در حالي روز گذشته (12 شهريور) محسن حاجي ميرزايي بهعنوان وزير جديد آموزش و پرورش از مجلس راي اعتماد گرفت که بسياري از کارشناسان و مردم از او انتظار دارند در مقابل مافياي کنکور ايستادگي کند. در شرايطي اين صحبتها مطرح ميشود که وزيران سابق آموزش و پرورش، نمايندگان مجلس، مسئولان وزارت علوم و وزارت آموزش عالي و... نتواستند با اين مافيا مقابله نمايند و به نوعي حذف کنکور عملي نميشود. بهنظر من ريشه اصرار براي نگه داشتن کنکور به شرايط غيرسيستم آموزشي باز ميگردد و برخي افراد که از اين موضوع سود ميبرند، نميگذارند کنکور حذف شود. يکسري از مراکز مهم آموزش سودهاي کلان مالي از کنکور ميبرند و تا زمانيکه اين مراکز گسترده وجود داشته باشند حذف کنکور در حد خبر است. امروزه کنکور در يک سري از دانشگاههاي دولتي و براي انتخاب رشتههاي خاص معنا پيدا ميکند در حالي که بسياري از دانشگاهها بهصورت پذيرش، اقدام به جذب دانشجو ميکنند. همواره شاهد اين امر بودهام که يک فرد براي فرندش 20-30ميليون تومان هزينه ميکند و فرزند او در دانشگاهي قبول ميشود که با ثبت نام هم ميتواند به همان دانشگاه برود، در صورتي که اگر همان اول، فرد متوجه اين موضوع ميشد نه هزينهميليوني ميکرد و نه فرزندش را در معرض اين همه استرس و آسيب مخرب قرار ميداد. استرسي که شايد مانع از موفقيت او در کنکور هم شده و اگر اين استرس نبود به يکي از دانشگاههاي دولتي راه پيدا ميکرد. بنابراين مراکز آموزشي کنکور که هرساله سود کلاني از اين مسأله ميبرند اجازه حذف کنکور را نميدهند. خيلي از اين مراکز متعلق به مسئولان و وزيران سابق کشور است و آنها در حذف کنکور اعمال نظر ميکنند. نمونه اين اتفاق را ما در حذف آزمونهاي تيزهوشان در مقطع متوسطه ديديم، زمانيکه وزير سابق آموزش و پرورش اعلام کرد که قصد دارد اين آزمونها و مدارس را حذف کند، خيليها از جمله شوراي عالي انقلاب فرهنگي در برابر اين قانون ايستادند در حالي که اين شورا نبايد به اين موضوع آموزشي کوچک ورود پيدا ميکرد. با وجود اينکه شوراي انقلاب فرهنگي هيچ دليل آموزشي در اين رابطه نياورد، مخالفت خود را اعلام کرد. بهنظر من خط و جهت دادن به دانشآموزان بزرگترين مشکل کنکور در کشور ما است و آموزش را بيش از اندازه کمي ميکند. ما همچنان اميدواريم که وزير جديد آموزش و پرورش به اين مشکل غلبه کند و دست مافيا را از نظام آموزشي اين کشور قطع نمايد.