بستن

تکلیف مردم را درباره رفراندوم مشخص کنید

تکلیف مردم را درباره رفراندوم مشخص کنید
علی نجفی توانا حقوقدان- استاد دانشگاه

طرح استفاده از رفراندوم يا مراجعه به افکار عمومي، در يک دهه گذشته تاکنون هرازگاهي مطرح شده و بعد به دلايل مختلفي پيگيري نشده و به نوعي دچار فراموشي گرديده است. رفراندوم که در قانون اساسي ما با اقتباس از قوانين اساسي کشورهاي اروپايي پذيرفته شده، يعني مراجعه به افکار عمومي و آراي عمومي و قبول نظر اکثريت مردم درخصوص مورد يا مواردي که براي برون رفت از اختلافات دروني الزاما حاکميت به نگاه مردم به عنوان نگاه تعيين کننده تسليم مي‌شود. مواردي که در دنيا از اين نوع سازوکار استفاده شده است، در امور مهمي مانند تغيير نظام سياسي و يا اقداماتي بوده که جناح‌هاي داخل نظام در مورد آن وفاق جمعي ندارند و دچار اختلاف هستند. در مواردي نيز جناح‌هاي حاکم براي عدم پذيرش مسئوليت و يا فقدان شجاعت اتخاذ تصميم براي پذيرش مسئوليت ناشي از آن تصميم، و يا به عبارت ديگر با نوعي عافيت‌طلبي از رفراندوم استفاده مي‌کنند و البته در برخي موارد سوار بر گردونه احساسات عمومي يا احساسات عمومي ساخته شده و هدايت شده براي پيروزي بر جناح رقيب و به کرسي نشاندن برنامه‌هايي که خود در ذهن دارند اما فاقد اقتدار تصميم‌گيري هستند، استفاده مي‌شود. بنابراين چرايي استفاده از رفراندوم به مواردي برمي‌گردد که اتخاذ راه حل در آن موارد توسط يک جناح ممکن نيست و اصولا با انتقال مسئوليت به مردم آنان را وادار به تصميم‌گيري مي‌کنند. و طبيعتا با توجيهاتي که در ذهن طراحان رفراندوم هست، از نتايج اين رفراندوم استفاده خواهند کرد. در کشور ما همانطوري که در قانون اساسي مقرر شده، آراي عمومي تعيين کننده شکل، ماهيت، تقسيم بندي قدرت در حاکميت و چگونگي اداره مملکت است. البته اين امر در حالت عادي از طريق انتخابات براي تعيين رئيس‌جمهور و نمايندگان مجلس اعمال مي‌گردد و به نوعي مشارکت مردمي را به طور غيرمستقيم در اتخاذ تصميم‌هاي سياسي يا قانونگذاري به دنبال دارد. اما رفراندوم نوعي از دخالت مستقيم مردم در اداره کشور تلقي مي‌شود. در اصل 59 قانون اساسي، قانونگذار به صورت احصايي و نه تمثيلي، درخصوص مسائل مهم سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي که در يک تفسير منطقي و قانوني تمام امور مملکت را شامل مي‌شود، دربر مي‌گيرد. به عبارت دقيق‌تر، حول محور چهار مولفه سياست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع شما مي‌توانيد تمام ابعاد يک حاکميت را ملاحظه کنيد و وقتي امکان مراجعه به افکار عمومي در اين مسائل پيش‌بيني مي‌شود، در صورت مراجعه به افکار عمومي با تصويب دو سوم مجلس، امکان سوال از مردم درخصوص يک موضوع و راه حل برون رفت از مشکل مربوط به آن مطرح مي‌گردد. اگر دقيق‌تر در اين خصوص بخواهيم اشاره‌اي داشته باشيم، بايد سوال کنيم در کدام مورد بحث مراجعه به افکار عمومي بايد مطرح شود؟ معمولا رفراندوم مستلزم بسترسازي، آماده کردن افکار عمومي، ايجاد فضاي گفت‌وگو بين تفکرات مختلف در افکار عمومي، فعاليت و جنبش حزبي و سياسي، نهايتا توجيه مطلب، چرايي مطلب و نتايج تصميم بر کشور و مردم خواهد بود. متاسفانه به دلايل نامعلومي حتي مديران ارشد قوه مجريه اعم از سخنگو يا معاون حقوقي با ادبيات مبهم، غيرمشخص، مطالبي در خصوص رفراندوم مطرح مي‌کنند که اگر هم گفته نشود، نيز اثري در موضوع نخواهد داشت. توصيه مشخص ما اين است که مسئولان مبتکر مراجعه به رفراندوم يا متمايل به انجام آن، مسائلي را که نياز به مراجعه به افکار عمومي است را براي ملت روشن کنند. من در شيوه طرح اين مطالب نوعي مسئوليت گريزي را ملاحظه مي‌کنم. مردم انديشمند ايران به عنوان يکي از سياسي‌ترين مردم جهان که در فراز و فرود چهل سال بعد از انقلاب در مسائل مختلف به عنوان يکي از آگاه‌ترين مردم بايد تلقي شوند، به اين مسائل ابتدايي و جزئي ورود علمي و تجربي دارند. مسلما اين اميدواري وجود دارد که طرح اينگونه مسائل براي تسويه حساب و تضعيف موقعيت حريف در فرآيند اداره کشور نباشد. موضوعي که بيشتر به نظر مي‌آيد نوعي يارکشي باشد. زيرا ملت ايران تا به امروز هزينه فراواني به دليل سوء مديريت و عدم شايسته‌سالاري و برخورد جناح‌ها با يکديگر متحمل شده است. توصيه مي‌کنيم که اين عزيزان به جاي کلي‌گويي، اصل موضوع رفراندوم را مطرح، نظرات مخالف و موافق را استماع، منافع و مضرات آن را ارزيابي و در نهايت فرآيند انجام آن را از لحاظ شکلي در چارچوب ضوابط فراهم کنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی