بستن

گناه جامعه چیست که آگاه شده است؟!

گناه جامعه چیست که آگاه شده است؟!
امید فراغت روزنامه نگار

نوجوانان و جوانان جامعه امروز ايران حق دارند در قسمت درست و مناسب تاريخ ايستاده باشند! فناوري و تکنولوژي هديه‌اي بي بديل به نام «آگاهي» را به جوامع کم‌تر توسعه يافته و يا در حال توسعه داده است! اگر مسئولان خوانش طبيعي از واقعيت‌هاي جامعه امروز ايران که به نوعي محصول قدرت اجبار زمان است، نداشته باشند به نوعي به تقابل با روند طبيعي زمان دچار شده‌اند! و معني و مفهوم نابخردانه‌اي از ادبيات قدرت را در اذهان قشر جوان جامعه مي‌کارند! اين بذر رشد خواهد کرد و در نقطه‌اي از زمان و مکان به سوال در خواهد آمد! در آن نقطه سوال‌ها بي‌پاسخ خواهند بود! هنر يک سياستمدار غير از درک زمان و مکان چه مي‌تواند باشد؟! سياستمداري که بتواند تفاوت بين داده‌هاي انتخاب و اختيار و اجبار را درک کند، سياستمداري براي همه فصول خواهد بود! گناه جامعه چيست که به واسطه فناوري و تکنولوژي به آگاهي رسيده‌اند؟! اينکه براي بودن‌هايي بايد جماعتي نبودن‌ها را تجربه کنند! آيا جزو عدالت طبيعت است؟! سوال کليدي اين است که چطور و چگونه برخي کشورها مانند کره‌جنوبي، ژاپن، مالزي، ترکيه و... مي‌شوند و به واسطه چه روش و منشي برخي کشورها کره شمالي، ونزوئلا، نيکاراگوئه، افغانستان، عراق، سوريه و... مي‌شوند؟! اين درست که استعمارگران در به صعود و سقوط رساندن برخي جوامع نقش دارند! اما چه دليل و يا دلايلي درون نهادي وجود دارد که کشورهايي از نقطه نظر اقتصادي، سياسي و فرهنگي شرايط متعادلي ندارند؟! آيا کشورهايي نظير کره‌شمالي، ونزوئلا، عراق، سوريه، يمن و... مي‌توانند در نظام بين‌الملل تاثير گذار باشند؟! قاعدتا خير! البته تاثيرگذاري هم مي‌تواند مطلوب و يا نامطلوب باشد! نکته مهم اينکه وقتي فناوري و تکنولوژي فضاي ذهني جامعه را ارتقا داده است و نسل نوجوان و جوان جامعه در معرض داده‌هاي مختلف زيستي قرار گرفته‌اند و به نوعي تفاوت دوغ و دوشاب فهميدني شده است نبايد به دليل ادبيات قدرت و حفظ و توسعه آن روند طبيعي حرکت جامعه را ناديده گرفت! آيا سياستمداران مي‌توانند با درک زمان و روند طبيعي حرکت جوامع، تبديل به شخصيت‌هاي کاريزماتيکي شوند که همواره در صفحات خوب تاريخ حضور داشته باشند؟! بَرنده بودني که منجر به شکست ملت در يک تاريخ شود چه سود و فايده‌اي خواهد داشت؟! البته به عنوان مثال اگر کره‌شمالي، کره‌شمالي شده است مردم‌شان اين طور خواسته‌اند! اگر ونزوئلا، ونزوئلا شده است محصول نوع نگاه مردم آن خطه است. بنابراين يکي از وظايف روزنامه‌نگاران، روشنفکران، نخبگان و سياستمداران واقع‌گرا اين است که جامعه را هوشيار کنند و به مردم تفهيم موقعيت کنند که در هر شرايطي که حضور داريد عين خواست و مطالبات‌تان است و مردم باعث مي‌شوند که جامعه و حاکمان شبيه به هم باشند!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی