در سخنان اخير وزير امور خارجه، در نشست خبري سه موضوع حائز اهميت بود. اولا او در صحبتهايش به طور مستقيم بارها به آمريکا حمله کرد و به بيان برخي اشتباهات کاخ سفيد پرداخت. دکتر محمد جواد ظريف در حمله به آمريکا تلاش کرد تا موضع صلح طلبانه ايران و موضع جنگ طلبانه تندروها در کاخ سفيد را برجسته کند تا به جهان نشان دهد که اين ايران نيست که در راستاي افزايش تنشها و بر هم زدن آرامش منطقه گام بر ميدارد. «گروه بي» اخيرا سناريوهاي زيادي عليه ايران طراحي کرده و در پي آن است که با کشاندن ايران به ورطه اقدامات افراطي، چهره صلحطلبي که به واسطه برجام و تلاشهاي وزير امور خارجه به دست آمده، تخريب کند. آقاي ظريف تلاش داشت با ارائه تصويري صحيح از آمريکا اين توطئه آنها را خنثي کند. وزير خارجه حتي به بهانه وجود آمريکا در شوراي امنيت، به اين نهاد هم حمله کرد و گفت که احترام امامزاده به متولي است. يکي ديگر از موضوعات قابل توجه در سخنان ظريف اما حمله به اروپا و بدعهديهاي کشورهاي اروپايي بود. او با طرح دو موضوع اينستکس و نفتکش، تلاش کرد که به تبيين منطق ايران در برخورد با اروپا بپردازد. محمدجواد ظريف با بيان اينکه اروپا بايد نهايت تلاش خود را براي تأمين منافع ايران به کار بندد و با آمريکا در راستاي پروژه ايران هراسي همراه نشود. هميشه عنوان ميشد که اروپا بدون آمريکا قادر به حفظ برجام نيست اما ايران صبر کرد تا در عمل اين موضوع به اثبات برسد. ظريف تصريح کرد که براي ادامه کار و اينکه جمهوري اسلامي ايران اقدامات خود را به قبل از کاهش تعهدات برجامي بازگرداند بر دو موضوع تأکيد ويژه کرده، از جمله اينکه ميزان فروش نفت ما به قبل از مي 2018 يعني قبل از خروج آمريکا از برجام بازگردد و منابع مالي آن به ايران بازگردد. او اين دو خواسته را کف مطالبات ايران از اروپا دانست. که نشانگر عزم جدي ايران در کاهش تعهدات براي تأمين منافع اقتصادي خود است. وزير امور خارجه تلاش دارد در سخنان خود با اروپا اتمام حجت کند که اگر اينستکس آنچه ايران ميخواهد نباشد، جمهوري اسلامي به هيچ وجه حاضر نخواهد شد کاهش تعهدات را متوقف کند؛ چرا که هدف از ايجاد اينستکس کاهش فشارهاي اقتصادي عليه ايران و تأمين منافع اقتصادي برجام براي تهران بود که هنوز ميسر نشده است. موضوع سوم مذاکره بود. وزير خارجه ايران خطاب به غرب تصريح کرد که موشک ميسازيم چون در جنگ به ما موشک نداديد و در نتيجه بر سر موشکها مذاکرهاي شکل نخواهد گرفت. مذاکره منوط به لغو کامل تحريمها است. همه اين مسائل نشان ميدهد تا زماني که آمريکا از مواضع خود عقب نشيني نکند، ايران به سياستهاي خود در خصوص برجام مبني بر کاهش تعهدات ادامه خواهد داد. وقتي به اين مساله مراجعه ميکنيم که چرا جمهوري اسلامي اکنون وارد مذاکره با آمريکا نميشود، مهمترين دغدغه همان رويکرد ترامپ در قبال کره شمالي است و اگر رئيسجمهور آمريکا همان روش را در قبال ايران نيز در پيش بگيرد، پاسخ ايران به افکار عمومي چه خواهد بود؟ زيرا ترامپ به علني کردن گفتوگو نياز دارد و ميخواهد از مذاکره در کمپين انتخاباتي خود بهره ببرد. اين در حالي است که در مذاکرات برجام، حاکميت اعلام کرد که چون آنها حق غنيسازي را به رسميت شناختند، ما نيز امتيازاتي داديم؛ اما اکنون امتياز بزرگي نميتوانيم از آمريکا بگيريم که افکار عمومي براي مذاکره با ترامپ توجيه شود. اما اگر مذاکره نکنيم بايد در تنش موجود دست برتر را پيدا کنيم و شرايط را به نفع خود تغيير دهيم تا آمريکا به اين جمعبندي برسد که از طريق افزايش تحريمها و فشارها به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد و به تغيير سياست خود و کاهش فشارها روي بياورد. در نتيجه مذاکره براي هميشه منتفي نيست؛ ولي بايد شرايطي ايجاد شود که ايران اگر برنده نشود بازنده هم نباشد.