امروزه به پشتوانه رشد و تکثيرفضاي مجازي در ميان اقشار مردم، يکي از مخاطراتي که ميتواند براي چند روز ذهن جامعه را در اين فضا درگير کند، شايعه و شايعهسازي است. «گوشت و مرغ از فردا چند برابر قيمت ميشود»، «ديگر نميتوانيد در بازار شيرخشک و پوشک بچه پيدا کنيد»، «براي يک ماه رب بخريد». «آب نخوريد چون ممکن است سرطان بگيريد». اينها فقط چند شايعه مشهوري است که در فضاي مجازي در عرض چند دقيقه در ميان مردم رد و بدل شد و سودجويان از اين آب گل آلوده ماهي گرفتند. شايعه زماني شکل ميگيرد که بنا به دلايلي در جوامع مردم دسترسي به اخبار درست نداشته باشند يا نسبت به سرعت و پوششدهي منابع رسمي خبر بياعتماد باشند. گاهي نبود خبري موثق از يک اتفاق به دلايلي از جمله سانسور خبر ميتواند علتي براي شکلگيري شايعه به حساب بيايد. شايعه گاهي نوعي مکانيسم جبراني کاذب براي ناکامي و سرخوردگي است که شايعه پردازان از طريق آن بسياري از نيازهاي دروني خود را به بيرون منعکس ميکنند و بدين ترتيب از شدت فشارهاي دروني خود کاسته و در کوتاهمدت به آرامش نسبي ميرسند. شايعه براي ما يکي ازابزار يا به تعبيري، يکي از منابع اطلاع رساني عمده محسوب ميشود. قابليتهايي نظير امکان محدود پيگيري قانوني، سرعت انتقال و... شايعه را به خودي خود به ابزاري جذاب تبديل کرده است. علاوه بر اين، برخي ديگر از عوامل و شرايط نيز در کشور ما، بر قابليتهاي شايعه و شايعه پراکني مي افزايد. براي مثال شايد عادت انتقال شفاهي اخبار که ريشه در تاريخ دارد را بتوان يکي از اين دلايل دانست. ايرانيان از قديم عادت به نقل شفاهي قصهها و آداب و رسوم و اطلاعات داشتند. همين امر باعث کثرت و شيوع فراوان قصه و اسطوره در فرهنگ ايرانيان شده و فرهنگ شفاهي را به معناي « انتقال فرهنگ به نسل هاي بعدي از طريق کلام» در ميان ايرانيان تقويت کرده است. اين شکل از انتقال فرهنگ، نيازمند توانايي بهخاطر سپردن است که در انتقال فرهنگ در يک فرهنگ شفاهي عاملي حياتي محسوب ميشود. از آنجايي که حافظه، توانايي است که به مرور زمان مخدوش ميشود و همينطور تعدد و تکثر افراد در انتقال يک مفهوم مستعد نقص و فراموشي است، فرآيند انتقال ميتواند با تحريف مخدوش شود. در ميان ما انتقال نادرست اخبار در مراودات اجتماعي و روزمره به يک عادت بدل شده است. بيشک، عوامل فرهنگي و غيرفرهنگي متعدد ديگري نيز در گسترش شايعه وجود دارد که نيازمند بررسيهاي دقيقتري است. شايعه بار رواني که شايعه بر جامعه تحميل ميکند و مشکلاتي که در روند اداره کشور موجب ميشود. از اين جهت لازم است که براي مطالعه آن وقت بيشتري صرف کنيم.