مالها يا مجتمعهاي تجاري چندمنظوره اگرچه اين روزها به دليل تنوع و تمرکز کالا، دسترسي آسان، جذابيت بصري و ارائه خدمات لوکس مورد استقبال اقشار مختلف جامعه قرار گرفتهاند، اما يک آسيبشناس اجتماعي معتقد است اثرات منفي اين فضاها بر جامعه بيشتر است و جامعه را به سوي مصرفگرايي سوق ميدهد. عرضه کالا به صورت متمرکز و تهيه اقلام موردنياز بدون گردش زياد و ترافيک از نکات مثبت مالها است، با اين حال اما تغيير سبک زندگي مردم، تبليغات گسترده ماهوارهاي، تلويزيون و فضاي سايبري باعث ايجاد نياز کاذب و ميل خريد اضافي در مردم شده و جامعه را به سوي مصرفگرايي و اشرافزادگي سوق ميدهد. اقلام موردنياز هر خانواده معمولا به دو شکل عمده يا خرد خريداري ميشود و مراکز عرضه اقلام موردنياز نيز به شکل سنتي و به صورت مغازههاي اطراف خانه و مراکز فروش عمده در ميادين است، اما اخيرا و خصوصا در دو دهه اخير فروشگاههايي بهنام «مال» با تقليد از الگوي آمريکايي با نامهاي مختلف، شکل و سبک خارجي ايجاد شدهاند که هم بهعنوان گردشگاه قلمداد ميشوند و هم بسياري از خانوادهها کالاي موردنياز خود را از اينگونه اماکن تهيه ميکنند. از نگاه رفتارشناسي چيدمان، تازگي اقلام، ظاهر و بستهبندي، وارداتيبودن بسياري از آنها و نورپردازيهاي مختلف باعث ايجاد جذابيت و نياز کاذب در مصرفکننده ميشود. همچنين تنوع کالا به شکلي است که دهها اقلام مختلف در مقابل چشمان افراد قرار دارند و فرد دچار گيجي انتخاب شده و کالايي را برميدارد که ممکن است موردنياز ضروري او با اين تعداد نباشد و يا ممکن است منجر به وارونگي خريد شود، يعني فرد براي خريد جنس خاصي به آن مرکز مراجعه کرده و موقع خروج جنس ديگري را خريداري ميکند که اصلا به آن نياز نداشته است. متاسفانه در جامعه ما مراکز نشاط و تفريح محدود يا گران است. بنابراين نوعي تفاخر، فخرفروشي، چشم و همچشمي در خريد کالا از اينگونه مراکز در ميان بعضي از خانوادهها روي ميدهد که تحميل هزينه ناخواسته در سبد اقتصادي خانواده را دربردارد. از طرفي مغازهداران سنتي و محلي ميان چرخهاي عظيم و متنوع اينگونه مالها فرسوده و شکسته ميشوند، حتي در بسياري از موارد کالاي آنها ارزانتر نيز است. به همين سبب تغيير سبک زندگي مردم و تبليغات گسترده ماهوارهاي، تلويزيون و فضاي سايبري باعث ايجاد نياز کاذب و ميل خريد اضافي در مردم شده و جامعه را به سوي مصرفگرايي و اشرافزادگي سوق ميدهد. از نگاه آسيبشناسي اجتماعي، باوجود کنترلهاي امنيتي در اينگونه مراکز بارها اتفاق افتاده جيب يا کيف فردي مورد سرقت قرار بگيرد، بنابراين از نظر ميزان بزهکاري و ازدحام، بعضا در مواردي بازار مناسبي براي بزهکاران از نظر ايجاد برخي مزاحمتها براي زنان و از نظر انجام سرقت و امثال آن بوده است. اين در حالي است که بارها اينگونه افراد توسط انتظامات اين مراکز دستگير شدهاند اما ظاهرا بزهکاران تمامي ندارند. بازارگردي، پاساژگردي و ويترينگردي مخصوصا براي جوانان فرآيند برندگرايي را ايجاد و تقويت ميکند. همچنين با توجه به زندگي ماشيني و گرفتاريهاي روزمره زنان و مردان و با توجه به فعاليت اينگونه مراکز تا پاسي از شب، وجود اين مالها و عرضه کالا به صورت متمرکز در آنها به نحوي که ساير اقلام را ميتوان بدون گردش زياد و ترافيک از يک نقطه تهيه کرد، مثبتترين امتياز اينگونه مراکز است.