آرمان ملي- مرتضي رفيعي: در جنگ جهاني دوم متفقين با دستاويز قرار دادن حضور و فعاليت آلمانيهاي مقيم ايران، در 3 شهريور 1320 ايران را اشغال و رضاشاه را وادار به استعفا و تبعيد از ايران کردند و در مرحله بعد، اقدام به ايجاد دولت دست نشانده و تحميل پيمان اتحاد سهگانه کردند. به منظور بررسي اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگوي کوتاهي را با داوود هرميداس باوند استاد دانشگاه انجام داده که در ادامه ميخوانيد:
پيش روي آلمانها در سال 1941 در جريان جنگ جهاني دوم چگونه بود؟ همچنين چرا آمريکاييها که اعلام بيطرفي در جنگ داده بودند وارد کارزار جنگ شدند؟
آمريکا که قبلا بر اساس نظر کنگره آمريکا اعلام بيطرفي کرده بود در مقابل حمله ژاپنيها به پرل هاربر، کنگره آمريکا به ژاپن اعلان جنگ داد. زماني که آلمان به شوروي حمله کرد انگلستان در يک انزواي مطلق قرار داشت. کشورهايي که آلمان به آنها حمله کرده بود شامل هلند، لوکزامبورگ، فرانسه، دانمارک، نروژ، يوگسلاوي و يونان ميشد. همچنين کشورهاي بيطرف شامل اسپانيا، پرتغال، سوئد، اتريش و سوئيس ميشدند. از سوي ديگر کشورهايي که با آلمان همکاري ميکردند شامل روماني، مجارستان و بلغارستان بود. بنابراين انگلستان تنها مانده و مورد اصابت موشکهاي آلماني قرار ميگرفت. وقتي آلمانها به شوروي حمله کردند چرچيل فرياد زد ما نجات پيدا کرديم. بنابراين دفعتا ايدن را به مسکو فرستاد تا خواستار همکاري انگلستان با شوروي شود.
چرا ايران در جريان جنگ جهاني دوم در نقطه کانوني توجه متفقين قرار گرفت؟
آمريکا زماني که به ژاپن و آلمان اعلان جنگ داد، همکاري با شوروي را نيز متقابلا اعلام داشت. به منظور کمک به شوروي تنها راه يک راه در شمال اروپا بود چون در بخشي از سال يخ زده بود، و البته زيردرياييهاي آلماني شديدا فعال بودند، بنابراين امکان کمک به شوروي وجود نداشت. دوم ترکيه بود، چون ترکيه اعلام بيطرفي کرده بود اگر داوطلبانه وارد جنگ ميشد خوب بود اما اگر ميخواستند ترکها را مجبور کنند چون آلمانها به طرف جنوب شوروي ميآمدند و ترکيه نيز به نفع آلمانها وارد جنگ ميشد که هممرز با قفقاز بود، به نفع شوروي نبود. سوم افغانستان بود که نه راه آهن و نه راه شوسه داشت. چهارم شمال کانادا، آلاسکا بود. اما چون ژاپن در جنگ آلمان و شوروي اعلام بيطرفي کرده بود اين مساله سبب ميشد تا يک جبهه نيز از طريق ولاديوستوک باز شود که شوروي با آن موافق نبود. بنابراين تنها راهي که باقي ميماند ايران بود. شورويها نگران بودند چون ايران 56 هزار نيروي نظامي داشت. بنابراين يک لشکر هندي و يک تيپ روسي به سمت ايران حمله کردند. اما ظاهرا استدلالشان اين بود که ايران با کارشناسان آلماني (انگليسيها به آنها جاسوسان آلماني ميگفتند) همکاري ميکند، اما همگان ميدانند کارشناسان آلماني در وضعي نبودند که بخواهند موجب نگراني باشند و اين مسائل بهانهاي بيش نبود.
ايران چگونه توسط قواي متفقين اشغال شد؟ عکسالعمل نيروهاي نظامي ايران در برابر تجاوز نيروهاي بيگانه چه بود؟
نيروي نظامي ايران نه تنها هيچ دفاعي از تماميت ارضي ايران انجام نداد بلکه يک تيپ روسي بدون هيچ دفاعي شمال کشور را اشغال کرد. تمام فرماندهان نظامي لشکرها را ترک کردند. يک لشکر هندي نيز از جنوب بدون هيچ گونه مقاومت موثري، کشورمان را اشغال کردند. بعد از آن مجلس ايران اعلام کرد که هيچ دفاعي صورت نگيرد ولي بنا به گزارش محققان غربي، دفاعي صورت نپذيرفته بود و قواي متفقين بدون هيچ گونه مقاومتي کشور را اشغال کردند. اشغال ايران در شهريور 1320 يک خفت تاريخي بود. زماني که يک تيپ و يک لشکر به کشور حمله ميکنند ارتش نوين ما که حدود 56 هزار نفر بودند، نه تنها گلولهاي شليک نکردند بلکه هيچ دفاعي نيز صورت نپذيرفت. پس از آن فروغي براي آنکه اعتبار دوبارهاي به کشور بدهد، عهدنامه 1942 با شوروي و بريتانيا امضا شد و ايران هم در شمار متفقين قرار گرفت و به آلمان و ژاپن اعلام جنگ داد.
بعد از پايان جنگ، کدام کشورها خاک ايران را ترک کردند و چه نيروهايي در ايران باقي ماندند؟
بعد از پايان جنگ قواي شوروي خاک ايران را تخليه نکرد و از حرکتهاي جداييطلبانه حمايت نمود. هر چند با تاکتيکي که قوام در مقابل روسها به کار برد، مساله به نفع حفظ تماميت ارضي ايران ختم شد. در سال 1944 شوروي نمايندگاني براي بررسي به منظور امتياز نفت شمال به ايران فرستاده بود اما در زمان ساعد دکتر مصدق مصوبهاي بر اين مبنا پيشنهاد داد؛ «تا زماني که نيروهاي اشغالگر در ايران حضور دارند دولت مجاز نيست با دول خارجي وارد مذاکره و انعقاد قرارداد شود». مجلس موضوع را کن لم يکن اعلام کرد. ارتش نوين ميبايستي براي دفاع از سرزمين بهکار گرفته ميشد. متاسفانه اين کار صورت نپذيرفت، اما فروغي با زيرکي وضعيت اشغالي را مبدل به وضعيت همکاري با متفقين نمود و به کشورهاي ملل متحد ملحق شد. واقعيتهاي شهريور 1320، از بخشهاي خفت بار در تاريخ ايران بوده است. ايران در طول تاريخ در مقام دفاع از سرزمين برخاسته اما موضعگيري حکومت وقت با گذشتههاي ايران در برابر مهاجمين خارجي مغايرت داشت.