آرمان ملي- مرتضي خبازيان : به گفته سخنگوي کميسيون قضايي مجلس، يکي از قاچاقچيان شناخته شده با 20 کيلو ترياک دستگير ميشود اما بعد 300 نفر از مسئولان براي آزادي اين قاچاقچي پادرمياني ميکنند! درست خوانديد، حجتالاسلام حسن نوروزي در «سلسله نشستهاي دوشنبههاي گام دوم انقلاب» از پادرمياني و تماس 300 نفر از مسئولان سخن گفته است. آيا اين اتفاق نشان دهنده فساد است؟ آيا نشان دهنده ارتباط تنگاتنگ آن 300 مسئول با قاچاقچي زحمتکش است؟ نکته جالب اين است که آن 300 نفري که تماس گرفتهاند، خود را داراي چنان قدرت و مقبوليتي ميدانستهاند که نهاد دستگير کننده قاچاقچي محترم، روي آنها را زمين نيندازد. ميشود از يکيک اين 300 نفر پرسيد که آيا زماني که تماس گرفتهاند، در ادامه درخواست براي آزادي قاچاقچي دستگير شده، حرفي هم از آن 20 کيلو ترياک زدهاند؟ نوروزي در همين نشست تاکيد کرده که اين ماجرا در حالي اتفاق ميافتد که اعدامهايي بهخاطر مقدار کمتر از 20 کيلو وجود داشته است. از آنجا که مسئولاني از اين دست که با قاچاقچيان ارتباط ارگانيک دارند، عليالاصول اهل مطالعه و دنبال کردن مسائل مبتلابه جامعه نيستند و فقط شنيدهاند که قوه قضائيه در اعدام قاچاقچيان برنامهها و روشهاي جديدي اعمال ميکند، خيال کردهاند که در ادامه تغيير سياستها، قاچاقچي محترم را با اصل جنس تحويل درخواست کنندگان ميدهند. سوال مهم اين است که ما دقيقا چه کردهايم، چطور رفتار کردهايم، چطور مقامها و پستهاي مديريتي را بذل و بخشش کردهايم که بايد شاهد چنين اتفاقي باشيم؟ معيارهاي انتخاب آن مسئولان، همان 300 نفري که براي آزادي قاچاقچي گرفتار شده پادرمياني کردهاند، چه بوده است که اين کار را نه تنها کسر شأن نميدانستهاند بلکه درست و بجا فرض کردهاند؟ آيا اگر شايستهسالاري کمي از شعار و حرف و اشاره بالاتر ميرفت واجرا ميشد، باز هم شاهد چنين درخواست جمعي بوديم؟
برزيل اما نه فوتبال؛ ذرت آلوده!
نکته جالبتر در شرح اين اتفاق اين است که آن مديران و مسئولان درخواست کننده، چطور و با چه سازوکاري از خود حمايت ميکنند. قدر مسلم چنين افرادي به آساني حاضر به رها کردن اين موقعيت نيستند. آنها تلاش ميکنند که پلهپله به گلوگاههاي مهم کشور نزديک شوند و جايگاههاي مهم را در اختيار بگيرند. مثلا در ماجراي ترخيص ذرتهاي آلوده برزيلي بايد سوال کرد، چند نفر پشت ماجرا بودهاند؟ ماجرا از اين قرار بوده که چند شرکت ارز دولتي ميگيرند، از برزيل ذرت آلوده وارد کشور ميکنند، ذرتها به دليل آلودگي و فقدان کيفيت و نگرانيهاي بهداشتي در گمرک ميمانند اما بعد گفته ميشود که 340 هزار تن از اين 500 هزار تن ترخيص شده است. در حال حاضر کار مهمتر اين است که مسئولاني که آلوده نشدهاند و هنوز وجداني در وجودشان هست، پيگيري کنند و ببينند ذرتهاي آلوده کجا رفتهاند تا بتوان جلو خسارتهاي بهداشتي را گرفت. بعد از آن بايد سوال کرد که آيا خيلي سخت است قوه قضائيه وارد اين موضوع شود و ببيند چند مسئول در پشت ترخيص ذرتهاي آلوده بودهاند؟ بديهي است که آن مسئولان ذرتها را با سطل و در تاريکي شب از گمرک بيرون نبردهاند بلکه با کاميون و در روز روشن بردهاند؛ صحبت از 340 هزار تن ذرت است. در سادهترين حالت ميتوان نتيجه گرفت که زنجيرهاي از مديران و مسئولان فاسد در کار خيانت به بيتالمال هستند و چنان از يکديگر حمايت ميکنند که نهادهاي نظارتي به سختي ميتوانند به محدوده نفوذ و قدرت آنها نزديک شوند. همين چندي پيش بود که عليرضا زاکاني بعد از آني که در مناظره با تاجزاده در تنگنا قرار گرفت اسم يکي از اين چهرهها را به زبان آورد و همين فاش شدن، به بازداشت او سرعت بخشيد؛ اکبر طبري.
رانتهاي خونين در خودروسازي
اين دسته از مسئولان خود را در وضعيتي ميبينند که بايد حواسشان به اطراف باشد. آنها مانند شطرنجبازان ماهر براي هر اقدام خود برنامه دارند. مردمي که حقوق ماهانه خود را دريافت کردهاند، شايد حتي با تاخيري چند ماهه، نميدانند اين مسئولان براي حفاظت خود چه کارها که نميکنند اما آيا آن دسته از مسئولان مربوطي که ميتوانند اين زالوها را از بدنه کشور جدا کنند هم نميدانند چطور از خود دفاع ميکنند؟ بعد از اکبر طبري و پوري حسيني، هاشم يکهزارع از مديران ارشد ايران خودرو دستگير شد. اما حشمتا... فلاحتپيشه عضو کميسيون امنيت ملي مجلس توئيت کرد: «بازداشت چند نفر در ايران خودرو يک ظاهرسازي تکراري است. رانت خودرو به حدي فراگير است که آن را به مصونترين قلعه در مقابل قوانين کشور تبديل کرده است. تا زماني که فهرست بهرهمندان از هزينههاي تحميلي به مردم اعلام نشود، اين رانت خونين ادامه دارد».
مسئولان نظارتي چه ميکنند؟
از کنار هم گذاشتن ماجراهايي از اين دست، و با نگاه به تلاشهاي پرهزينه براي رسيدن به جايگاههاي مهمي مانند مجلس که چگونگي آن به سطح خبرها و سخنها کشيده شده، و با عنايت به کار دشواري که قوه قضائيه براي برخورد و مواجهه با يقهسفيدها در پيش دارد، دو حالت کلي را ميتوان يادآوري کرد. مسئولاني که در اين زمينه وظيفه و مسئوليت داشتند چه کردهاند که اکنون در يک فقره 300 مدير براي آزادي يک قاچاقچي و 20 کيلو ترياک پادرمياني کردهاند، بايد پاسخ دهند که ما مردم بايد به اين موارد خوشبينانه نگاه کنيم يا بدبينانه؟ در خوشبينانهترين حالت ميتوان گفت اين مسئولان جايگاههايي را اشغال کردهاند که شايسته آن نيستند. در بدبينانهترين حالت بايد دل سوزاند به حال اين کشور که سرمايههايش چنين آسان به تاراج ميرود. در اين نگاه بدبينانه آيا نميشود ديد که دستهاي از مسئولان تا گردن در حفرهاي فرو رفتهاند که آنها را مانند سيمان در خود نگه داشته است؟