اعلام آمادگي حسن روحاني رئيسجمهوري ايران براي «ملاقات با هر کسي بهخاطر منافع مردم ايران» بازتاب گستردهاي در رسانههاي خارجي و داخلي داشته و همزماني با نقلقولي از رئيسجمهوري فرانسه سبب شده از آن به احتمال ديدار روحاني-ترامپ هم تعبير شود. هرچند رئيسجمهوري ايران 24ساعت بعد گفت «اينکه کسي بخواهد با حسن روحاني عکس بگيرد بيآنکه تحريمها را بردارند امکانپذير نيست؛ البته فتوشاپ آن امکانپذير است!» با اين حال همچنان بر سر جمله اول بحث درميگيرد و منتفي نشده است. اعلام آمادگي براي «ملاقات با هر کس» در حالي که موضع رسمي نظام نفي توأمان «مذاکره و جنگ» اعلام شده و نشانهاي از تغيير آن نيز مشاهده نشده خشم اصولگرايان راديکال و شگفتي برخي از غيراصولگرايان را برانگيخته است. جنس خشم گروه اول و نگراني گروه دوم البته متفاوت است. انتظار گروه اول اين است که ايران گام سوم کاهش تعهدات برجام را هم بردارد و به سوي ترک توافق حرکت کند نه آنکه بار ديگر در پي مذاکره باشيم و گروه دوم بيمناک دوقطبيشدن فضاي سياسي و قدمگذاشتن رئيسجمهوري در راهي بيبازگشت است. با اين حال چون روحاني آدمي نيست که بيگدار به آب بزند درباره رويکرد تازه او چند احتمال را ميتوان مطرح کرد:
1. سخنان چند چهره اصولگرا و روزشمار سقوط دولت او که با عنوان «خروج جريان غربگرا از مراکز تصميمساز» به صراحت مطرح و تيتر صفحه اول هم شده روحاني را به خود آورده و تحرکي از خود نشان داده است. همانگونه که در ارديبهشت 96 و در گرماگرم کارزار انتخابات رياستجمهوري هم وقتي حملات طرف مقابل زياد شد و شعار ميدادند «آخر هفته، روحاني رفته» ريتم خود را تند کرد. ضمن اينکه ميداند چنانچه مردم در انتخابات پيشروي مجلس در اسفندماه مشارکت گسترده نداشته باشند و منتقدان روحاني و برجام بر کرسيها بنشينند مجلس بعد عملا عرصه را چنان بر روحاني تنگ خواهد کرد که براي پايان دوره و فرارسيدن سال 1400 روزشماري کند.
2. تخصص اصلي روحاني در عرصه ديپلماسي و مذاکره است و اين بازي را خوب بلد است و ژستهاي ديگر کمتر به او ميآيد. در اين مدت البته ژانرهاي ديگر را نيز امتحان کرده اما دريافته انتظار مردم و مشخصا رأيدهندگان همين عرصه است. همانگونه که در کرمان نميتوان برنج کاشت و در گيلان درخت خرما، مزيت نسبي روحاني هم بحث ديپلماسي و مذاکره است و اگر بنا بر برخورد و راديکاليسم باشد چهبسا ديگران کارآمدتر باشند و در چنان فضايي روحاني دست بالا را ندارد.
3. از آمريکا خبر ميرسد خريد و فروش دچار رکود شده و در روزهاي آينده در اين باره بيشتر خواهيم شنيد و از اين رو دونالد ترامپ چارهاي نخواهد داشت جز اينکه سر خود را به سوي داخل بازگرداند و روحاني ميخواهد از اين فرصت بهره ببرد.
4. افزايش تنش ميان ايران و آمريکا موجب افسارگسيختگي اسرائيل شده و دست به رفتارهايي ميزند که نشان ميدهد هرچه اوضاع منطقه بغرنجتر ميشود اسرائيليها بيش از پيش ميکوشند از اين آب گلآلود ماهي بگيرند و از اين روست که از احتمال ملاقات و حتي طرح اين موضوع ناخرسندند.
5. حتي اگر ملاقاتي صورت نپذيرد همين که به صورت سربسته اعلامشده تکاپوي چندماه اخير سلطنتطلبان و شايد مجاهدين خلق (منافقين) براي ترتيبدادن ملاقاتي ميان دوچهره رسانهاي اين دو جريان با ترامپ را به بنبست کشانده است. پيداست که بدون هماهنگي در عاليترين سطوح چنين اتفاقي (ملاقات روحاني و ترامپ) محتمل نيست و صرف يک ملاقات هم نميتواند به اتفاق خاص و خارقالعادهاي بينجامد، اما همين که نقشههاي انزوا را خنثي کند و ديپلماسي ايران با تحرک و شاداب در صحنه جهاني حاضر باشد و مردم احساس نکنند رها شدهاند و مايوس شوند از اينکه گشايشي در کار خواهد بود و دستهاي طمع سياسي و اقتصادي کوتاه شود دستاورد کوچکي نيست.