روزگار پارلماني حشمتا... فلاحتپيشه از يک سال پيش به دو دوره قبل از رياست بر کميسيون امنيت ملي و پس از آن تقسيم شد. همان روزي که او به رياست 14ساله بروجردي در کميسيون امنيت پايان داد تا شوک بزرگ در انتخابات هيات رئيسه کميسيونهاي آن سال اينگونه رقم بخورد اما عمر رياستش بيشتر از يکسال دوام نياورد و به قول خودش چرچيلهاي مجلس او را از کرسي رياست حذف کردند. فلاحتپيشه به سوالات خبرآنلاين پاسخ داده است.
توئيتي داشتيد که در آن از چرچيلهاي مجلس انتقاد کرده بوديد، اين چرچيلها چه کساني هستند؟
يکي از دوستان مجلس که رئيس يکي از فراکسيونهاي سه گانه بود آمد پيش من و گفت چرا ظلم کردي به چرچيل؟ گفتم چرا؟ گفت بعضيها از چرچيل بدتر هستند. به هر صورت اين افراد در مجلس مشخص هستند حداقل براي من که کاملا مشخص است؛ مثلا وقتي که فردي به راحتي ميگويد براي رياست کميسيون از تيم بنده اين افراد به شما رأي ميدهند، بعد همان موقع رأي ندادند و من ديدم که در لابي پشت پرده چه کارهايي دارند پيش ميبرند اينها همان چرچيلها هستند. البته من ميخواهم اينجا از چرچيل عذرخواهي کنم چون ايشان(چرچيل) حداقل در خدمت جايگاه خودش و دولتش عمل ميکرد. کاش اين چرچيلها مجلس را قوي ميکردند اما متاسفانه مجلس را تضعيف ميکنند آن هم در راستاي منافع شخصيشان.
انتقادات زيادي به اين مجلس ميشود که مهمترين آن اين است که مجلس ديگر در آن شأن و جايگاه خود قرار ندارد. بهنظر شما چرا مجلس در رأس امور نيست؟
در کشور ما خيليها نميخواهند مجلس در رأس امور باشد. يکي از مسائلي که در مملکت ما بايد حل شود، بحث دوگانگي در سامانه اطلاعاتي کشور است. من خيلي سعي کردم که مسئولين اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات با هم بنشينند و به يک ساماني برسيم.متاسفانه اين کار صورت نگرفت، يعني عزمي براي اينکه اين تطبيق (نميگويم يگانگي) صورت بگيرد، وجود نداشت
چه کساني؟
مشخص است؛ هم در موضعگيريها و هم در رفتارها. به هر حال مجلس يک بُعد قانونگذاري دارد و يک بُعد نظارتي. خيليها هستند که مجلس را مزاحم ميدانند، به همين دليل از اينکه مجلس در رأس امور باشد، ناراحت هستند. در گذشته هم بعضيها اين را به زبان آوردند، بعضيها هم که به زبان نميآورند، در رفتارشان مشخص است و من بهعنوان کسي که سه دوره در مجلس بودم و يک دوره هم بهعنوان نماينده ادوار، مجلس را رصد ميکردم دارم روز به روز روند تضعيف مجلس را ميبينم. مثلا در مجلس هفتم، زماني که آقاي احمدينژاد موضوع هولوکاست را مطرح کرد و آن چالشها شکل گرفت، در کميسيون سوالاتي مطرح شد؛ همان زمان رفت براي رياست جمهوري جلسه گذاشت، جلسه چند ساعتي هم بود، خيلي هم مفصل همه صحبت کردند. در مجلس هشتم يادم است کميسيون امنيت ملي با حضرت آقا ديدار کرد. مثلا يک جلسه چندساعته خدمت آقا بوديم و بحثها آنجا مطرح شد. اما اين اتفاقات را امروز مشاهده نميکنيم. متاسفانه روز به روز اين مجالس دارند آب ميروند و من همين را از کميسيونهاي ديگر هم ميشنوم.
بههرحال دليلي بايد وجود داشته باشد؟
بهشخصه اعتقادم بر اين است که بخشي از موضوع به نظام انتخاباتي در ايران بر ميگردد، به همين دليل هم من پنج دور طرفدار استانيشدن انتخابات در کشور بودم. سه دور نماينده بودم که هر سه دور در صحن علني مجلس آن را مطرح کرد. يک دور هم نماينده ادوار بودم که به بعضي نمايندگان مدافع اين طرح کمک کارشناسي ميکردم. در آن دوراني که نماينده نبودم هم در مقام تحليلگر و استاد دانشگاه مقالات و مطالب زيادي مينوشتم. من معتقد بودم در جريان استاني شدن انتخابات يک مقدار شأن مجلس از گير و دار بخشيگري و شهرستانيبودن فراتر ميرود و حداقل ايالتي ميکند. به انتخابات پارلمانها در دنيا که نگاه کنيم ميبينيم اغلب انتخاباتها ايالتي است؛ يعني فقط در ايران است که انتخابات مجلس شهرستاني برگزار ميشود. به هر حال من فکر ميکنم به ميزاني که يک نماينده به يک محوطه جغرافيايي سياسي کوچکتر به همان ميزان نماينده کوچکتري را ما به مجلس ميفرستيم. برخي براين اعتقادند نحوه بررسي صلاحيت کانديداها از سوي شوراي نگهبان در نزول جايگاه مجلس تاثيرگذار بوده است. اينکه گاها چهرههاي شاخص از ورود به پارلمان باز ميمانند و کانديداهاي درجه دو و سه راهي پارلمان ميشوند. من فکر ميکنم روز به روز حوزه آزادي نمايندگان در حال محدود شدن است که بخشي از آن ضعيف شدن مجلس هم ناشي از همين است. به هر حال خيلي از افراد هستند اصلا نميدانيم چرا ردصلاحيت ميشوند، ولي بهشخصه ميگويم سياستمداران قوياي هستند که رد صلاحيت ميشوند. شايد شوراي نگهبان هم توضيحاتي براي اين ردصلاحيتها داشته باشد؛ من نه ميخواهم تاييد کنم و نه ميخواهم اين موضوع را رد کنم، ولي جاي اين افراد در مجلس خالي است؛ کساني که به جايگاه نمايندگي شأن ميدهند نه آنکه شأن از آن بگيرند. متاسفانه يکي از مشکلات مجالس ما، رواج نظام نوچهپروري است. نوچهپروري به اين معنا است که يک سياستمدار شأن کوچکي براي خودش تعريف ميکند و وقتي مجموعه اين افراد زياد شود آن زمان است که با اين گرفتاري روبهرو ميشويم. در جاهايي که نظام حزبي وجود دارد، حزب اجازه نميدهد اين نوچهگي شکل بگيرد. به هر حال حزب شأن و جايگاهي براي خودش دارد و مجبور است افراد قوي را به صحنه بياورد.