بستن

در سوگ رسانه ملي

در سوگ رسانه ملي
رضا بابایی مدرس دانشگاه

 

 

 

بيماري و بيکاري، مساوي است با خانه‌نشيني و آدم خانه‌نشين را از تلويزيون گريزي نيست. اين روزها ناخواسته بيشتر از هميشه برنامه‌هاي تلويزيون را مي‌بينم. صداوسيما در ايران داستان غم‌انگيزي دارد. پيشتر گمان مي‌کردم که جفاکاري اين سازمان پهناور و پرهزينه بيشتر در حوزه سياست است؛ اما زهي خيال باطل! سريال‌هاي تلويزيون، بسيار پايين‌تر از استانداردهاي جهاني و حتي منطقه‌اي است و در محتوا به‌شدت فقير، حادثه‌محور و فاقد امتيازهاي هنري يا فني است. کمّ‌وکيف تبليغات تجاري صداوسيما شگفت‌آور است. ميزان و زمان آگهي‌هاي بازرگاني به قدري است که ديگر عنوان «ميان‌پرده» بر آنها صدق نمي‌کند؛ بلکه پرده اصلي، تبليغات تجاري يا مذهبي است و باقي برنامه‌ها، ميان‌پرده. صداوسيما در برنامه‌هاي مذهبي از همان منطق آگهي‌هاي بازرگاني استفاده مي‌کند؛ يعني تکرار و ازدحام و گفت‌وگو با مخاطباني خاص و کم‌شمار. برخي کارشناسان مذهبي صداوسيما گاهي سخناني مي‌گويند که در هيچ‌محفل علمي از عهده اثبات آن برنمي‌آيند. گاهي نيز چنان کلي‌گويي مي‌کنند که گويي مخاطبشان همان دوربين بي‌جان است که روبه‌روي آنان ايستاده است. مثلا دو روز پيش روحاني جوان و آراسته‌اي سخني مي‌گفت که من هرچه انديشيدم، درنيافتم که چگونه موضوعي که از اساس مبناي اختلاف است، وحدت‌آفرين و موجب همدلي مسلمانان با يکديگر است. روحاني ديگري مي‌گفت: «از نظر اسلام، خانه‌داري بهترين شغل براي زنان است». کاش آنجا دوربين بي‌جان به سخن مي‌‌آمد و مي‌گفت: برادر عزيز، شغل غيراز مشغله است. در نگاه مطلوبِ صداوسيما، صرف انجام عمل در بالاترين جايگاه است و سپس اعتقادات مذهبي (نه ديني) و پس از آن اخلاق و معنويت و البته همه در خدمت سياست. برنامه‌هاي خبري و سياسي صداوسيما نيز تنها کساني را اقناع مي‌کند که چشم و گوش خود را يکسره بسته باشند و در اين جهان بزرگ و پيچيده، وظيفه‌اي براي خود نشناسند. صداوسيما، سخت و به‌ندرت از لاک تکصدايي بيرون مي‌آيد؛ آن هم تنها در شبکه‌هايي کم‌بيننده‌ مانند شبکه چهار. به همين دليل، صداوسيما تا «رسانه ملي» فاصله نجومي دارد. رسانه‌اي برازنده صفت «ملي» است که همه گرايش‌هاي فکري و سياسي جامعه را متناسب با وزن اجتماعي‌شان پوشش دهد و يا دست‌کم سخنگوي اکثريت باشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی