تغيير بافتهاي سنتي شهري مانند تهران و قد علم كردن ساختمانهاي جديد به جاي ساختمانهاي قديمي كه بر مبنا و اساس معماري قديم ساخته ميشوند، يکي از عواملي است که در چند سال گذشته در دستور کار شهرداري قرار گرفته و باعث تغيير چهره بافت تاريخي شهر شده است. بيشترين بافت فرسوده در مناطق 10، 11، 12، 14، 17، 7 قرار دارد و کمترين بافت فرسوده در منطقه 22 است که حتي به يکدرصد هم نميرسد. 15درصد جمعيت کلانشهر تهران در بافت فرسوده زندگي ميکنند. سطح مسکوني بافت فرسوده 11درصد است و البته بخشي از آن تجاري و صنعتي است. 5درصد کلانشهر تهران از نظر مساحت کل در بافت فرسوده قرار دارد. مناطقي که بيشترين بافت فرسوده را دارند بهدليل معابر تنگ و باريک و عدم نوسازي در صورت بروز سيل و زلزله آسيبهاي جدي ميبينند و همچنين ميزان کشتههاي آنها بسيار بالاست. چه بخواهيم و چه نخواهيم با مقاوم سازي در مراکز تاريخي شهر تهران، بافتهاي قديمي و معماري اصيل آن تغيير ميکنند. اين در حالي است که اگر بافت يک محله يكپارچه باشد، از نظر اقتصادي هيچ اتفاق خاصي در آن محله رخ نميدهد. اما بافتهاي قديمي وقتي تغيير ميکنند، تغييرشان تابع شرايط روز است. بساز و بفروشها بدون توجه به نوع بافت تاريخي شهر، با نوع ساختمان سازي جديد كارشان را آغاز ميكنند، اما بايد توجه داشت كه هر نوسازي و اصلاحي لزوما با منافع هويتي و اقتصادي شهر همخواني ندارد. شهري را در نظر بگيريد با خانههاي دو طبقه، اگر در ميان اين خانهها ساخت و سازي صورت بگيرد و مجوز خانههاي 5 طبقهاي صادر شود، بافت آن محله به کل تغيير ميکند. تقريبا همه ميدانيم ساخت اين خانه 5 طبقه به بافت شهري و وضعيت اقتصادي منطقه آسيب مي رساند، اما برد با سازنده ساختمان است و ساختمانهاي قديمي نه تنها اعتبارشان را از دست دادهاند، بلكه نماهاي شهري با قدمت نيز غالبا دچار دستخوش مي شود.بافت يك شهر بنا به وضعيت آن شهر از لحاظ جغرافيايي و آب و هوايي در نظر گرفته شده و ساختمانسازي بدون در نظر گرفتن شرايط جوي آن منطقه، هيچ پيامد خوبي به همراه ندارد. مثلا وقتي شهري پر از خانههاي يک طبقه است، بيشك حکمتي در کار بوده است که مردم از چنين الگويي استفاده كرده اند؛ نبايد به عادتهاي فرهنگي مردم بيتوجه بود.