تورم نقطه به نقطه در مردادماه سال جاري به عدد 6/41 رسيده که نسبت به ماه گذشته 4/6 واحد درصد کاهش داشته است. اينکه آيا ميتوان کاهش ماهانه تورم را نشاندهنده بهبود وضعيت دانست يا خير؟ بايد تاکيد کنم که در ماههاي اخير نرخ ارز کاهش يافته است و اين اتفاق باعث شده قيمت کالاهاي وارداتي نيز کم شود. ما به طور محسوس مشاهده ميکنيم که قيمت خيلي از اجناس نسبت به دو ماه قبل کاهش پيدا کرده است. بنابراين، به نظر ميرسد اين آمار اعلامي صحيح است. اما هنوز اشکالاتي وجود دارد، چراکه هنوز معلوم نيست درآمد ارزي ما واقعا چقدر است؟ اگر دولت بخواهد هزينههاي خود را با چاپ پول پرداخت کند، نرخ تورم بالا ميرود. همچنين اين موضوع بستگي به اين دارد که دولت چقدر بتواند نفت بفروشد؟ اقتصاد ما هميشه بوي نفت ميدهد و بايد ديد تحريمها تا چه اندازه توانستهاند توان صادراتي ايران را کم کنند. ناگفته نماند که توان صادراتيمان کم هم شده است، اما موضوع مهم اين است که بايد مقدار آن کمي روشن شود. اگر صادرات هم انجام شود، تا حدودي دسترسي به پول آن مشکل است. در اين بين، دولت مجبور است براي پرداخت هزينههاي خود از سياستهاي پولي انبساطي استفاده کند که اين اقدام براي اقتصاد ايران تورمزا خواهد بود. رئيسجمهوري نيز اخيرا بر کاهش ماهانه تورم تاکيد ورزيده؛ من بر اين باورم که هم تحريمها و هم انتظارات مردم روي نرخ تورم اثرگذار هستند. ولي، اينکه کدام عامل تاثير بيشتري دارد؟ فکر ميکنم اين موضوع به ميزان صادراتي که ما ميتوانيم انجام دهيم، مربوط ميشود؛ اعم از صادرات نفت و صادرات غيرنفتي. اخيرا، رئيس کل بانک مرکزي نيز تاکيد کرده که تب ابرتورم در اقتصاد فرونشسته است که من اين اظهارنظر را تاييد ميکنم. علت آن هم کاهش نرخ ارزهاي خارجي و بالا رفتن ارزش پول ملي نسبت به وضعيت سابق است که نشان ميدهد مسئولان بانک مرکزي توانستهاند جلوي ضربه شديد را بگيرند. اميدوارم سياستهاي فعلي کماکان ادامه يابد. براي پيشبيني وضعيت اقتصادي کشور در نيمه دوم سال، بايد شرايط سياسي را در نظر گرفت. يعني سياست تاثير عمدهاي بر اقتصاد ما دارد. بنابراين، وضعيت اقتصادي طي ماههاي آينده بستگي به اين دارد که سياست کشورمان به چه سمت و سويي حرکت کند. از طرفي درهايي به سوي ايران گشوده ميشود و از طرف ديگر بايد به رفتار اروپاييها در قبال ايران توجه کرد. به طور کلي، اروپاييها نيز اختلافاتي با ترامپ-رئيسجمهوري ايالات متحده پيدا کردهاند و اين موضوع حتما بر آينده سياسي ايران تاثيرگذار است. نبايد فراموش کنيم که ما امروز در يک دهکده جهاني قرار گرفتهايم و ارتباط خاصي بين کشورها ايجاد شده است. در کشورهاي پيشرفته، ميتوان با رجوع به آمارها، دست به پيشبيني درست و سنجيدهاي زد اما اينجا آمارهاي لازم در دسترس قرار ندارند و دوم اينکه معلوم نيست آمارها دستکاري شدهاند يا خير؟ اين کار را سخت ميکند.