چهلوپنجمين اجلاس کشورهاي گروه7پشت درهاي بسته در بياريتز فرانسه شائبههايي را در رسانهها و افکار عمومي جهان در اذهان متبادر کرده است؛ معترضان به برگزاري اين اجلاس با پليس در محل برگزاري درگير شدند بهطوري که در شهرهاي فرانسه با دخالت پليس اين مساله به خشونت کشيد و 68نفر بازداشت شدند و پليس فرانسه براي جلوگيري از تجمع معترضان تدابير امنيتي شديدي اتخاذ کرده و با 13هزارنفر نيروي امنيتي «بياريتز» محل برگزاري اجلاس سران گروه7 را به دژي نظامي مبدل نمود؛ انسان در گروه ممکن است خود را در برخي از زمينهها در اقليت ببيند؛ شبيه دونالد ترامپ در اجلاس جي7 که حالا با اينکه بحث کمک مسکو و دخالت روسيه در انتخابات نوامبر 2016 ايالات متحده هنوز که هنوز است محل جدل و مناقشه در کنگره و ايالتهاي ينگه دنياست و احضار مجدد بازرس مولر هم در محافل و رسانههاي اين کشور حسابي جنجالآفرين و خبرساز و مناقشهبرانگيز شد اکنون ترامپ با اينکه عليه روسيه جنگ نيابتي آغاز نموده و پس از پارهاي تحريمها و کنارکشيدن از پيمان منع سلاحهاي اتمي ميانبرد و آزمايش موشک جديد کروز حامل کلاهک اتمي خويش حالا ميخواهد نقش از دست رفته روسيه را در گروه جي7 احيا و بازسازي کند که عملا چنين چيزي امکانپذير نيست و گروه جي8 فقط زاييده اوهام و خيال دونالد ترامپ است و نه رؤساي شش کشور در اجلاس حاضر در بياريتز فرانسه. اين يکي از حقايق مسلم و واقعيتهاي زندگي است که بيشتر آدمها به آن وابسته شده و خو کردهاند. اگر ترامپ به اين نتيجه برسد که اکثريت، منبع اطلاعات موثرتر و معتبرتري است تا تجربه شخصياش که قبل از اين در بازار و دنياي تجارت آزاد و سرمايهداري داشت ممکن بود نظر خويش را تغيير ميداد و با عقيده اکثريت ششکشور حاضر در جي7 همسو و همنظر ميشد و از اعمال حجم سنگين تعرفههاي اعمال شده بر کالاهاي وارداتي اروپا و همچنين جنگ تجاري تعرفهاي با چين صرفنظر ميکرد؛ اما دونالد ترامپ بيتجربه در سپهر سياست وقتي خود را در موقعيت کدخدا و ابرقدرت بلامنازع دنيا و ينگه دنيا مجسم ميکند و از اهرم فشار، زور، يکجانبهگرايي و دست برتر برخوردار است و سود ميبرد و بهزعم خويش اطمينان دارد نظرش درست است و گروه اشتباه ميکند چگونه تن به پذيرش نظرات ولو درست و بيخطاي آنها خواهد داد؟ آيا در چنين موقعيت و وضعيتي تسليم فشار ميشود و با اوضاع و احوال حاکم بر اجلاس جي7 همسويي ميکند؟ پاسخ روشن و مبرهن است احساس اطمينان ترامپ به توانايي خود در انجام قضاوتهاي افراطي و خودخواهانه حسي نميتواند بهصورت عامل قاطع و نيرومندي در برابر همسويي گروه جي7 درآيد و بنابراين حتي بهزعم و باور خودش حدس و پاسخ درستش نميتواند پشتوانهاي براي استقلال گروه جي7 باشد و همين قضيه اين پارامتر را بيشتر پررنگ ميکند و همينجاست که احساس خلأ و همراهي ميکند و حالا دوباره بحث روسيه را پيش ميکشد و جاي آن را خالي ميبيند و اين توجيهي بيش براي انداختن توپ به ميدان ششکشور مقابل و شانهخاليکردن از زير بار تعهدات نميتواند باشد و مثال بارز «تفرقه بينداز و حکومت کن.»را در اذهان و افکار عمومي جهان زنده ميکند و اين خاصيت و استراتژي تکروي رؤساي جمهور ينگه دنيا از گذشته تا به امروز است که ترامپ دقيقا دوسال قبل به راحتي در همين اجلاس از معاهده آبوهوايي پاريس خارج و بر آن خط بطلان کشيد؛ در چنين شرايطي مخالفت با رأي اکثريت به چه معناست؟ بيشک مخالفت او براي گروه جي7 غيرقابلدرک خواهد بود و روساي ششکشور مقابل وي را فردي ناکارآمد، يکجانبهگرا و حتي عاجز از درک واقعيت خواهند شناخت و به همين ترتيب، اگر ترامپ دوباره با نظرات مطرحشده در گروه جي7 مخالفت کند؛ بهنظر ميرسد که وي به کارآمدي گروه ترديد دارد و اين چالشي است مستلزم داشتن جرات و جسارت فراوان؛ وي امانوئل مکرون را قبل از برگزاري اجلاس جي7 احمق خوانده بود. در شرايطي که درباره تواناييهاي ادراکي ترامپ، ناگهان و بهصورتي توجيهناشدني ترديد ميشود. چنين چالشي هنجار نيرومند «توهيننکردن به ديگران» را زير پا ميگذارد؛ شبيه همان عبارتي که در وصف مکرون بهکار برده است و در اينگونه موارد که گروه متفقالرأي نيست، فشار در جهت همسوسازي به مراتب ضعيفتر ميشود. حتي اگر فقط يکي از همدستان با رأي گروه مخالفت کند و اين مساله حضور و جاي خالي روسيه که ترامپ پيشدستي کرده و آن را پيش کشيده ناظر بر همين ادله است چراکه حضور حتي يک مخالف ديگر که بار عدم تائيد يا تمسخر گروه جي7 را به دوش بکشد آشکارا و در عمل به دونالد ترامپ امکان ميدهد فارغ از احساس انزواي کامل، مخالفت خود را نشان دهد.