جاي خالي معرفي شهرها و روستاهاي ايران در ميان کتابهاي آموزشي دانش آموزان به خصوص دانش آموزان مقطع ابتدايي يکي از عوامل ناشناخته ماندن جاذبهها و فرهنگ متنوع کشور است. اگرچه ما در دورههاي تحصيلي پيشرفتهتر و بعد از دوره ابتدايي شاهد آموزش دانش آموزان در قالب کتابهاي درسي جغرافيا و تاريخ هستيم اما ضعف ارائه اين آموزشها در مقطع تحصيلي دوران ابتدايي که بايد از آن به عنوان دوره شکل گيري قالب وجودي دانش آموزان ياد کرد جاي تامل دارد. در دوره ابتدايي به لحاظ شور و شوق دوران بچگي و انگيزه بالاي دانش آموزان در فراگيري آموزهها توجه به آموزشهاي فوق، يک ضرورت است، مسألهاي که در سايه فقدانش امروز شاهد ناشناخته ماندن بسياري از نقاط کشور در ميان مردم هستيم. موضوعي که باعث شده ما امروز با چالشي چون ضعف فرهنگ گردشگري در ايران دست و پنجه نرم کنيم. چرا؟ چون هيچ وقت به خود اين فرصت را ندادهايم که از داشتههاي سرزمينمان براي بچههايمان حرفي بزنيم و با به تاخير انداختن اين آموزشها به دورههاي تحصيلي بالاتر در به حاشيه رانده شدن اين مباحث کمک کرده ايم. اين در حالي است که با پرداختن به آموزش سرزميني در دوره تحصيلات ابتدايي ميتوانيم مباحث آموزشي و شناخت از فرهنگ و جغرافياي ايران زمين را ملکه ذهن فرزندان اين سرزمين کنيم، قبل از آنکه آنها در سايه طبقهبندي علايقشان در سنين بالاتر پرداختن به اين موضوعات را در اولويت هاي آخر کسب علم خويش قرار دهند. تمرکز آموزش ابتدايي ما بر معرفي سرزمين ايران به دانش آموزان و جاذبه هاي گردشگري آن ميتواند ضمن اينکه تصويري خوشايند از سرزمين مادري براي هريک از آنها ايجاد کند، مي تواند معرف اين داشته ها در آن سوي مرزها هم باشد. يکي از ضعفهاي ما در اين باره اين است که نقش معلمان در تدوين و تهيه محتواي كتابهاي درسي شفاف نيست و در تاليف كتابهاي درسي به پيشنهادات معلمان در مورد اصلاح و بازنگري كتابهاي درسي توجه خاصي نميشود. البته در شوراي برنامهريزي كتابهاي درسي در كنار متخصصان هر رشته تعدادي از معلمان هم حضور دارند و در مرحله توليد محتوا نيز در برخي گروه هاي درسي كه انعطاف دارند، از چند معلم نظرخواهي مي شود اما كافي نيست.برخي از نويسندگان کتابهاي دوره ابتدايي سليقه خاصي در اين رابطه اعمال ميکند و شناخت درست و سنجيدهاي از گروههاي سني بچهها ندارد. اغلبشان مدارک دانشگاهي دارند ولي دانش درستي در زمينه ايران شناسي ندارند.