در گفتوگو با يک آسيبشناس آموزشي مطرح شد
سودآوري مدارس غيرانتفاعي با برچسب مدرسه الکترونيکي
زمان بهسرعت در حال عبور است و انسانها هر روز دريچه تازهاي از علم را بهروي جهان ميگشايند و در کنار آن ابزارهايي را براي خود فراهم ميکنند تا راه رسيدن به اهدافشان را هموارتر و سادهتر کنند. ما در برههاي از زمان و در آغاز انفجار تکنولوژي هستيم و همين موضوع گوياي اين است که دنياي امروز براي پيشرفت نيازمند ابزارهاي نوين است و عقبماندن از اين قافله برابر است با عقبماندن از علم روز جهاني.
آغاز هوشمندسازي مدارس
در اين راستا چندسالي است که مدارس جهان به سمت الکترونيکي يا هوشمندکردن کلاسها و کتابهاي درسي حرکت کردهاند چراکه همانطور که گفته شد امروزه شکل سنتي کلاسهاي درس ديگر پاسخگوي نياز بشر نخواهد بود. مدارس هوشمند مدارسي هستند که با داشتن امکانات ارتباطي کافي و با اتصال به شبکههاي ملي و جهاني، دسترسي معلم و دانشآموز را به منابع عظيم علمي و محتواي آموزشي فراهم ميکنند. به اين ترتيب به نظر ميرسد با پيشرفت فوقالعادهاي که در سالهاي اخير شاهد آن بوديم، تعجببرانگيز نيست که آموزش الکترونيک بتواند دنياي آموزشوپرورش را زير و رو کند. البته ناگفته نماند نقش آموزش الکترونيک جايگزين آموزش سنتي در کلاس درس نيست، بلکه نقش مکمل آن را دارد. اين موضوع به آن معناست که ما نيازمند ساختاري از آموزش هستيم که در آن مدارس ما هم بتوانند براي برخي از دروس به شکل سنتي آموزش را به دانشآموزان منتقل کنند و هم ابزارهاي لازم جهت آموزش الکترونيکي را داشته باشند. با اين وجود به نظر ميرسد که در حال حاضر کشور ما با نبود زيرساختهاي درست در اين حوزه مواجه است چراکه براي اين کار نياز به سواد رايانهاي، لزوم تهيه محتواي الکترونيکي، راغببودن مدرسان، لزوم سرمايهگذاري در زمينه فناوري اطلاعات، نبود نيروي انساني آموزشديده و مناسب و محتواي بومي آموزشي لازم است. برنا نوشت؛ عباس فرجي، کارشناس آسيب آموزشي با بيان اينکه هوشمندسازي مدارس اولينبار در کشور مالزي به مدت حدودا 10سال صورت گرفت و پس از مدتي کنار گذاشته شد، اظهار کرد: هوشمندسازي مدارس طرحي است که در گذشته در بسياري از مدارس جهان امتحانش را پس داده و متاسفانه مردود شده است. وي ادامه داد: پس از مدتي برخي از کشورها راه شکستخورده مالزي را ادامه دادند که ايران نيز جزو يکي از آن کشورها بود. به اين ترتيب در ايران نيز هزينههاي بسياري براي اين کار صورت گرفت اما عملا همين سرنوشت براي ما نيز اتفاق افتاد.
دليل شکست هوشمندسازي مدارس در ايران
وي با بيان اينکه عدم داشتن زيرساخت مناسب از دلايل اصلي اين شکست بود، عنوان کرد: در ابتداي اين طرح آموزشوپرورش چند تخته هوشمند در تعداد محدود براي کلاسها گرفت و در عمل ديديم که آن کلاسها بيکار و خالي ماندند. سپس مدارس غيرانتفاعي با عنوان مدارس غيرانتفاعي هوشمند در جهت افزايش کلاس خود اين کار را آغاز کردند که البته به لحاظ تجاري تنها براي مدرسه سودآوري داشت. فرجي خاطرنشان کرد: به اين ترتيب به نظر ميرسد تا زماني که ما کتب لازم با محتواي مرتبط براي هوشمندسازي مدارس را نداشته باشيم حرکت به اين سمت کار اشتباهي است.
اصرار مدارس کشور بر شکست مجدد
وي گفت: نکته ديگر آموزش معلمان است، چراکه يک مدرس لازم است بتواند با قلم و تختههاي هوشمند کار کند. در راستاي الکترونيکيکردن مدارس اگر دقت نظري روي آن صورت نگيرد و محتواي آموزشي مرتبط را نداشته باشيم و مدارس ما براي اين کار طراحي نشده باشد قطعا با شکست مواجه خواهيم شد هرچند که بسياري از کشورها مسير اشتباه را رفتند و شکست خوردند اما تفاوت عمده ما با آنها در اين است که ما پس از شکست اصرار داريم تا يک اشتباه را بدون اصلاح زيرساخت تکرار کنيم.
عدمامکان هوشمندسازي در تمام مدارس
فرجي اضافه کرد: بهعلاوه امکان هوشمندسازي در تمام مدارس کشور امکانپذير نخواهد بود، چراکه در کشور ما بسياري از مدارس هستند که تعداد دانشآموزانش بسيار کم است و صرف هزينه براي اين تعداد شاگرد در يک مدرسه هزينه مازاد محسوب ميشود. اين کارشناس عنوان کرد: در اين رابطه دو راهحل پيشنهاد ميشود؛ نخست الکترونيکيکردن کتابهايي که در مدارس وجود دارد و دوم ايجاد مدارس متمرکز، تا بتوانيم دانشآموزان را در آن جا جمع کنيم. فرجي در پايان گفت: بهترين گزينه براي اين کار آموزش از راه دور به صورت محدود خواهد بود اما در آن صورت هم مشکلات خود را داريم. به همين دليل لازم است تا يک کارگروه مخصوص انجام شده و اين بحث در آنجا پيگيري شود. در غير اين صورت افراد به صورت جداگانه برنامههاي متعددي را روي ميز آموزشوپرورش خواهند گذاشت و اين کار جز هزينه اضافه و بالا براي اين سازمان حاصلي نخواهد داشت.