بستن

روایتی از ماجرای دیدار بشار اسد با روحانی

روایتی از ماجرای دیدار بشار اسد با روحانی

آرمان ملي: بهزاد نبوي را همه به مبارزات پيش از انقلاب، حضور در عرصه‌هاي اقتصادي در دهه 60 و فعاليت‌هاي سياسي در دهه‌هاي بعدي مي‌شناسند اما او روزگاري به عنوان معاون اجرايي نخست وزير در دولت شهيد رجايي و مذاکره کننده ارشد ايران در مناقشه تهران و واشنگتن بر سر اشغال سفارت آمريکا و آزادسازي گروگان‌ها بوده و شناخت خوبي نسبت به مناسبات سياست خارجي دارد. نبوي مي‌گويد ظريف به اين دليل که يک عنصر اجرايي و قوي است و خيلي سياسي نيست، نمي‌تواند درک کند که او مي‌تواند وزير خارجه باشد اما در بسياري از تصميم‌گيري‌هاي مربوط به سياست خارجي نقشي نداشته باشد و حتي از آن مطلع هم نشود. او همچنين با مثال زدن ماجراي آمدن بشار اسد به ايران که يکي از مقاطعي بود که حتي ظريف را به نزديکي استعفا هم رساند، مي‌گويد که حتي رئيس‌جمهور هم 20 دقيقه قبل از ديدار فهميده که ميهمان، بشار اسد است و پيش از آن گمان مي‌کرده که سيدحسن نصرا... به ايران آمده است. نايب رئيس مجلس ششم به «انصاف‌نيوز» مي‌گويد: «اگر در فضاي سياست داخلي کشور قرار داشت و آن را تجربه کرده بود اين ماجراها را بهتر درک مي‌کرد؛ وقتي رئيس دولت اصلاحات از تدارکات‌چي سخن گفت، منظورش همين فضا بود. البته حتما اعتراض به ديدار بشار اسد از ايران بدون اطلاع او کار درستي بود؛ تنها ظريف هم نبود. به طوري که شنيده‌ام، حتي رئيس‌جمهور 20 دقيقه قبل از ديدار بشار اسد فهميده که شخصيتي به ايران آمده و فکر مي‌کرده که ميهمان ناشناسش، سيدحسن نصرا... است! يعني تنها ظريف نبود که از موضوع بي‌اطلاع بوده». او به نقشه برخي دلواپسان به منظور دلسرد کردن ظريف از ادامه حضور در وزارت امور خارجه اشاره و تصريح مي‌کند: «مخالفان دولت تلاش داشتند موضوع بي‌اطلاعي ظريف را از سفر بشار اسد به گردن رئيس‌جمهور بيندازند، که او ظريف را مطلع نکرده، درحالي که روند اطلاع رئيس‌جمهور هم به همان صورتي بود که گفتم و طبعا فرصت هم نکرده به کسي بگويد و علي‌القاعده تنها آقاي واعظي را که کنار دستش بوده با خود به ملاقات برده است».

مسأله اختيارات رئيس‌جمهور

اين فعال سياسي اصلاح‌طلب معتقد است در ايران با توجه به قانون اساسي، اختيارات رئيس‌جمهور چندان زياد نيست و درصد کمي از اختيارات به رئيس دولت محول شده است. نبوي مي‌گويد: «بعد از دوم خرداد 76 مصاحبه‌اي با روزنامه‌ سلام کردم؛ آن زمان همه فکر مي‌کردند رئيس دولت اصلاحات با 20 ميليون راي رئيس‌جمهور شده و ديگر چه خواهد شد! در آن مصاحبه گفتم: «رئيس‌جمهور در بهترين شرايط که قوا و نهادهاي ديگر مقابلش نباشند و با او مخالفت نکنند طبق قانون اساسي 10-15 درصد اختيارات را در دست دارد». چه رسد به امروز که به مراتب اين اختيارات کمتر است».

وقت مذاکره نيست

او ضمن تحليل تنش‌ها ميان ايران و آمريکا بر لزوم اتخاذ تصميمات عاقلانه و ديپلماتيک تاکيد مي‌کند و علاوه بر آن مي‌گويد که معتقد است الان زمان مذاکره با ترامپ نيست. نبوي با اشاره به اينکه در زمان مجلس ششم تعدادي از نمايندگان مجلس سناي آمريکا درخواست سفر به ايران و مذاکره داشته‌اند مي‌گويد که امروز هم معتقد است که بايد با دموکرات‌ها و جمهوري‌خواهان ميانه‌رو وارد مذاکره و گفت‌وگو شويم. عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اظهار مي‌کند: «معتقدم شرايط خوبي براي مذاکره نيست؛ ضمن اينکه اصل مذاکره با آمريکا را قبول دارم. چندين سال پيش سناتورهاي آمريکا از مجلس ششم خواستند که دعوت‌شان کند براي مذاکره به ايران بيايند؛ دعوتي صورت نگرفت. ولي همان موقع هم من به‌شدت موافق بودم. پس با اصل مذاکره موافقم چون جايگزيني براي راه‌هاي پرهزينه است؛ اما در شرايط فعلي اين راه را به دو دليل پيشنهاد نمي‌کنم: يک اينکه دولت ترامپ دولت آماده مذاکره‌اي نيست، او به قول معروف مي‌خواهد مثل مذاکره با کره شمالي، تنها عکس يادگاري بگيرد و براي انتخابات پيش‌رو از آن استفاده کند». بهزاد نبوي، اميد و اعتمادآفريني از سوي حاکميت را يکي از الزامات براي هموارسازي راه‌هاي برون رفت از اين بحران مي‌داند و فاکتورهايي براي اين اميدآفريني را برشمرده است. نايب رئيس مجلس ششم مي‌گويد: «در اين شرايط، وظيفه حاکميت اين است که به مردم اميد دهد تا وارد صحنه‌ انتخابات شوند؛ احساس کنند که راي‌شان اثربخش است، بفهمند تقلبي در انتخابات نيست، بفهمند که نهادهاي مسئول از قبل ليستي براي مردم تهيه نکرده‌اند و بفهمند مجلسي که انتخاب مي‌کنند مي‌تواند نقشي در مملکت ايفا کند». اين فعال سياسي مي‌گويد که صداوسيما و وسايل ارتباط جمعي ما بايد برخوردهايشان بي‌طرفانه باشد و ديدگاه‌هاي مختلف را منعکس کرده و وفاق ملي را تبليغ کنند. نهادهاي غيرمرتبط و نيروهاي مسلح در امر انتخابات هيچ دخالتي نکنند، نهادهاي انتصابي بهتر است توجه کنند که طبق قانون اساسي موجود، 70 درصد اختيارات اداره کشور در دست آنهاست؛ به همان 70 درصد بسنده کنند و بگذارند آن 30 درصد «اختيارات نهادهاي انتخابي» دست منتخبان مردم باشد، تا مردم به تاثيرپذيري راي خود اميدوار شده و انتخابات را پرشور و پررونق کنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی