امروزه در دنيا دانش، اطلاعات و آمار حرف اول را ميزند و مهمترين نکتهاي که بايد در نظر داشته باشيم اين است که سراغ آمار و ارقام برويم. اصلاحطلبان در طول چهل سال پيروزي انقلاب در دوره اصلاحات قواي مقننه و مجريه را در اختيار داشتهاند. در اين راستا آمار و ارقام در حوزههاي مختلف رشد اقتصادي، شفافيت، عدم رانتي بودن اقتصاد، مبارزه با پولشويي و کمبود فساد در ساختار اداري نشان داده که موفقترين دولت پس از پيروزي انقلاب دولت اصلاحات بوده است. اين آمار تنها توسط نهادهاي داخلي کشور ارائه نشده، بلکه نهادهاي معتبر خارجي هم اين آمارها را تاييد کردهاند. واقعيت مطلب اين است که با فرافکني و انداختن مشکلات به گردن يک جريان سياسي نميتوان مشکلات را حل کرد و بايستي واقعيات را ديد. به هر حال در شرايط امروز جامعه بدون شک مجموعههايي از اصلاحطلبان، دولت آقاي روحاني و مجموعههايي که خارج از دولت و مجلس داراي قدرتهاي پنهان هستند نقش بسزايي در بهوجود آمدن شرايط حاضر دارند. از اين رو بايد بدانيم که با اتهامزني به ديگران و فرافکني مساله حل نميشود. امروز کشور بيش از همه چيز به انسجام، همدلي و واقعبيني نياز دارد. مهمترين نکته اين است که سعي کنيم قدرتهاي پنهان و غير شفاف را در عرصه سياسي کم کنيم و همه جناحها ملزم شوند که به راي و خواست مردم توجه و از آن تبعيت کنند. دولتي که مورد حمايت اصلاحطلبان قرار گرفته در پيشبرد اهداف خود کاملا آزاد نبوده و موانع جدي بر سر راه خود داشته است. مجلس، مجلسي نيست که مورد اتفاق و انتظار اصلاحطلبان باشد بلکه شرايط منجر به شکلگيري چنين مجلسي شده است. بدين جهت اگر که دوستان ميخواهند اصلاحطلبان قدرت خود را در عرصههاي مديريتي و قانونگذاري نشان دهند بايد چهرههاي برجسته اصلاحطلب در عرصههاي مختلف امکان حضور پيدا کنند، بايد اجازه دهند احزاب برجسته اصلاحطلب که در گذشته به محاق فراموشي و تعطيل رفتهاند امکان بروز و ظهور پيدا کنند. اگر تمام ظرفيتهاي اصلاحطلبان بتواند به عرصه اجرا درآيد و نتوانند کاري از پيش ببرند آن زمان ميتوان دم از ناکارآمدي اصلاحطلبان زد. اگرچه بخشي از انتقادات به درستي متوجه عملکرد دولت مورد حمايت اصلاحطلبان است، اما نميتوانيم وقتي که دست دولت را ميبنديم و اجازه نميدهيم دولت از ظرفيتهايي که در بين اصلاحطلبان وجود دارد استفاده کند، از فقدان عملکرد مطلوب گلايه کنيم و مشکل را به گردن دولت بيندازيم. البته پر واضح است که در شکل و شيوه حمايت از دولت و تشکيل مجلس دهم اشتباهاتي از سوي اصلاحطلبان صورت گرفت. بر عکس آنچه برخي فکر ميکنند اصلاحطلبان نبايد از دولت انتظار ميداشتند، حالا که زمان گذشته و مسائل تا حد زيادي روشن شده ميتوان گفت بايد از همان ابتدا با دولت آقاي روحاني و نمايندگاني که با حمايت اصلاحطلبان وارد مجلس ميشدند، بر شرطها و الزاماتي تاکيد ميکرديم. اصلاحطلبان در جهت استيفاي حقوق مردم با آنها پيماني بستهاند و چانهزني براي رسيدن به حقوق مردم نه تنها قبح ندارد، بلکه نگاه و رويکرد مردم را نسبت به اصلاحطلبان واضحتر کرده و آنها را اميدوارتر خواهد کرد.