کشور ما با توجه به گستردگي جغرافيايي و وجود اقليمهاي متنوع داراي فرهنگ، سنتها و چشماندازهايي است که براي گردشگران ميتواند بسيار چشم نواز و دلپذير باشد. ايران تنها کشوري است که يک گردشگر در آن ميتواند طلوع آفتاب را در کوههاي برفي مشاهده کند و در همان روز غروب آفتاب را در يک منطقه کويري تجربه نمايد. تنوع اقليمي ايران همواره يکي از نکات مورد توجه توريستهاي خارجي بوده و هست. از سوي ديگر طبيعت بکر و دست نخورده بعضي از روستاها، امروزه يکي از جاذبههاي گردشگري بالقوه کشور به حساب ميآيد؛ طبيعتي که ميتواند در کنار زيباييهاي بصري، گردشگران را با آداب و رسوم روستاييان نيز آشنا نمايد. گردشگري روستايي يکي از جاذبههاي بکر کشور به حساب ميآيد در حالي که هنوز ما از ظرفيت گردشگري کشاورزي بهرهاي نبردهايم. کارآفريني گردشگري کشاورزي ميتواند بهعنوان راهبردي جديد نقش مهمي در توسعه پايدار کشاورزي و روستايي ايفا نمايد. از بعد اقتصادي، ميتواند به متنوع سازي کشاورزي کمک کند و يک منبع درآمد مکمل براي کشاورزان محسوب شود. اين نوع گردشگري ميتواند فرهنگ و سنن روستايي را حفظ نمايد، وضعيت اجتماعي کشاورزان را بهبود دهد و زنان کشاورز را توانمند سازد. ميراث فرهنگي و گردشگري، در حال حاضر 465 روستاي هدف گردشگري در ايران شناسايي و ثبت شده است، که اين ظرفيت مي تواند در آينده نزديک بههزار روستا افزايش پيدا کند. همچنين 120 روستاي هدف گردشگري در اولويت کارگروه عملياتي روستاهاي هدف گردشگري به تصويب رسيده است. يکي از نعمتهاي سرزمين ما، چشمههاي جوشان و آبهاي معدني است که از ديرباز تاکنون مورد استفاده مردم مناطق مختلف کشور قرار ميگيرد. در ايران آبهاي سولفاته، کلروره سديم، آبهاي آهندار و... وجود دارد و ما داراي 530 آبشار و 360 چشمه آب معدني هستيم که عمدتا در رشته کوه البرز و زاگرس پراکندهاند، ولي بهدليل ناشناختهبودن آنها، مردم فقط 2 مرکز را ميشناسند. از سوي ديگر ناشناخته ماندن بخش قابل توجهي از جاذبه هاي گردشگري ايران، مشکلي است که باعث شده تا مردم در سايه ناآشنايي با اين ظرفيتها گاهي راهي کشورهاي همسايه براي ديدن جاذبههاي گردشگري به مراتب ضعيفتر از ايران شوند. از سوي ديگر يکي از مشکلات گردشگري روستايي و طبيعت گردي در کشور ما، هراس جوامع روستايي از ورود گردشگران است، آنها ميترسند جاذبههاي بکر و دست نخورده طبيعي منطقهشان با توجه به ورود گردشگران دستخوش تغييراتي شود که ماهيتشان را به خطر بيندازد؛ موضوعي که در نهايت نيازمند فرهنگسازي در روستا و جوامع محلي است.