آرمان ملي- مرتضي رفيعي: آژانس بينالمللي انرژي اتمي که مسئوليت نظارت بر توافق هستهاي را برعهده دارد اعلام کرد که «سطح اورانيوم غني شده ايران از حد مجاز 8/202 کيلوگرم و خلوص غنيسازي اورانيوم از 67/3 درصد فراتر رفته است.» براساس گزارش آژانس، «با گذشت دو ماه ايران نه تنها از محدوديتهاي خود عبور کرده بلکه سطح اورانيوم غني شده خود را به 6/241 کيلوگرم رسانده و خلوص غنيسازي اورانيوم نيز به 5/4 درصد رسيده است.» کاظم غريب آبادي سفير و نماينده ايران در وين همزمان با انتشار شانزدهمين گزارش مديرکل موقت آژانس بينالمللي انرژي اتمي درخصوص راستيآزمايي اجراي برجام، «آن را نشانه حسن نيت جمهوري اسلامي ايران براي حفظ چندجانبه گرايي در روابط بينالملل و گواهي بر پايبندي آن به تعهدات بينالمللياش خواند.» لذا به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگويي را با سيدجلال ساداتيان، سفير اسبق ايران در بريتانيا انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
با توجه به انتشار شانزدهمين گزارش آژانس بينالمللي انرژي اتمي درخصوص راستيآزمايي اجراي برجام، آيا کاهش تهعدات برجامي ايران به معناي خروج از توافق هستهاي است؟
مجموعه اقدامات ايران به معناي خروج از برجام نيست. چون اگر ايران قصد خروج از برجام را داشت رسما خروج خود را از برجام اعلام ميداشت. ايران درصدد است تا به ساير طرفها در برجام بهخصوص به اروپاييها اعلام دارد که اگر آنها به تعهداتشان عمل نکنند دليلي ندارد تا تهران بهصورت يکطرفه به تعهداتش عمل کند. اين مساله پيامي براي آنهاست تا آنها را به تحرک مثبتي وادار نمايد. لذا ايران به دنبال تذکر و هشدار به طرفهاي اروپايي بوده تا آنها به تعهداتشان عمل کنند. اين گونه نيست که ديگران را توصيه به صبر کرد. ايران نيز يک سال صبر کرد اما در مقابل از سوي طرف اروپايي هيچ گونه اقدام مثبتي صورت نگرفت. بنابراين ايران تحرکات خود را افزايش داده و به آنها هشدار ميدهد. لذا اين مساله به معناي خروج ايران از برجام نيست. آنها خودشان نيز ميدانند منتها به دنبال آنند تا آن فشار را با فشار ديگري خنثي کنند. آنها از طريق شوراي امنيت نيز نميتوانند به نتيجهاي برسند. برخي از اعضاي شوراي امنيت همچون چينيها و روسها قاعدتا به چنين مسالهاي راي نخواهند داد. چون آنها حقانيت ايران را ميدانند خود آنها نيز اعلام کردهاند که با اين تحريمها همراهي نميکنند. همچنين آنها ميدانند به جهت آنکه ايران آنها را وادار به تحرک کند اين اقدامات را انجام داده و نه به منظور خروج از برجام.
کليد زدن گام سوم کاهش تعهدات برجامي چه پيامي از سوي ايران داشته و همچنين متقابلا چه واکنشي را از سوي طرفهاي غربي خواهد داشت؟
طبيعتا برخي از کشورها مخالف اين اقدام ايران هستند. اما ايران رسما اعلام داشته که اگر طرفهاي اروپايي به تحرکات خودشان مبني بر عملياتي کردن تعهدات برجاميشان عمل نکنند تهران وارد گام بعدي خود خواهد شد. اگر اروپا تحرک جدي از خود نشان ندهد ايران گامهاي بعدي را بر خواهد داشت هر چند طرف اروپايي کاملا متوجه شده که ايران کاملا جدي است.
با توجه به آنکه وزارت خزانهداري آمريکا اعلام داشته هر کشوري از آدريان دريا حمايت کند مورد تحريم قرار ميگيرد، آيا ايالات متحده ميتواند نفتکش يک کشور مستقل را در آبهاي آزاد تحريم کند؟
اقدام آمريکاييها اقدامي غيرقانوني است. ايالات متحده آمريکا هيچ بهانه مشخصي براي اين اقدام ندارد. به موجب توافقي که ميان 1+5 در مقابل ايران بهوجود آمد ايالات متحده متعهد به آن بود که ايران از مواهب برجام که به تاييد قطعنامه 2231 شوراي امنيت رسيده برخوردار گردد. اين امتيازات شامل آزادي تجارت، فروش نفت، آزادي خريد و فروش کالا، مسائل بيمه و بانکي و تمامي مواردي بود که در برجام مورد توافق قرارگرفت. در سال اول بعد از امضاي برجام مقدار زيادي از منابع مالي بلوکه شده ايران به سيستم بانکي کشور عودت داده شد. اما آمريکاييها بهصورت غير قانوني از توافق هستهاي خارج شدند. بنابراين آنها ميبايستي در برابر اقدامات غيرقانوني خودشان پاسخگو باشند. اگر آمريکاييها مشکلي بر اجراي برجام وارد ميدانستند مکانيسم آن در برجام پيشبيني شده بود. بر اساس پيشبيني صورت گرفته اگر يکي از طرفها به تعهداتش عمل نکرد ميبايستي به کميته پيشبيني شده در توافق هستهاي مراجعه ميکردند. اما اينکه چرا آمريکاييها چنين اقدامي نکردند ميتوان گفت صرفا به دليل آنکه آنها تکيه بر قدرت دارند و بر مبناي آن اعمال موضع ميکنند. آمريکاييها به دليل برخورداري از قدرت نظامي و اقتصادي خارج از معيارها و چارچوبهاي متعارف بينالمللي دست به اقدامات يکجانبه ميزنند. آمريکاييها به چه اعتباري نفتکش ايراني را تحريم کردهاند. هيچ کشوري تابع آمريکا نيست. تحريمهاي پيش از برجام تحريمهاي شوراي امنيت و بر مبناي قطعنامههاي به تصويب رسيده آن بود. حداقل 4 قطعنامه بر عليه ايران اجرايي بود. در آن زمان ايران را در ذيل فصل 7 و ماده 41 شوراي امنيت قرار داده بودند. لذا همه کشورها موظف بودند تا ايران را تحت فشار قرار داده و تبعيت کنند. بنابراين بعيد هم نبود که اگر همان روند ادامه پيدا ميکرد ايران را به ذيل ماده 42 که همانا جنگ باشد ميبردند. همه آن قطعنامهها با قطعنامه 2231 ملغي و قرار بر آن شد تا ايران بتواند از امتيازات آن برخوردار گردد. عمده تحرکات ترامپ و مشاورانش در کاخ سفيد غير قانوني است. اين مساله را اروپاييها، روسها و چينيها هم قبول دارند. همچنين بسياري از کشورهاي ديگر دنيا نيز اين مساله را قبول دارند. توقيف نفتکش ايراني آدريان دريا نيز جزو اقدامات غير قانوني آمريکاييها محسوب ميگردد. حال سوالي که در اينجا مطرح ميشود اين است که وزارت خزانهداري آمريکا چه مسئوليت بينالمللي بر عهده دارد؟ اما در مقابل اين شوراي امنيت سازمان ملل متحد است که در قبال صلح و امنيت جهاني وظيفه دارد نه وزارت خزانهداري آمريکا، بنابراين تمامي اقدامات آمريکاييها بر عليه مردم ايران غيرقانوني، خارج از عرف حقوقي و ديپلماتيک است.