اين روزها درخصوص نحوه حضور اصلاحطلبان در انتخابات گمانهزنيهايي صورت ميگيرد و سعيد حجاريان نيز مسائلي را در اين باره مطرح کردهاند، اما هنوز موضع رسمي جريان اصلاحات در خصوص انتخابات روشن نشده و تصميمي در اين باره اتخاذ نشده است. سخنگوي شوراي نگهبان نيز اعلام کرد ديدارهايي با برخي اصلاحطلبان دارد و مذاکراتي در جريان است. در نتيجه الان براي پيشبيني شرايط انتخابات 98 زود است و بايد صبر کرد و ديد آيا اين مذاکرات به نتيجه ميرسد يا خير. با اين وجود شاخصهايي وجود دارد که ميتواند در اين زمينه اثرگذار باشد. يکي از اين شاخصها عملکرد احزاب و گروههاي سياسي در دورههاي قبل است. در چند دوره اخير اصلاحطلبان توانستهاند نظر مردم را به ليستهاي خود جلب کنند و عملکردي از خود برجاي گذاشتند که مردم ميتوانند درخصوص آن قضاوت کنند. البته بايد در نظر داشت که هيچ چيز مطلق نيست و بسياري از مسائل به روزهاي منتهي به انتخابات ربط دارد. در خصوص عملکرد نيز بايد ديد آيا امکان ورود نيروهاي تراز اول جريان اصلاحات به ليستهاي انتخاباتي وجود داشت و آنها ميتوانستند بهعنوان نماينده راهي مجلس شوند؟ اينگونه نبود و در نتيجه ليستي حداقلي با سختيهاي فراوان تهيه شد. همه به خاطر داريم که در چه شرايطي دخالت بزرگان جريان اصلاحات شرايطي پديد آورد که اجماع صورت گيرد و ليستي 30 نفره براي معرفي به مردم آماده شد. در آن شرايط ليست حداقلي با اعتماد مردم به مجلس رفت و عملکردي از خود برجاي گذاشت؛ عملکردي که بايد در قالب مسئوليتها و اختيارات نمايندگان مجلس سنجيده شود. در ايران نماينده مجلس يکسري مسئوليتها دارد، مانند نظارت. نظارت يعني نماينده بتواند هرجا که خواست بررسيهاي لازم را به عمل بياورد و تذکرات لازم را بدهد، اما اختيارات لازم براي اين مسئوليتها وجود ندارد. از سوي ديگر بسياري از نمايندگان به دلايل متعدد از همين اختيارات موجود نيز استفاده نميکنند. برخي شواهد حاکي از اين است که در برخي مسائل مانند همين بحث رايگيريهاي اخير به منظور انتخابات رئيس مجلس، بعضي از نمايندگان با جريانهاي رقيب همکاري کردهاند تا منافع شخصي خود را تامين کنند. اين مسائل در شرايطي ايجاد ميشود که نماينده روي جريان سياسي خود تعصب نداشته باشد و با هر چرخش منافعي چرخش موضع دهد. بايد ابتدا اصلاحطلبان تصميم قاطع بگيرند و نمايندگاني را به مردم معرفي کنند که واقعا اصلاحطلب باشند. اگر اين اتفاق بيفتد ميشود اميد داشت که مردم به صحنه بيايند. در شرايط فعلي گزارشها حاکي از آن است که استقبال مردم از انتخابات درصورتي پرشور خواهد بود که تغييري جدي رخ دهد. به طورکلي اين را هم بايد در نظر داشت که مردم همواره تابعي از سياستمداران نيستند و اگر شرايط مطلوب نظر آنها پيش نرود، بهرغم خواست سياستمداران ممکن است به رأي و نظر شخصي خود عمل کنند. بايد شرايط مطلوب مردم يعني تامين سلايق آنها را براي انتخابات فراهم شود و پس از آن انتظار داشت که مردم مثل هميشه پرشور به صحنه بيايند.