمل افراد را بهطرز معناداري کاهش دهد که اين خود ميتواند عاملي براي افزايش خشونت در ميان نوجوانان و جوانان شود؛ خشونتي که متاسفانه در برخي از موارد باعث قتل نيز ميشود. بنابراين بهراحتي ميتوان اين ادعا را داشت که پايينآمدن سن اعتياد خود ميتواند منجر به تباهي آينده نوجوانان و جوانان شود.
معضل مواد مخدر جديد
بديهي است که افزايش تنوع در مصرف مواد مخدر خود در پايينآمدن سن اعتياد بسيار موثر است، چراکه در حال حاضر متاسفانه با مواد مخدر به نسبت جديدي مانند «گل» و يا موارد ديگر در بازار مواجه هستيم که اين خود ميتواند انگيزه مصرف در نوجوانان و جوانان کنجکاو را بيشتر کند. بايد بهخاطر داشت متاسفانه به دليل عدم ارائه اطلاعات کامل هنوز برخي افراد نسبت به اعتيادآوربودن مواد مخدر جديد مانند «گل» آگاهي کاملي ندارند و بر اين باور هستند که اين ماده گياهي نميتواند اعتيادآور باشد که اين مهم خود عاملي تاثيرگذار براي پايينآمدن سن اعتياد و همچنين افزايش گرايش افراد به مصرف مخدر محسوب ميشود، چراکه بنا بهگفته دکتر شرفخاني مخدرهاي نوپديد خود نقش بسزايي در کاهش سن اعتياد دارد.
نقش الگوپذيري از همسالان
الگوپذيري از گروههاي همسالان خود ميتواند در زمره ديگر دلايل کاهش سن اعتياد به حساب آيد، چراکه بنا به اظهارنظر روانشناسان نوجوانان از گروههاي همسالان خود الگوبرداري ميکنند. بنابراين افزايش آمار مصرف مواد مخدر در ميان نوجوانان خود ميتواند زنگ خطري جدي محسوب شود، چراکه اعتياد نوجوانان ميتواند مسري باشد بهگونهاي که نوجوان معتاد بهراحتي ميتواند دوستان يا گروههاي همسال خود را به مصرف مواد مخدر تشويق کند که اين مهم ميتواند هشداري جدي براي وقوع بحراني خطرناک باشد. پرواضح است که بازماندن نوجوانان از ادامه تحصيل يا کسب موقعيت اجتماعي مناسب تنها به دليل گرايش به مصرف مواد مخدر خود ميتواند منجر به تباهي آينده آنها شود؛ اتفاقي که بهيقين آثار منفي آن دامنگير جامعه نيز خواهد شد.
نبود کمپهاي ترک اعتياد
يکي ديگر از نکات منفي افزايش آمار اعتياد در ميان نوجوانان را ميتوان نبود کمپهاي ترک اعتياد مخصوص نوجوانان عنوان کرد، چراکه در حال حاضر متاسفانه تمام افراد مصرفکننده مواد مخدر براي ترک به مراکز ترک اعتياد دولتي يا خصوصي ميروند؛ مراکزي که هيچگونه محدوديت سني ندارد. از اينرو بنا بهگفته جامعهشناسان نبود کمپهاي ترک اعتياد مخصوص نوجوانان خود ميتوانند به تباهي آينده آنها نيز منجر شود، چراکه در اين مراکز با انواع مختلف جرم و جنايت و همچنين مصرف مواد مخدر ديگر آشنا ميشوند.
در نهايت...
براي حل معضل پايينآمدن سن اعتياد نياز به اقدامات همهجانبه و کارشناسانه در مدارس، خانواده و ارگانهاي ذيربط است. برخي منتقدان بر اين باور هستند که اين مهم تنها برعهده مسئولان است، اين در حالي است که بايد به خانواده بهعنوان اصليترين نهاد جامعه و همچنين فضايي که فرزند در آن زمان به نسبت طولاني را سپري ميکند و مسئوليتهاي اساسي و تاثيرگذاري در آنجا آموزش ميبيند بهاي بيشتري داده شود.