حتما اين روزها خبر به سرقت رفتن سرديس «قيصرامينپور» شاعر معاصر ايران واقع در منطقه دو شهرداري تهران به گوشتان خورده است؛ به همين بهانه به سطح شهر آمديم تا نظر همشهريهايمان را هم در اين مورد بپرسيم.
- هموطن سلام
+سلام
- نظر شما در مورد به سرقت رفتن سرديس قيصر امينپور چيه؟
+سرديس چيه؟
- همون مجسمه
+قيصر امينپور کيه؟
- واقعا نميشناسي؟
+آهان پسر همسايه طبقه پنجممون رو ميگيد؟ شنيدم از راهروي آپارتمان مجسمه دزديده.
- نه آقا اشتباه متوجه شديد، عرض کردم سرديس قيصر امينپور به سرقت رفته.
+آهان، خب کي هستن ايشون؟
- شاعر. اگه براي مصاحبه آماده نيستيد لطفا ميکروفنتون رو قطع کنيد.
+اول تو قطع کن.تووو
- خدانگهدار
------------
- سلام پدرجان حالتون خوبه؟
+سلام ممنونم
- شما نظرتون در مورد خبر به سرقت رفتن سرديس يک شاعر، چيه؟
+حقشونه. اشتباه از خودشون بود!
- يعني چي؟ چرا؟
+چون اگه از اولش اين سرديس رو توي پارک ما گذاشته بودن، اين اتفاقها نميافتاد!
- يعني توي پارک شما اصلا سارقي وجود نداره؟
+وجود که داره! توي پارک ما سرديسها رو ميدزدن اما به سرعت جاي اون يه سرديس ديگه که شبيه شه ميذارن که کسي شک نکنه!
- خب چه فرقي داره؟
+يکي از فرقهاش اينه که امثال تو بيادب متوجه اين سرقت نميشن که بيان ميکروفن رو توي حلق ما کنن و نظرمون رو بخوان!
- منطقي به نظر مياد. ممنون که جواب داديد.
+خداحافظ.
------------
- سلام مادر، شما چرا داريد گريه ميکنيد؟
+مگه نشنيدي؟ سرديس قيصر امينپور به سرقت رفته!
- شما بهخاطر اين موضوع گريه ميکنيد؟
+معلومه که آره. اون بخش مهمي از خاطرات منو تشکيل داده بود، بازيگر مورد علاقهام بود.
- بازيگر؟ فکرکنم داريد اشتباه ميزنيد! يعني اشتباه گرفتيد.
+واقعا؟ يعني بازيگر نبود؟
- نهخير ايشون شاعر مشهور و فوقالعادهاي هستن.
+چه بهتر! پس شعرهاي ايشون در خاطراتم حک شده است.
- ميتونيد يکي از شعرهاش رو برامون بخونيد؟
+ميازار موري که دانهکش است.
- البته اين شعر ايشون نيست ولي همينکه برعکس خيليها يه بيت شعر بلديد، باز جاي خوشحاليش باقيست.
+حالا اين مصاحبه کي پخش ميشه؟
- به زودي
+ تاريخ دقيق بگو. اين همه متن رو حفظ نکردم که تو راستراست توي چشمام نگاه کني بگي بهزودي!
- يعني اينا همه رو حفظ کرده بودين؟
+آره طبيعي بازي کردم؟
- خيلي!
+خداروشکر
بينندگان عزيز شما هم نظرات خود را در مورد اين اتفاق با شماره پيامکي ما به اشتراک بگذاريد.