بستن

منافع ملی فدای منافع جناحی؟

منافع ملی فدای منافع جناحی؟

آرمان ملي: با نزديک شدن به انتخابات اسفند 98 تلاش‌ها براي تخريب رقيب و مطرح ساختن جناح خود توسط سياستمداران افزايش مي‌يابد. اصولگرايان نيز از اين قاعده مستثني نيستند؛ با اين تفاوت که به هر دستاويزي چنگ مي‌زنند تا بتوانند به تخريب عملکرد دولت، مجلس و ديگر نهادهايي که در اختيار اعتدالگرايان و اصلاح‌طلبان است، بپردازند. در اين ميان حملات گاهي به حدي شدت مي‌گيرد که به منافع ملي آسيب مي‌رساند و حتي صداي برخي نيروهاي داخل جريان اصولگرايي را نيز در مي‌آورد. اين روزها نيز اصولگرايان شمشير را عليه دولت از رو بسته‌اند و از هر وسيله‌اي براي تخريب دولت استفاده مي‌کنند. با توجه به شرايط کشور در عرصه سياست خارجي، برجام يکي از اصلي‌ترين محورهاي حملات عليه دولت است؛ هر چند که اين توافق بين‌المللي به عنوان دستاوردي غيرقابل انکار در شرايط کنوني نيز امتيازهاي زيادي براي کشور دارد. غلامعلي حدادعادل که همواره پاي ثابت نهادهاي اجماع‌ساز در ميان اصولگرايان است، روز چهارشنبه در دانشگاه خوارزمي گفت که برجام جلوه‌اي از اعتماد به غرب است. او ضمن غربگرا خواندن طرفداران برجام اعلام کرد که «دلواپسان» حق داشتند که در خصوص توافق هسته‌اي هشدار دهند. حدادعادل در ادامه مطلبي گفت که خود مي‌تواند دليل اين انتقادات او نسبت به برجام و دستاوردهاي دولت در عرصه سياست خارجي را نيز روشن کند. اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام اظهارکرد: «تصميمي براي ورود به انتخابات پيش‌رو نگرفته‌ام ولي جريان اسلامگرا در انتخابات پيش‌رو فرصت‌ها و تهديداتي دارد که مي‌تواند از فرصت‌هاي آن استفاده کند. يکي از اين فرصت‌ها نارضايتي جامعه از عملکرد دولت است». او تصريح کرد که يکي ديگر از فرصت‌هاي «جريان انقلابي» افزايش خشم مردم نسبت به آمريکا و غرب است.

ناديده گرفتن منافع ملي

وقتي حدادعادل از نارضايتي مردم از وضعيت فعلي به عنوان فرصتي براي اصولگرايان نام مي‌برد، نبايد تعجب کرد که چرا تخريب دولت تبديل به راهبرد اصلي اصولگرايان براي پيروزي در انتخابات مي‌شود. در موضوع برجام اصولگرايان تلاش مي‌کنند که اين توافق را شکستي براي ايران جلوه دهند و در اين راه از هيچ تلاشي فروگذار نمي‌کنند. در روزهاي گذشته کيهان با حمله به محمد جواد ظريف او را متهم مي‌کرد که به توصيه‌ها در خصوص بي‌اعتمادي به آمريکا گوش فرا نداده و به همين سبب شکست حاصل اين توافق شد. پاسخ وزير امور خارجه به کيهان اين بود که اگر اعتمادي در برجام وجود داشت، متن اين توافق نه 150 صفحه بلکه دو صفحه مي‌شد. با اين وجود مجددا کيهان حملات خود را عليه شخص وزير خارجه ادامه مي‌دهد. شامگاه دوشنبه نيز مجري يکي از برنامه‌هاي سيما تلاش داشت به مخاطب القا کند که رهبري مخالف امضاي برجام بود. اصرار اين مجري صدا و سيما با واکنش محمدرضا باهنر مواجه شد. اين چهره که از اصولگرايان معتدل است، گفت: «شما فکر مي‌کنيد اگر برجام مخالف جدي در سطح بالاي نظام داشت اصلا کسي اين اجازه را داشت که برجام را امضا کند؟ شما فکر مي‌کنيد اگر در مملکت رهبر معظم انقلاب نهايتا تصميمي بگيرند کسي هست که بتواند خلاف آن عمل کند؟» از سوي ديگر رفتار صدا و سيما با وزير امور خارجه در مدت اخير - از ساخت گاندو گرفته تا پخش نکردن نشست خبري - نشان مي‌دهد رسانه ملي گاه بدون توجه به منافع ملي انگارصرفا به تخريب بخش‌هايي از دولت مي‌انديشد. عجيب‌تر آنکه از بين رفتن کامل برجام خواست مشترک بخشي از تندروها بويژه تندروهاي آمريکايي و اسرائيلي است؛ اين همنوايي اگر از سر قصد و غرض نباشد حداقل قابل تأمل است.

فرار از کارنامه

نکته مشهود ديگر در رفتار اصولگرايان، فرار از کارنامه مديريت 8 ساله کشور در سال‌هاي 84 تا 92 است. آن‌ها مي‌خواهند احمدي نژاد را فردي جداي از اصولگرايي دانسته و از او برائت بجويند. حدادعادل مي‌گويد: «احمدي‌نژاد در تمام دوران هشت ساله خود حتي يک بار هم نگفت که اصولگراست و از همان اول راه خود را از اصولگرايان جدا کرد و ما هم مدام با وي درگير بوديم چون از اجراي برخي مصوبات مجلس خودداري مي‌کرد و مي‌گفت من بايد تشخيص دهم که کدام مصوبات اجرا شود و کدام اجرا نشود، البته ما هم امروز اصراري بر کلمه اصولگرايي نداريم و مراد ما از اين انقلابي عمل کردن است». سؤال اينجاست چرا اصولگرايان در سال 88 از فردي که کوچکترين التزامي به قانون نداشت و علنا آن را ابراز مي‌کرد اين چنين حمايت مي‌کردند؟ امروز وظيفه نيروهاي ميانه رو آن است که به روشنگري عليه تندروي‌هاي برخي جريان‌ها بپردازند و مانع از افتادن کشور به دامان فاجعه حضور دوباره افراد تندرو شوند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی