بستن

تحريم ظريف از نگاه ديگر

تحريم ظريف از نگاه ديگر
احمد فاطمی‎نژاد استاد دانشگاه فردوسی مشهد

 

 

 

 

آمريکا پس از تحريم سپاه پاسداران از برنامه خود براي تحريم جواد ظريف وزير خارجه ايران در آينده خبر داد. سرانجام، ظريف نيز از سوي واشنگتن تحريم شد. واکنش‎ها به تحريم ظريف در سطح بين‎المللي بسيار گسترده بوده و اغلب نيز با تقبيح اقدام آمريکا، رويکرد همدلانه‎اي با ايران در پيش گرفته‎اند. اين سوال مطرح مي‎شود؛ چگونه است که دويست و اندي کشور ديگر و حتي برخي متحدان آمريکا از زمان روي کار آمدن ترامپ کم‌وبيش با دولت آمريکا چالش داشته‎اند اما با چنين تحريمي مواجه نشده‎اند؟ هرچند دولت ترامپ دولت خاصي است و رابطه ايران و آمريکا نيز شرايط ويژه‎اي دارد، اما آيا اجتناب از تحريم وزير خارجه امکان‎پذير نبود؟ بديهي است که وزير خارجه ايران با توجه به تخصص علمي و تجربه طولاني خود بهتر از هر کسي مي‎تواند به پرسش‎هاي بالا پاسخ دهد اما با مرور قواعد اوليه ديپلماسي و سياست خارجي که حداقل بيش از پنج‌دهه است در دانشگاه‎هاي جهان و ايران تدريس مي‎شود مي‎توان به پرسش‎هاي بالا پاسخ داد و دلايلي را براي وضعيت جاري بيان کرد. نخستين وظيفه ديپلمات تعيين اهداف سياست خارجي مبتني بر قدرت است. به نظر مي‎رسد که دستگاه سياست خارجي ايران اهداف خود را در ارتباط با دولت ترامپ بر مبناي قدرت بالفعل و بالقوه ايران تعيين نکرده است. ترامپ از زمان رقابت‎هاي انتخاباتي نسبت به برجام منتقد بود و اعلام مي‎کرد که از آن خارج خواهد شد. در همين مرحله، لازم بود که دستگاه سياست خارجي ايران قدرت بالقوه و بالفعل کشورمان در محدودکردن ترامپ را به‌درستي برآورد مي‎کرد و بر مبناي آن تصميم مي‎گرفت. ديري نباشد که در ادامه همين رويه، دولت آمريکا حتي فعاليت ظريف در شبکه‎هاي اجتماعي را نيز محدود کند؛ کما اينکه چنين اتفاقي در مورد چهره‎هاي محبوب فرامرزي سپاه نظير سردار سليماني رخ داده است. دوم، يکي از وظايف دستگاه ديپلماسي برآورد درست از اهداف طرف مقابل است. دولت ترامپ از زمان رقابت‎هاي انتخاباتي برجسته‎ترين هدف خود را ارتقاي موقعيت آمريکا اعلام کرده بود، اما تقريبا اغلب تحليلگران آمريکايي معتقدند که مخالفت ترامپ با برجام به‌خاطر نقش اوباما در اين توافق بوده است؛ رفتار ترامپ طي دوران رياست‎جمهوري‎اش نيز همين را نشان مي‎دهد. اگر اين هدف ترامپ از سمت دستگاه سياست خارجي ايران به درستي برآورد مي‎شد احتمالا با نوعي مذاکره تشريفاتي و چند «عکس يادگاري» مي‎شد برجام را با اصلاحات اندک حفظ کرد؛ که طبيعتا مزاياي آن از وضعيت فعلي بهتر بود و تنها عيب آن به بدعهدي آمريکا و پذيرش مذاکره مجدد از سوي ايران برمي‎گشت. در اينجا لازم است به يکي از شاه‎بيت‎هاي مناظرات رياست‎جمهوري 1392 اشاره کرد که يکي از کانديداها به خاطر تاکيد بر منطق درست سياست خارجي و مذاکره مورد تمسخر قرار گرفت و به ايشان يادآوري شد که سياست خارجي کلاس درس منطق و فلسفه نيست. به نظر مي‎‎رسد اين نقد اکنون به شخص ظريف و تيم وي نيز وارد است، زيرا ديپلماسي عرصه انعطاف و عملگرايي است نه تصلب و ثبات رأي. سومين وظيفه ديپلماسي و اصحاب ديپلماسي اين است که ميزان سازگاري اهداف دوطرف را سنجيده و راه‎هاي مصالحه را بيابند. در مورد برجام، آمريکا آن را يک‌طرفه تلقي کرده و از آن خارج شده است. ايران نيز اعلام مي‎کند هرگونه مذاکره جديد نيازمند بازگشت آمريکا به برجام و رفع «تروريسم اقتصادي» اين کشور است. در اين شرايط، اهداف دو کشور کاملا با هم متباين است و در اين بين هر نوع مواجهه‎جويي آنها نظير هدف قرار دادن پهپاد آمريکايي متجاوز به سرزمين ايران يا تحريم وزير خارجه کشورمان از سوي آمريکا کاملا طبيعي به نظر مي‎رسد. حتي با ادامه اين مسير بايد منتظر تنش‎هاي شديدتر هم بود. آمريکا بعد از خروج از برجام براي مذاکره با ايران دوازده شرط تعيين کرد که به معني تسليم محض ايران بود. طي ماه‎هاي اخير، کاخ سفيد از شروط قبلي خود صرف‌نظر کرده و به شيوه‎هاي مختلف از ارسال پيام (از طريق واسطه‎هاي مختلف از جمله نخست‎وزير ژاپن) تا دعوت به کاخ سفيد (دعوت ظريف به کاخ سفيد) اين را نشان داده است و بسياري از تحليلگران ردکردن همين دعوت را عامل تشديد تحريم‌ها مي‎دانند. چهارمين وظيفه ديپلمات‎ها اين است که از منظر طرف مقابل نيز به صحنه نگاه کنند. اين واقعيت را نمي‎توان کتمان کرد که طي چهاردهه اخير، ايران اقتدار ايالات متحده را در سطوح جهاني و به‌ويژه منطقه‎اي به چالش طلبيده و در برخي موارد نيز موفق بوده است. همان‌قدر که موفقيت‎هاي ما در عرصه خارجي در مقابل آمريکا براي ما افتخارآميز است، آمريکا نيز آنها را براي خود تحقيرآميز مي‎داند؛ به‌ويژه اينکه آمريکا خود را ابرقدرتي مي‎داند که خواهان همراهي بقيه کشورها حتي کشورهاي قدرتمندي نظير آلمان و فرانسه با سياست‎هايش است. در اين مورد مي‎توان به خشم آمريکا از آلمان طي روزهاي اخير به‌خاطر نپيوستن به ائتلاف دريايي آمريکا در منطقه تنگه هرمز اشاره کرد. در مجموع، بايد اذعان کرد که هرچند الف) دولت ترامپ ديدگاه‎هاي غيرمنطقي و به دور از عادات مألوف ديپلماتيک دارد؛ ب) خروج آمريکا از برجام غيرقابل دفاع است؛ ج) توان ديپلماتيک جواد ظريف قابل تحسين است؛ و د) وزارت خارجه ايران محدوديت‎هاي ويژه خود را دارد، اما نمي‎توان منکر غفلت دستگاه سياست خارجي از موقعيت‎هايي شد که در گذشته براي حفظ برجام وجود داشته و استفاده نشده است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی