بستن

كانال ارتباطي تهران-واشنگتن ضروري است

كانال ارتباطي تهران-واشنگتن ضروري است

آرمان ملي- مرتضي رفيعي: خبرگزاري رويترز گزارش داد هايکو ماس، وزير خارجه آلمان يک بار ديگر تاکيد کرد که «آلمان در يک ماموريت دريايي در تنگه هرمز به رهبري آمريکا شرکت نخواهد کرد. آلمان يک ماموريت اروپايي را ترجيح مي‌دهد. در حال حاضر، انگليسي‌ها ترجيح مي‌دهند که به يک ماموريت آمريکايي ملحق شوند؛ اما ما اين کار را نخواهيم کرد.» به همين منظور «آرمان ملي» گفت و گوي کوتاهي را با قاسم‌محبعلي، مدير کل اسبق خاورميانه و شمال آفريقاي وزارت امورخارجه ترتيب داده که در ادامه مي‌خوانيد:

با توجه به آنکه هايکو ماس يک بار ديگر بر عدم مشارکت آلمان در ائتلاف آمريکايي‌ها در خليج فارس تاکيد داشته است. آيا مي‌توانيم چنين ائتلاف نيم بندي را ائتلافي شکننده بناميم؟

بايد دو مساله را از يکديگر تفکيک کرد اول آنکه امنيت خليج فارس و تنگه هرمز و همچنين آبراه‌هاي منطقه يک مساله بين‌المللي است. بنابراين همه کشورهايي که در اين منطقه تبادل تجاري دارند براي آنها امنيت منطقه اهميت دارد. بنابراين اروپايي‌ها علاقه‌مند هستند تا به نوعي از منافع خودشان حفاظت کنند. اما مساله ديگر آن است که سياست و منافع آنها با سياست و منافع کشورهاي ديگر يکسان نيست. به‌گونه‌اي که اروپايي‌ها علاقه‌مند نيستند که با آمريکايي‌ها در مساله فشار به ايران و تحريم‌هايي که آنها بعد از خروج از برجام انجام داده‌اند همراهي کنند. بنابراين به دنبال آنند تا اين گونه نشان دهند که موضوع امنيت خليج فارس جداي از سياست آمريکا در قبال فشار حداکثري در برابر ايران است. همچنين ژاپني‌ها با همين ديد و رويکرد به مسائل نگاه مي‌کنند. شايد ساير کشورها نيز همين ديدگاه را داشته باشند. بنابراين دو رويکرد کاملا متفاوت است اول آنکه حفظ امنيت آبراه‌هاي استراتژيک منطقه همچون تنگه هرمز، باب المندب، کانال سوئز و خليج عدن براي تمام کشورها حائز اهميت است. اما اگر کشورها اين نياز را احساس کنند که براي حفظ امنيت تجاري که يک مساله دسته جمعي بوده نيازمند يک همکاري بين‌المللي هستند در عين حال با سياست آمريکا برخورد پيدا نکند طبيعتا علاقه‌مند هستند که وارد آن شوند. البته در مورد موضوع آلمان بايد توجه داشته باشيم که آلمان بعد از جنگ جهاني دوم اصولا چارچوب مواضع دفاعي‌اش اين بوده که در حوزه‌هاي خارج از اروپا ورود پيدا نکند. هر چند تا حدودي در افغانستان و عراق حضور پيدا کرد. اما يکي از موارد مورد مناقشه در داخل آلمان حضور فرا اروپايي اين کشور است. به‌گونه‌اي که براي مرکل مشکل ايجاد کرده و مي‌تواند ائتلاف دولتش را بشکند. بنابراين اين مساله نيز مساله‌اي براي حضور نظامي فرا اروپايي آلمان‌هاست.

با توجه به آنکه وزير خارجه ترکيه تاکيد کرد تحريم‌ها عليه ايران به کل منطقه زيان مي‌رساند. اين موضع مولود چاووش‌اوغلو را حائز چه نکاتي مي‌دانيد؟

مساله تحريم‌هاي ايران روي تجارت خارجي کشورهاي حاشيه‌اي ايران تاثير منفي گذاشته است. بنابراين بسيار طبيعي است که ترکيه، امارات، عراق و ... قادر نيستند به راحتي با ايران تجارت انجام دهند. لذا توسعه اقتصادي کشورهاي حاشيه‌اي ايران به روابط و تبادل با يکديگر ارتباط مستقيم دارد. همه کشورهاي منطقه در حال توسعه بوده لذا احتياج به سرمايه‌گذاري خارجي و واردات دارند. از سوي ديگر چون اکثر کشورهاي منطقه وارد کننده مواد اوليه هستند در شرايط تحريم ايران دچار مشکلات زيادي مي‌شوند. همچنين با توجه به موقعيت استراتژيک ايران چون در کريدور شمال-جنوب قرار گرفته است. متاسفانه تحريم‌هاي ظالمانه آمريکايي بر عليه کشورمان اجازه نمي‌دهد تا اين راه گشوده شده و کشورهاي حاشيه‌اي ايران از طريق مسيرهاي ارتباطي کشورمان تبادلات تجاري خودشان را افزايش دهند.

آيا ترامپ به منظور پيروزي در انتخابات به دنبال وادار کردن ايران به مذاکره است؟

به نظر مي‌رسد هدف دولت آمريکا از زمان دولت جورج بوش تاکنون اين بوده که موضوع ايران را به نوعي در سياست خارجي آمريکا که يک موضوع کهنه بوده حل و فصل کند. اگر به گونه‌اي ترامپ بتواند ايران را پاي ميز مذاکره آورده و مناسبات تهران-واشنگتن از شرايط کنوني خارج شود طبيعتا يک پيروزي بزرگ براي ترامپ خواهد بود. در نتيجه تاثيرات شگرفي روي آراي او در آمريکا خواهد داشت. اگرچه سياست خارجي در انتخابات آمريکا تاثيرات چشمگيري ندارد. اما چون موضوع ايران حساس بوده و موضوع جنگ و صلح مي‌باشد لذا طبيعي است که دولت آمريکا به هر طرفي ميل کند تاثيرات شگرفي بر انتخابات خواهد داشت. بنابراين همانند عدم انتخاب مجدد کارتر بر اثر حوادث سفارت آمريکا در تهران و يا بوش‌پدر بر اثر جنگ اول خليج فارس همه و همه مي‌تواند براي ترامپ يک تابو و خطر باشد که اگر به سمت بحران ميل کند ممکن است حاصل آن اين باشد که ترامپ رئيس جمهوري يک دوره‌اي شود و يا اگر با تهران به نتايج مثبتي برسد مي‌تواند نسبت به دور دوم اميدوارتر باشد.

سفير ايالات متحده در بغداد مدعي شده که آمريکا کانال ارتباطي مستقيمي با تهران دارد. اين ادعاي آمريکايي‌ها با توجه به تحريم دکتر ظريف را در چه چارچوبي مي‌دانيد؟

وجود کانال ارتباطي و يا انتقال مواضع ميان تهران-واشنگتن از ابتدا وجود داشته است. به گونه‌اي که در تهران سفارت سوئيس چنين نقشي را ايفا مي‌کند. همچنين کشورهايي همچون عمان نيز طي ساليان اخير چنين نقشي را ايفا کرده‌اند. با صراحت مي‌توان گفت که وجود کانال‌هاي ارتباطي به معناي مذاکره نيست. بنابراين اين گفته سفير عراق برخلاف گفته‌هاي مقامات آمريکايي و دکتر ظريف است. به گونه‌اي که ايران مطرح داشته هيچ گونه کانال مذاکراتي با آمريکا ندارد. مذاکره به معناي آن است که دو طرف رودر رو و در يک چارچوب مشخص مذاکره کنند. اما کانال‌هاي انتقال مواضع مساله ديگري است. بنابراين کشورها مي‌توانند ديدگاه‌هاي خودشان را از طرق مختلف به يکديگر انتقال دهند. چنين روندي در دنيا سابقه‌دار است. حتي در زمان جنگ سرد نيز کانال‌هاي ارتباطي ميان شوروي و آمريکا در جريان بوده است. حتي در جريان جنگ ايران و عراق نيز کانال ارتباطي وجود داشت. لذا طرفين از طريق چنين کانال‌هايي مواضع خودشان را به يکديگر انتقال مي‌دادند. اما مفهوم چنين رويه‌اي مذاکره نيست.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی