بستن

دانشگاه به مثابه قلعه‌اي محصور!

دانشگاه به مثابه قلعه‌اي محصور!
قدسيه رضوانیان عضو هيات علمي دانشگاه مازندران

وزير محترم علوم اخيرا به حذف ديوارهاي دانشگاه‌ها اشاره بايسته‌اي کردند اما احتمالا پس از تذكراتي- با توجيه اينكه منظورشان ديوارهاي فيزيكي نبوده، حرف خود را پس گرفتند. حتما همه همکاراني که در دانشگاه‌هاي اروپايي تحصيل يا در کنفرانسي شرکت کرده‌اند اذعان دارند که فضاي مادي دانشگاه نيز همچون فضاي معنوي آن فضايي دموكراتيك است. ما در نقد ادبي مي‌گوييم فرم، بخشي از محتواست. اصولا وجود حصارهاي ستبر، نشان از حصارهاي ذهني و فكري حاكم بر آن فضا دارد. ديوارهاي بلند دانشگاه بر چه چيزي دلالت دارد؟ در بهترين حالت مرزكشي‌هايي كه نشانه انفصال و بي‌ارتباطي با جامعه است. دانشگاه به مثابه قلعه‌اي محصور است. در تمام اين سال‌ها تمام دانشگاه‌هاي تازه تاسيس در خارج از شهرها بنا شده‌اند و دانشگاه‌هاي قديمي نيز پرديس‌هاي خود را به خارج از شهرها کشانده و تنها بخش اداري و کارمندي خود را درون شهر نگه داشته‌اند. فاصله از شهر و مردم از سويي و حصارهاي بلند، همان فرمي است كه در خود محتوايي از جنس آموزش و پژوهش ناکارآمد را پرورش مي‌دهد. حتي وجود ساختمان دانشگاه در درون شهر مي‌تواند بر فرهنگ عمومي تاثير بگذارد چه رسد به اينکه مرد و زن و کودک و نوجوان از درون آن آمد و شد کنند. کتابخانه‌ها و ‌کلاس‌هاي شيشه‌اي را ببينند و در لابه‌لاي ازدحام شهر، نظاره‌گر افرادي باشند که در دنياي کتاب به سر مي‌برند. مورد ديگر اينکه هر گاه خودم به هر کشور اروپايي رفته‌ام جداي از حضور علمي در دانشگاه، حتي در سفر تفريحي براي استراحت و گاه غذاخوردن به دانشگاه آنجا رفته‌ام بي‌آنکه کسي معترض ورودم به دانشگاه شده باشد؛ گويي دانشگاه در آن غربت بخشي از وطن من بوده است. حسي خوشايند با اطمينان خاطر را با هموطناني علمي تجربه کرده‌ام. در پاسخ به اين پرسش ذهني که با چنين طرحي حريم و اموال دانشگاه در معرض ناامني قرار مي‌گيرد نيز بايد گفت آيا زماني که خود نهاد دانشگاه در ايران تأسيس شد، جامعه ايران از تمهيدات فرهنگي لازم براي پذيرش آن برخوردار بود؟ مسلما خير! بسياري از پديده‌ها و پديدارها حاوي دو وجه و کارکرد کاملا متناقضند و اصولا و منطقا به دليل اين مشخصه نبايد كل آن پديدار را حذف کرد بلکه بايد براي کارکرد مثبت آن فرهنگ‌سازي کرد. چه نهادي شايسته‌تر از دانشگاه براي اين فرهنگ‌سازي؟ اگر از پس اين حداقل هم برنيايد ديگر اصلا به چه کار مي‌آيد؟ بنابراين معتقدم بخشي از ارتباط دانشگاه با جامعه بايد عجالتا در فرم اتفاق بيفتد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی