ادامه از صفحه 7/ هرچند اين با ايدهآل ما براي يک جامعه مردمسالار فاصله زيادي دارد ولي يادمان باشد اگر بتوانيم 10 تا 20درصد مطالبات خودمان را با يک عمل سياسي به کرسي بنشانيم، بهنظرم بايد اين کار را کنيم.
پس شما معتقديد اينبار هم اتفاق ردصلاحيت براي آن دسته اصلاحطلباني که امکان دارد، ميافتد و به ناچار بايد با معتدلين و اصولگرايان ميانهرو ائتلاف کرد؟
متاسفانه پيشبيني من اين است هرچند من آدم خوشبيني هستم ولي فکر ميکنم اين دوره دامنه رد صلاحيتها به بسياري از اصولگرايان هم خواهد کشيد.
اصولگرايان چرا؟!
اصولگرايان بهطور معمولي فاقد وجاهتي هستند که بتوانند راي بياورند و شکننده هستند. يک مقدار هم با طيفهاي جوانشان که متاسفانه يک مقدار به تندروترها متمايل هستند، مشکل دارند. اين مشکلات ميتواند منجر به حرکت و جنبشي براي کنارزدن اينها شود. من فکر ميکنم يک طيف اقتدارطلب با توجه به فضاي فعلي، شرايط را مغتنم بدانند و سعي کنند تمام نهادها را با مهرهچيني ازآن خود کنند. در نتيجه من فکر ميکنم شايد اينها به مرحلهاي رسيدند که اصولگرايان سنتي را هم خيلي همراه و مطابق ميل خودشان نميدانند. به هر حال در بين اصولگرايان سنتي هم ممکن است در يک جاهايي همراهي کنند ولي فقط جاهاي خيلي حساس و جاهايي که يک پيامهاي خاصي به آنها برسد ممکن است همراهي کنند وگرنه در شرايط ديگر با طيف اقتدارگراي اصولگرا همراهي نميکنند.
به فضايي که در عرصه بينالملل دچارش هستيم، اشاره کرديد. اين فضا چه بازتابي ميتواند در انتخابات مجلس داشته باشد؟
واقعا فکر ميکنم با توجه به فضايي که در تقابل با غربيها و آمريکاييها داريم، اصولگرايان اصولا سعي کنند يک نوع يکدستسازي و جوانسازي هم انجام دهند و يکدفعه به يک طيفي از کساني که بسيار صفرکيلومتر و ناشناخته هستند، روي بياورند. واقعا چنين اتفاقي خوشآيند نيست و بسيار نامطلوب است، ولي بهنظرم اين اتفاق متاسفانه خواهد افتاد و هياهوي بسياري هم احتمالا در اعتراض به رد صلاحيتها صورت خواهد گرفت ولي بعيد ميدانم به نتيجه برسد. به همين دليل شخصا فکر ميکنم از ابتدا برنامه ما بايد برهمزدن سناريوهاي از پيش تعيينشده باشد. اين مهمترين کاري است که ميتوانيم انجام دهيم، ولي البته هرچه بتوانيم در جهت برنامههاي خودمان جلو برويم، بهتر است. به عبارت ديگر من فکر ميکنم ما دوگانه اصولگرا- اصلاحطلب را کمتر شاهد خواهيم بود و بيشتر يک مجلس چيدهشدهاي است که برخي در ذهن دارند و ميخواهند آن را پياده کنند که بايد سعي کنيم اين اتفاق نيفتد.
حتما در جريان شوراي وحدت يا شوراي ائتلاف طيف اصولگرا هستيد که چيزي شبيه جمنا در انتخابات رياستجمهوري است و ظاهرا از همه طيفها، جناحهاي اصولگرايي دعوت کردهاند. هرچند هنوز هم بر سر آمدن يا نيامدن پايداريها به اين شورا اما و اگرهايي هست و از طرفي از علي لاريجاني تاکنون دعوتي به عمل نياوردهاند تا جايي که مورد انتقاد محمدرضا باهنر هم واقع شده ولي خيلي اميدوارند که اينبار کرسيهاي مجلس را در اختيار بگيرند. از طرفي بيم آن ميرود که با توجه به ناکامي ليست اميد، احتمال اينکه بدنه اجتماعي اصلاحطلبان کمتر به سمت صندوقهاي راي متمايل شود، ميرود.
البته بايد بگويم که خيلي تاسف ميخورم اصولگرايان ما اصلا توانا نيستند، يعني واقعا شرايط موجود براي اينکه آنها بتوانند يک برنامه جديدي را پيش بياورند، با چهره جديدي وارد شوند، شعارهاي جديدي سر دهند و فضاي سياسي را به نفع خودشان کنند، بسيار مهياست متاسفانه و البته بخش عمدهاي از آن به يمن سمپاشيهاي رسانههاي خارج از کشور است وگرنه آقايان خيلي هنري از خودشان نشان ندادند، ولي به هر حال اين شرايط مهياست که بتوانند استفاده کنند ولي من بعيد ميدانم که تدبير و توان اين کار وجود داشته باشد و بتوانند استفاده کنند. در عين حال تجربه انتخاباتهاي متعدد نشان ميدهد که ما به صداهايي که از اردوگاه اصولگرايان تا يکماه قبل از انتخابات ميآيد، کاملا بايد بيتوجه باشيم. اين صداها، صداهاي اصلي نيست و برنامه اصلي اصولگرايان نيست. بيشتر اصولگرايان طيفهاي سنتي و احزاب رسميشان جولاني ميدهند و در آخر کار يک کسان ديگري ميآيند و همه اينها را آچمز ميکنند و برنامه خودشان را پيش ميبرند. يادمان باشد در انتخابات سال 84 که آقاي احمدينژاد بالا آمد، جلسات پيدرپي بين اصولگرايان تشکيل ميشد که به کانديداي واحد برسند و بهاصطلاح پشت سر هم بيانيه ميدادند و ضوابط و معيار تعيين ميکردند اما آخر احمدينژاد کار خودش را کرد و بالاخره با همان جماعتي که پشت سرش بودند، پيروز انتخابات شد. اين اتفاق بيشتر ميافتد و اگر خاطرتان باشد در دوره قبلي هم کموبيش همينجور بود، يعني يکباره ماه آخر اتفاقي ميافتد که آن برنامه اصلي است.
مجلس آينده اصلاحطلب خواهد بود يا اصولگرا؟
من به نيروي مردم اميد زيادي دارم. بهنظرم ميرسد يعني شمّ سياسي من يک پيشبيني نااميدکنندهاي ميدهد که مهرهچينياي صورت گرفته که اصولا خارج از طيفهاي رسمي اصلاحطلبان و اصولگراست. اما من از معجزه حضور ناگهاني مردم غافل نيستم. اين حضور گاهي خيلي ناگهاني است يعني اصلا در حالي که فکرش را نميکنيم همه معادلات را برهم ميزند.