بستن

آقای ربیعی صبر ایوب را درخواست کردند!

آقای ربیعی صبر ایوب را 
درخواست کردند!
علی بایبوردی

الان همه درگير اينن که ببينن آقاي ترامپ و روحاني همديگه رو مي‌بينن يا نه. يه سري مي‌گن اينا هر روز همديگه رو مي‌بينن، يه سري مي‌گن اينا هر دوهفته يه‌بار برنامه قليون دارن توي فرحزاد، يه سري هم هستن کاري به اين کارا ندارن، مي‌رن دلارشون رو مي‌خرن! اما ما کار تحليل اين ديدار رو مي‌سپريم به همکاران‌مون در واحد تاکسيراني تهران، خط گلوبندگ-انقلاب که انصافا از صادق زيباکلام هم قشنگ‌تر مسائل رو مي‌شکافن. امروز مي‌خوايم به مساله مهمتري بپردازيم. توي خبرها اومده بود که آقاي ربيعي، سخنگوي دولت، گفتن که: «خود من هم هنوز نتوانسته‌ام کارت ملي‌ام را هوشمند کنم و تاکنون چهار پنج‌بار اقدام به گرفتن نوبت کردم و موفق نشدم.» تا اونجايي که ما به ياد داريم از سال 95 مي‌گفتن که فقط تا پايان سال مهلت گرفتن کارت ملي هست و اگه عيد بشه و کارت ملي جديد نداشته باشيد تو ميدون‌هاي شهر جمعتون مي‌کنن و مي‌گن: «برين تو اتاقتون و به کار زشتتون فکر کنيد.» ولي الان سه‌ساله که صدور کارت ملي ادامه داره و فقط هي استرس الکي مي‌دن! ديگه سخنگوي دولت که از خودشونه و يه زماني حتي وزير هم بوده نه‌تنها کارت ملي جديد نداره بلکه مياد پشت ميکروفن داد هم مي‌زنه و اينو مي‌گه!

اما چرا آقاي ربيعي نتونستن تا الان کارت ملي بگيرن؟

ببينيد الان براي هر کار اداري‌اي که تشريف ببريد، چند مرحله رو بايد طي کنيد تا برسيد به غول آخر. اول اينکه دوستان سعي مي‌کنن ادارات دولتي رو در آخرين طبقات يه ساختمون بگيرن. البته نه به‌خاطر اينکه نورگيرتره، احتمالا به‌خاطر اينه که همه يه علاقه خاصي به پنت‌هوس دارن و دوست دارن ارباب رجوع هم ازش لذت ببره و خوشبختانه اون 80درصد لذت اصلي رو ارباب رجوع مي‌بره، چون آسانسوري در کار نيست و خب تا بخواد برسه به کارمندها يه ورزشي هم مي‌کنه. همين‌جا از مسئولان بابت نگراني از سلامت مردم تشکر مي‌کنيم.

در مرحله بعدي فرد مورد نظر که نفس‌زنان از پله‌ها بالا اومده، به خيال اينکه الان کارش رو مي‌گه و انجام مي‌شه و سريع مي‌ره به زندگيش مي‌رسه مي‌ره جلو. کارمند محترم که پشت سيستم نشسته در حالي‌که سعي مي‌کنه مربا رو بماله روي پنير صبحونه و بربري داغ کنجدي رو بذاره روش تا بخوره با وضعيتي که نصف يه بربري تو دهنشه مي‌گه آقا سيستم قطعه برو دوساعت ديگه بيا. اونم بعد دوساعت مياد و مي‌گه آقا اين نامه رو... هنوز حرفش تموم نشده که مسئول مورد نظر مي‌گه لطفا از طريق سايت اقدام کنيد. بعد طرف مي‌گه چه سايتي؟ بذار کارم رو بگم! مسئول هم مي‌گه نه آقا روزي 100 تا مثل شما مياد برو تو سايت hala hala allafi.com کارت رو انجام بده. بعد طرف توي سايت هم مي‌ره و ثبت‌نام مي‌کنه و دوباره مياد پيش مسئول. اونم در حالي‌که تايم نهارش فرا رسيده مي‌گه ببين سايت مشکل داره، قطعه. برو شنبه بيا.

اين وضعيت تنها يک‌روز از زندگي يک ارباب رجوع بود. با اين حال حتي اگر آقاي ربيعي باشي و صبر ايوب درخواست کني باز هم توي ادارات کم مياري!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی