در خصوص اظهارات برايان هوک نماينده ويژه آمريکا در امور ايران، که در اظهاراتي واهي مدعي شد که سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا نقشي در کودتاي 28 مرداد 32 نداشته است. ميتوان گفت آنچه که اسناد آمريکايي و انگليسي نشان ميدهد دال بر آن است که لندن-واشنگتن در کودتاي 28 مرداد 32 مشارکت داشتهاند. به گونهاي که مادلين آلبرايت رسما از مردم ايران به دليل نقش آمريکا در کودتا عذرخواهي کرد. ايدن در خاطرات خود نوشت مصدق نميتواند از کارت آمريکا استفاده نمايد لذا اين بنا را نهاد تا اين کارت را از وي بگيرد. لذا انگليسيها پيشنهاد مشارکت آمريکاييها در نفت ايران را دادند. در سال 1945 در کنفرانس بينالمللي انرژي آمريکاييها بر اين نظر بودند که به امتيازهاي انحصاري ميبايستي پايان داده شود. اما انگليسيها موافقت نکردند اما پذيرفتند مقاديري قابل توجه نفت به قيمت ارزان به کمپانيهاي آمريکايي واگذار نمايند. بنابراين رقابت ادامه داشت. آمريکاييها در سه مرحله در برابر دولت دکتر مصدق نقششان متفاوت بود. آمريکاييها در مرحله نخست از ملي شدن نفت ايران حمايت کردند حتي ناو جنگي که انگليسيها فرستاده بودند آنها با اقدامات نظامي به شدت مخالفت کردند. در مرحله دوم آمريکاييها هريمن را به ايران فرستادند تا نقش ميانجيگري ميان لندن-تهران را ايفا نمايد. انگليسيها از ابتدا مخالف ملي شدن نفت ايران بودند بنابراين صادرات نفت ايران را قاچاق ميپنداشتند. حتي دو کشتي ژاپني و ايتاليايي که توانستند نفت ايران را ببرند در دادگاه توکيو و ميلان محاکمه شدند. هر چند دادگاه به نفع ايران راي داد. دادگاه عدن که تحتالحمايه بريتانيا بود در آنجا به نفع انگلستان راي دادند. بنابراين بعد از مدتي مذاکره آمريکاييها قبول کردند تا در نفت ايران مشارکت داشته باشند. لذا پيشنهاد بانک بينالمللي که بعد از توافق آمريکا و انگلستان صورت گرفت اين بود که مساله ملي شدن و خلع يد را ناديده گرفته بلکه بايد در طي دو سال آزادي عمل داشته باشيم. بنابراين اين مساله نفي ملي شدن و خلع يد بود که اساس و محور نهضت محسوب ميشد. تمام تلاش مصدق آن بود تا دخالت کشورهاي خارجي بهخصوص بريتانيا را در امور ايران متوقف نمايد. همچنين شاه سلطنت کند و نه حکومت، دوم آزادي مطبوعات، آزادي احزاب و انتخابات و مشارکت مردم صورت گيرد. در مرحله بعد پس از آنکه انگليسيها اصل ملي شدن را در نتيجه ميانجيگري به رسميت شناختند جکسون را فرستادند که پيشنهادش با قانون ملي شدن نفت منافات داشت. بعد از آن پيشنهاد مشترک ترومن-چرچيل مطرح شد چون حزب محافظهکار در بريتانيا روي کار آمده بود بعد هم پيشنهاد آيزنهاور-چرچيل، لذا آمريکا و بريتانيا به اين نتيجه رسيدند که امکان کنار آمدن با مصدق نيست. لذا به اين نتيجه رسيدند که به فکر حکومت ديگري باشند. کرميت روزولت نيز وجوهات را ميان برخي از شخصيتها توزيع کرد. نصيري به منزل مصدق رفته و برکنارياش را اعلام نمود. پيش از آن نيز دکتر فاطمي و حسيبي را بازداشت کردند. بنابراين آمريکاييها اسنادي را که در مراحل مختلف منتشر کردند قويا بر مشارکت لندن-واشنگتن در کودتا اعتراف کردند. در نتيجه مادلين آلبرايت از مردم ايران به دليل دخالت آمريکا در کودتا عذرخواهي نمود. اين نکته را بايد در نظر داشته باشيم در آن مقطع از زمان انگليسيها درخواست کننده و آمريکاييها پذيرنده بودند. اما در حال حاضر آمريکاييها درخواست کننده و انگليسيها پذيرنده هستند. در آن زمان انگليسيها طرح چکمه را مطرح کردند که ترومن نپذيرفت. اما به مراتبي که آيزنهاور روي کار آمد بعد از مذاکراتي که صورت گرفت به توافق رسيدند. آمريکاييها که طرح 50-50 را با ونزوئلا و بعد از آن با عربستان و کويت انجام داده بودند مايل نبودند که فراتر از 50-50 الگوي جديدتري در رابطه با مساله نفت ايجاد شود.