آرمان ملي- مرتضي رفيعي: برخي از کارشناسان بر اين نظرند که عربستانسعودي سياست عقبنشيني بيسروصدا در برابر تهران را در پيش گرفته است. هر چند عدهاي از صاحبنظران اين تغيير رويکرد رياض نسبت به تهران را تاکتيکي قلمداد ميکنند. براي بررسي بيشتر اين موضوع «آرمان ملي» گفتوگويي را با هادي آجيلي استاديار روابط بينالملل دانشگاه علامه طباطبايي انجام داده که ميخوانيد:
برخي از کارشناسان بر اين نظر هستند که عربستان سياست عقبنشيني بيسروصدا در برابر تهران را در پيش گرفته است. ديدگاه شما چيست؟
به دليل اختلافات و تعارضاتي که در حال حاضر بن سلمان در ساختار نظام سياسي عربستان با ايران احساس ميکند اينکه تصور کنيم در نگاه راهبردي رياض نسبت به تهران تغييرات اساسي رخ داده است خطاست. اما اينکه عربستان به شکل تاکتيکي تغيير راهبردي داده باشد محتملتر است. در موضوع يمن با توجه به آنکه اماراتيها ديگر آن همراهي سابق را با سعوديها ندارند. رياض احساس تنها ماندن در صحنه يمن را ادراک کرده است. حتي طي هفتههاي گذشته نيروهاي عربستان و امارات با يکديگر درگير شدهاند. بنابراين نزديکتر شدن امارات به ايران و حتي توافقاتي که ميان انصارا... و امارات بهوقوع پيوسته اين مسائل نشاندهنده آن است که عربستان ديگر عملا در يک ائتلاف جدي به سر نميبرد. همچنين رياض چشماندازي براي خروج آبرومندانه از صحنه يمن براي خود متصور نيست. با توجه به آنکه عربستان تحت فشار نهادهاي حقوق بشري در عرصه بينالمللي قرار داشته و همپيمانانش را يکي پس از ديگري از دست ميدهد. لذا عملا عربستان هيچ گونه چشم اندازي براي پيروزي ندارد. بنابراين اگر بتواند به گونهاي با حفظ حيثيت از صحنه يمن خارج شود براي حکام سعودي از اولويت بالايي برخوردار است. در نتيجه ممکن است عربستان به سمت ايران گرايش يافته تا از اين طريق بتواند بصورت يک کشور شکست خورده خارج گردد. بنابراين شايد از اين طريق بتواند امتيازاتي را از انصارا... دريافت کند. همچنين با توجه به تحولاتي که در صحنه خليج فارس به وقوع پيوست نشان داد که آمريکاييها حتي با وجود آنکه پهپادشان ساقط شد هيچ گونه ارادهاي مبني بر آغاز جنگ با ايران ندارند. از آنجايي که اتکاي سعوديها به آمريکاست، بنابراين اگر واشنگتن پا پيش نگذارد به هيچ عنوان سعوديها جلو نخواهندآمد. بنابراين در دو موضوع يمن و عدم تحرک آمريکاييها در قبال ايران، سعوديها به اين نتيجه رسيدند که دستانشان در برابر ايران خالي است. اما اينکه تصور کنيم عربستان تغيير راهبردي در مواضع خود داده باشد اين گونه نيست بلکه رياض از سر نياز تغيير راهبرد تاکتيکي داده است.
با توجه به آنکه دکتر ظريف در يکي از آخرين توئيتهايش مطرح داشته که آمريکا اگر خواهان امنيت در خليجفارس است از بي ثبات کردن منطقه دست بردارد مشخصا اين موضع وزير خارجه کشورمان حائز چه نکاتي است؟
آمريکاييها پس از سقوط پهپادشان و توقيف نفتکش بريتانيايي به دنبال آن هستند تا بهگونهاي ائتلاف نظامي امنيتي ايجاد کرده تا بتوانند امنيت خليج فارس را در دستان خودشان بگيرند. بايد توجه داشت آن حساسيتي را که آمريکاييها نسبت به امنيت خليج فارس داشتند در حال حاضر ندارند. بنابراين آمريکا احساس نميکند که بايد به منظور تامين امنيت خليج فارس هزينه کند. به همين دليل اين ائتلاف در گذشته اتفاق نميافتاد چون آمريکاييها اعلام ميداشتند که اين ما هستيم که امنيت خليج فارس را تامين ميکنيم. لذا حاضر نبودند در اين مساله با ديگران شريک شوند. اما در حال حاضر چون بيشتر نگاه تجاري است. به همين دليل به دنبال يک ائتلاف بينالمللي است. حال اگر چنين ائتلافي حتي بهصورت نيم بند شکل گيرد تردد کشتيهاي نظامي در خليجفارس و تنگه هرمز زياد ميشود. در شرايطي که چنين ائتلافي وجود نداشت نيروهاي نظامي آمريکايي هشدار دادند تردد ما در خليج فارس از سوي نيروهاي ايران مورد سوال قرار ميگيرد به گونهاي که حتي اين هشدارها ممکن است منجر به بروز درگيري ناخواسته شود. لذا هيچ جنگي شايد از ابتدا قرار نبوده که آغاز شود اما با يک جرقه کوچک چنين جنگهايي آغاز ميشود به همين دليل حضور اين ائتلاف در منطقه خليج فارس ايجاد ناامني ميکند. چون احتمال تصادم، تصادف و درگيريهاي ناخواسته را بالا ميبرد. اصطلاحا با چنين اقداماتي دماي منطقه بالا ميرود در نتيجه پيچيدگيهاي منطقه بالا ميرود و احتمال آنکه در اين ميان حتي آن کشورها و يا گروه بي که با يک توطئه بتواند ايجاد جنگ کند اين احتمال نيز بالا ميرود. به همين دليل حضور آمريکاييها در منطقه بيشتر از آنکه امنيتزايي کند امنيتزدايي ميکند.
سناريوي نهايي آمريکاييها در برابر تحريم عليه مردم ايران چيست؟ همچنين چنين سناريويي از جانب واشنگتن تا کجا ميتواند ادامه پيدا کند؟
تحريمها در نهايت خود قرار دارد. به گونهاي که ديگر چيزي باقي نمانده که آمريکاييها بخواهند و يا بتوانند تحريم کنند. در حال حاضر آمريکاييها دست به تحريمهايي ميزنند که در عرصه بينالمللي بيشتر به طنز شبيه است. تحريمهايي همچون مقام معظم رهبري و وزير امورخارجه کشورمان در عرصه بينالمللي خندهدار تلقي ميشود. بهگونهاي که اين اقدامات نشان ميدهد که آمريکا دست خالي است. اما اينکه اين تحريمها تا کجا ادامه مييابد بستگي به ايستادگي مردم ايران دارد. بنابراين اين تحريمها خيلي نميتواند طولاني مدت باشد لذا اگر ايران بتواند مقاومت خوبي در برابر اين تحريمها داشته باشد، خيلي اين تحريمها نميتوانند طولاني مدت باشند. تحريمها ديگر اثربخشي بيشتر از اين ندارند. آمريکاييها بر اين تصورند که اگر بتوانند اين تحريمها را ادامه دهند موجب فروپاشي اقتصاد ايران خواهد شد. اگر ايران بتواند ايستادگي کند حربه تحريم از طرف مقابل گرفته ميشود. نحوه تحريمهاي آمريکاييها به گونهاي است که هر اقتصاد ديگري بهجاي ايران بود تاکنون فروپاشيده بود. همچنين تداوم اين تحريم به انتخابات 2020 در آمريکا بستگي دارد. اما عدم همراهي اروپا، روسها و چينيها عملا اجماع را از اين تحريمها گرفته است.